طراحی مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست
  • نظرها: 0
  • ۱۰:۴۶:۵۳ | دوشنبه, ۱۶ / بهمن / ۱۳۹۶
  • در مقالات معماری
  • توسط ارگان معماری
  • نمایش ها: 224
  • امنیت روانی, روانشناسی محیط
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف

طراحی مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست

هر کودکی، بر روی کره زمین، زمانی آرزوی دنیایی پاكتر را در دل پرورانده است. دنیایی مبرا از این هزاران آزارهای زندگی، و در عوض مزین به باغ جادویی پر از عجایب، مخفیانه، أمن، مکانی برای تفرج و تماشای بیپایان انسانها و محیط پیرامونشان در تأثیرپذیری متقابلند. کودکان به سبب محدودیت های جسمی و روانی خود در قیاس با بزرگسالان، تأثیرپذیری بیشتر و عمیق تری داشته و در عوض، تأثیرگذاری کمتری بر محیط دارند و به این ترتیب بیش از بزرگسالان اجباراً تابع شرایط محیطی اند .


نقش روانشناسی محیطی در طراحی مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست با رویکرد امنیت روانی


رقیه ابراهیمی یگانه دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بوشهر،گروه معماری ، بوشهر، ایران

دکتر جمال الدین مهدی نژاد درزی دکتری معماری، عضو هیئت علمی، دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهیدرجائی،گروه معماری، تهران، ایران



چکیده

روانشناسی محیط اعتقاد بر این است که ادراك سرمنشا رفتار است و آنچه رفتارها را تحت تأثیر قرار می دهد و باعث به وجود آمدن رفتارهای مختلف در موقعیت های مشابه می شود، همانا ادراك است. هر فعالیت می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد و رفتارهای متنوعی را باعث شود. با وجود تنش های حاصل از مشکلات جامعه امروزی برکودکان بی سرپرست ایجاد مکانی مطلوب برای رهایی از تنشهای روزمره می تواند مطلوب باشد

هدف از این مقاله مطالعه و بررسی نقش روانشناسی محیطی در مرکز نگهداری کودکان بیسرپرست و تعامل افراد و به اشتراك گذاری لحظه ای در یک فضای مشابه را شامل می شود و نیازهای کودکان و در نهایت رسیدن به مجموعه ای مناسب، ویژه این نوع کودکان میباشد. به نظر می رسد با تاکید بر روانشناسی محیطی از طریق مطالعه عکس العمل های انسان نسبت به محیط و عکس العمل های محیط نسبت به انسان به ارزیابی فضا پرداخت و با اجرای آن در طراحی معماری می توان سطح کیفی آن را بالا برد. ضرورت شناخت روانشناختی، محیطی در تعامل انسان با محیط که ارتقاء کیفیت زندگی و سلامت افراد جامعه را در پی دارد بیش از پیش احساس می شود در این مکان، حریم شخصی به شکل مناسبی حفظ می گردد و عرصه های درون مجموعه به گونهای طراحی میشوند، که محیطی با آسایش روانی برای کودکان بوجود آورند.

تعامل افراد و به اشتراك گذاری لحظه ای در یک فضای مشابه را شامل می شود. کمبود چنین مجموعه ای در استان و نیاز جامعه به آن ضرورت انجام تحقیق می باشد. با توجه به رویکرد طرح، ایجاد فضای امن، شاداب و پرهیجان متناسب با نیاز طی روند معمارانه را متصور می شود. در تحقیق از روش کتابخانه ای جهت جمع آوری اسناد و مدارك، توصیفی، پیمایشی و روش میدانی جهت بیان واقعیت ها استفاده شده است.

واژههای کلیدی: روانشناسی محیطی، طراحی، مرکز نگهداری، کودکان بی سرپرست.



مقدمه

هر کودکی، بر روی کره زمین، زمانی آرزوی دنیایی پاكتر را در دل پرورانده است. دنیایی مبرا از این هزاران آزارهای زندگی، و در عوض مزین به باغ جادویی پر از عجایب، مخفیانه، أمن، مکانی برای تفرج و تماشای بیپایان انسانها و محیط پیرامونشان در تأثیرپذیری متقابلند. کودکان به سبب محدودیت های جسمی و روانی خود در قیاس با بزرگسالان، تأثیرپذیری بیشتر و عمیق تری داشته و در عوض، تأثیرگذاری کمتری بر محیط دارند و به این ترتیب بیش از بزرگسالان اجباراً تابع شرایط محیطی اند .

کودکان حساس ترین و تأثیر پذیرترین گروه سنی جامعه را تشکیل می دهند و در حساسترین و مهمترین سالهای زندگیشان یعنی زمانی که پایه های رشد شخصیتی- ذهنی- جسمی و اجتماعی آنها شکل میگیرد تا زمانی که وارد شهر می شوند نیازمند این هستند تا زندگی اجتماعی را در مقیاس خود تجربه کنند و این امر مستلزم فراهم بودن فضایی کودکانه و صمیمانه است.فضایی به دور از هیاهوی دنیای بزرگتر، دنیای پر از شادی با رنگهای زیبا که در آن کودك فرصت بیان افکار تازه و پرورش و رشد استعدادهایش را داشته باشد، فضایی که زمینهای مناسب برای خلاقیت کودکان فراهم آورد.


بیان مسئله

بیسرپرستی بیشتر از آنکه یک مشکل فردی باشد، مشکل اجتماعی است. امروزه در سرتاسر دنیا با افزایش بیرویه کودکان بیسرپرست روبهرو هستیم. این افزایش دلایل زیادی از جمله، فقر، جنگ، افزایش فساد و فحشا، اعتیاد و غیره دارد. این کودکان قربانیان خشونت جامعهای هستند، که نه تنها آنها را از داشتن پدر و مادر و کانون گرم خانواده محروم ساخته بلکه پذیرای آنها نیست و به چشم سربار به آنها مینگرد)شعارینژاد، 1390(


دوران کودکی، روزگار دریافت آموزشها، پذیرش دانشها و شکوفایی استعدادهای نهفته در وجود انسان است، که اگر این استعدادها هدایت و جهتدهی شود موفقیت و کامیابی آنان حتمی خواهد بود کودکان بیسرپرست سرمایه جامعه محسوب میشوند در نتیجه توجه به شکوفایی آنها توجه به پیشرفت جامعه می باشد)جعفری، 1384(


یکی از مشکلات کودکان ترس است روانشناسان عقیده دارند کودك با بازی کردن و حرف زدن میتوانند ترس خود را بیرون بریزند مثالً کودکانی که از آب میترسند با ایجاد شرایطی برای آببازی و آبتنی میتوان ترسشان را کنترل کرد در نتیجه میتوان گفت اگر محیطی مناسب را ایجاد کنیم کودکان خود باعث درمان ترس خود میشوند)ابوالقاسمی، 1386(

آنچه در کتاب قانون مشاهده میشود دلیل بر آن دارد که دولت نه تنها به رفع نیازهای مادی کودکان بیسرپرست میپردازد بلکه توجه زیادی به تربیت و شکلگیری شخصیت آنان دارد و این نیاز را بیشتر از طریق فضاهای نگهداری تأمین میکند (کمالان، 1388(

با ارتقاء و تقویت حس مکان میتوان شاهد سلامت روح و روان افراد، حفاظت از تجهیزات و تسهیلات محیط و افزایش مشارکت بود، همچنین روحیات ملایم و سازگار را پرورش داد)رضویان، شمسپویا، مالتبارلهی، 1393(


امنیت

در فرهنگ معین امنیت، بیخوفی وامن(جای أمن)، در امان بودن،امنیت دادن، راحت وآسوده و بی بیم معنا شده است )فرهنگ معین(.


امنیت روانی (روانشناسی فیزیولوژیک(

مسائل روانی اجتماعی زیر مجموعه علم روانشناسی است. روان شناسی فیزیولوژیک به عنوان علم میان رشتهای به بررسی 1 رابطه بین مغز و رفتار میپردازد؛ آن را همچنین میتوان از زاویهای دیگر، به عنوان روانشناسی زیست شناختی و علوم عصبی 2 رفتاری توصیف کرد. در تعریف واژههای میان رشتهای، مغز و رفتار واژههای کلیدی به شمار میآیند و کاربرد واژه میان رشته- ای نیز به دلیل بررسی فرآیندهای الکتریکی، مغناطیسی، شیمیایی و مولکولی در مغز است که به تنهایی با یکی از شاخههای علوم امکان پذیر نیست. برای توصیف چگونگی فعالیت سلولهای عصبی نیاز به اطلاعاتی در کالبدشناسی، بافتشناسی، شیمی اعصاب و الکتروفیزیکی است. بدین ترتیب استفاده از روشهای مختلف علوم برای توصیف روانشناسی فیزیولوژیک ضرورت دارد)خداپناهی، 1392(


چگونگی رفتار با ایتام
طبق آیات و احادیث موجود، نیکی به ایتام در نظر خداوند مانند نیکی به پدر و مادر و پرستش خدای یگانه ارج نهاده میشود، و بدی به آنها نکوهیدهترین اعمال در نزد خدا و پیامبر و ائمه اطهار میباشد. »و هم در حق فرزندان ناتوان و درباره یتیمان عدالت پیشه گیرید و در نیکی کوشید که هر کار خوب به جا آرید خدا برآن آگاه است.« پیامبر فرمودند: »من و کسی که یتیمی را سرپرستی نماید با هم در بهشت خواهیم بود.« و امیرمومنان نیز فرمودهاند: ظلم بریتیمان و کنیزان بلا وگرفتاری را فرود میآورد و نعمت و آسایش را سلب میکند.«)پاینده، 1382(


مشکلات مربوط به محیط زندگی فرزندان

مشکل اصلی و اساسی که مدنظر مسئولین با سابقه میباشد و بارها به آن اشاره شده است این است که به دلیل شرایط حاکم بر شبانهروزیها بچهها در مجتمعهای کمتر، احساس تعلق خاطر میکنند. آنان به هیچ چیز احساس وابستگی نمیکنند و چیزی را مال خود نمی دانند و احساس تملک در آنها بسیار ضعیف است)مرتضوی، 1373(


اصلاح محیط زندگی و محل اسکان فرزندان

در این مورد از کلیه کارکنان شاغل در شبانه روزیها بدون توجه به نوع شغل و میزان سواد به طور آزاد مصاحبه به عمل آمد نتایج به دست آمده نشانگر مطالبی است که به ترتیب اولویت به ذکر آن پرداخته میشود:25درصد از کارکنان به این مسئله اذغان داشتهاند که محیط زندگی کودکان باید مانند خانه باشد نه مثل اداره. تا بچه ها احساس امنیت خاطر داشته باشند. به خصوص از جابجایی بچه ها و تغییر سکونت آنها جداً اجتناب شود و در برنامهریزیها به علایق و خواسته های فرزندان نیز توجه نمایند. در ضمن پیشنهاد کرده اند که حضور کارکنانی با جنس مخالف در مراکز شبانه روزی می تواند درآموزش وکسب تجربه لازم با جنس مخالف مؤثر باشد.

از مسائل دیگر که اشاره به آن لازم است. مشکل همسایه های مجاور مرکز شبانهروزی میباشد زیرا آنها همیشه به بچه های این مرکز به چشم فرزندان پرورشگاهی نگاه میکنند و از نشست و برخاست فرزندان خود با آنها جلوگیری میکنند. با استقرار فرزندان در مناطق متوسط شهر میتوان آنها را با فرهنگ متوسط جامعه آشنا کرد)همان(


مفهوم فضا در معماری

یکی از مفاهیم بنیادی در معماری، مفهوم فضا است و گستره آن همه هستی را در بر میگیرد. فضای معماری مکانی برای حضور یا عبور انسان است و ظرفی است که در آن بخشی از فعالیتهای مربوط به زندگی بشر انجام میپذیرد. بنابراین فضای معماری با زندگی رابطهای ناگسستنی دارد. فضای زندگی انسان باید بتواند از یک طرف تأمین کننده نیازهای فیزیکی و مادی او باشد و از طرف دیگر برای رشد عقلانی و روحانی انسان با ایجاد فضایی کیفی و آرامش بخش بسترسازی و زمینهپردازی نماید. بنابراین فضای معماری محیطی مصنوع و فیزیکی است که در آن علاوه بر پرورش ذهن فعالیتهای طبیعی و بیولوژیکی انسان اتفاق میافتد. اگر زندگی تنها به مفهوم بیولوژیکی موردنظر باشد پاسخ آن از نوع فنی و علمی است اما مسئله این است که بخش مهمی از زندگی به فعالیتها و نیازهای ذهنی انسان مربوط میشود و در این عرصه است که نظریه ها شکل می- گیرند(ایزدی،1392.(

در حکمت و هنر اسلامی نیز فضا وجهی کمّی و اعتباری دارد و تنها در نسبت با انسان وجهی کیفی، حقیقی و واجد ارزش میشود، از این رو هیچ گاه بطور مستقل و بدون ارتباط با انسان مورد توجه معمار قرار نمیگیرد. از روزگاران قدیم رابطه بشر با فضا منحصر به شناخت آن نبوده است بلکه او فضا را درك کرده، در فضا حضور یافته و درباره آن تفکر نموده و برای انسجام دنیای خود به صورت تصوری واقعی دست به آفرینش فضا زده است. میتوان این ابداع را فضای هنری و یا توصیفی نامید. ابداع فضای توصیفی همواره وظیفه معماران و شهرسازان بوده است)قصری و همکاران،1382(

فضای معماری به فضای زندگی انسانها مربوط است و پس از قرنها هنوز »فضا« و »زندگی« و چگونگی ایجاد ارتباط بین این دو، مسئله اصلی معماری است. جدا شدن معماری امروز از تمامی علائم حیات انسان حاکی از عدم شناخت نیازهای واقعی انسان است، نیازها و سلیقهها تغییر مییابند و معماری نیز مرتباً دگرگون میشود. در کشور ما بیشتر مردم در فضاهایی زندگی میکنند که برای آنها ساخته نشده است و رابطهای بین ظرف و مظروف وجود ندارد. به هرحال فضای زندگی به صورت الگویی در جهان ایدهآلها از پیش وجود نداشته و معمار مسئول ایجاد آن است)علی پور و همکاران،1391(


فضای ادراک مستقیم

فضای ادراك مستقیم تأثیر و تصوری است که از ادراك لحظهای انسان ناشی میشود. ادراك لحظهای، احساس انسان را در درون فضا تحت تأثیر قرار میدهد و موجب برداشت متفاوت از فضا میگردد. ادراکات لحظه ای از عوامل زیادی تأثیر میپذیرند که مهم ترین آنها به شرح زیر است:


حرکت

ابسته بودن مفهوم فضا به زمان، از فضا پدیدهای چهار بعدی میسازد در حالیکه فرم پدیدهای سه بعدی است. مسیر نیز مکانیسم کشف فضاست و این مکانیسم به اندازه ساختار کالبدی فضا اهمیت دارد. برای غنیکردن فضای معماری، پدیدآوردن امکانات متعدد کشف فضا بسیار مهمتر از ایجاد فرمهای متنوع است)مدنیپور،1387(


نور

با طلوع و غروب روزانۀ خورشید، روز و شب پدید میآید و ادراك ما از فضای معماری و شهری کاملاً متفاوت میشود. ادراك بصری به نور وابسته است و بدون نور، رنگ و فرم معنی ندارند. با تغییر نور این دو نیز تغییر میکنند. نور اصلیترین عامل کیفیّت، پویایی و سرزندگی فضای معماری است و از نظر مفاهیم کیفی و سمبولیک و نیز از نظر کارکرد عملی، از جایگاه ویژه- ای در میان عناصر تشکیل دهندۀ فضا برخوردار است. نور و سایه در سطوح، تقابلهای شدید ایجاد میکنند و به آنها بعد می- دهند و بافت و نقوش میسازند)محمودی و همکاران، 1384(



رنگ

از نظر روانشناسی، رنگ موجد اثرات فیزیکی و روانی در انسان میشود. استفاده از رنگهای مختلف در مصالح گوناگون و ترکیب آگاهانه و هدفمندانۀ آنها باعث آرامش و پویایی فضای معماری می شود و تقویت عملکرد آن را موجب میگردد. جوامع مختلف از ترکیب رنگهای متفاوتی استفاده میکنند و رنگهای استفاده شده در فضای معماری و شهری آنها نشان دهندۀ تأثیرات فرهنگی و سلیقه های مردم آن سرزمین میباشد. در معماری ایرانی و اسلامی نیز از رنگ سفید که الهامگر نوعی بزرگی، پاکی و بالندگی اندیشه میباشد و رنگ آبی که گستردگی و وسعت آسمان صاف را به یاد می آورد، نشانۀ صلح است و به انسان آرامش میبخشد و نیز از رنگهای فیروزهای، لاجوردی و آبی فام که آدمی را به بینهایت و به جهانی خیالی و دست نیافتنی میبرند استفاده شده و هماهنگی و تضاد چشمگیری را در بیرون و داخل فضاها به وجود آورده است )دادرسجدی پیشخانی، 1385(



الگوهای فرهنگی و فردی

هر فرهنگ دارای الگوهای فضایی خاص بوده است و این الگوها در ادراك فضا مؤثرند. الگوهای فرهنگی متفاوت مسئول پیدایش الگوهای فضایی متفاوتی در فرهنگهای مختلف هستند. درونگرایی یکی از الگوهای فضایی- فرهنگی خاص ایران است. الگوهای فردی نیز در ادارك فضا مؤثرند. هر معمار الگوی مخصوص به خود را دارد و تصور فضایی او کاملا متمایز از یک فرد عادی است)شریفیان و جهانیان، 1392(


تعریف رفتار

رفتار به مجموع حرکات جسمانی قابل مشاهده گفته میشود و در حقیقت عمل یا فعالیتی است که کنشگر را با محیط پیرامونش مربوط میسازد. به عبارت دیگر، رفتار پاسخی است به انگیزشی که از سوی محیط پیرامون در موقعیت معینی صورت میگیرد (ریترز،1385(


-رفتار تنها تابع فعالیت نیست، بلکه ترکیبی از فعالیت و زمان و مکان میباشد و الزامات زیر را میطلبد.


-
فعالیتی که قابلیت انجام شدن به طرق مختلف را داشته باشند


-
بخشی خاصی از محیط که حال و هوای متناسب با رفتار داشته باشند.


-
برقراری ارتباط مناسب میان دو مورد فوق


-
یک دوره زمانی خاص) بحرینی، 1378(



فرآیند بنیادین رفتار انسان

آنچه معماران خلق میکنند محیط بالقوه ای است برای رفتار انسان و آنچه شخص استفاده میکند محیط مؤثر بر اوست. به عبارتی دیگر در فرآیند ادراك و شناخت فرد بر اساس اطلاعات بدست آمده از محیط و بر اساس ویژگیهای فردی و شخص خود نسبت به رفتار در محیط اقدام میکند(لنگ،1390)

ما اطلاعات بدست آمده از محیط نشأت گرفته از قابلیت های آن محیط است. لغت قابلیت را روانشناسی به نام جیگیلسبون مطرح کرد. قابلیت های هر چند مادی و چه غیر مادی، بخشی از داشته های آن پیداست که آن را برای موجودی خاص یا عضوی از یک گونه موجودات قابل استفاده میسازد. داشتههای مورد نظر گیبسون پیکرهبندی کالبدی یک شی با یک مکان رفتاری است که آن را برای فعالیتهای خاصی قابل استفاده میسازد. از آنجا که ادراك قابلیت محیط به میزان زیادی به ویژگیها و انگیزشهای انسانی فرد یا گروه بستگی دارد، فرآیندهای بنیادین رفتار انسان نیازمند تبیین دقیقتر است. این تبیین دقیقتر، درك بهتر محیط و قابلیت های آن را برای مردم مسیر خواهد ساخت(همان(

نحوه انجام یک فعالیت را رفتار گویند. رفتار انسانى برآیندى از انگیزهها و نیازهاى فرد، قابلیت محیط، تصویر ذهنى فرد از دنیاى خارج ناشى از ادراك او و معنایى که این تصویر براى او دارد، مىباشد. بنابراین هر فعالیت تحت تأثیر شرایط فوق مى- تواند اشکال مختلفى بخود گیرد و رفتارهاى متنوعى را باعث شود. به عنوان مثال روى نیمکت نشستن، چمباتمه زدن، لم فرد از محیط اجتماعی 3 دادن رفتارهاى مرتبط با فعالیت نشستن هستند(پاکزاد، 1385 .)رفتار منتج از برداشتها و دیدگاههای و مصنوع است)آلتمن، 1382(


ارتباط رفتار و محیط

از الگوهاى گوناگونى براى بررسى محیط و رفتار انسانها استفاده شده است. الگوى رفتارى انسان را موجودى رفتار محور قلمداد نموده است. این رویکرد کنشگرانه بر وابستگىهاى محیطى به مثابه عوامل تعیین کننده رفتارتأکید و تلاش مىکند آنها را شناسایى و در طراحى لحاظ کند. در الگوى بوم شناختى، رفتار و محیط چنان در هم تنیده شده است که تفکیک آن-ها دشوار است. رفتار در بستر محیط تعریفپذیر است. طبق این رویکرد محیط، ادامه هستى و شخصیت افراد به شمار مىرود. در واقع افراد عامل تغییر محیط هستند و نه پذیرنده صرف تأثیرات محیطى. این رویکرد رابطه انسان را با محیط خود پویا و دائم در حال تغییر مىداند. طبق این رویکرد، رابطه انسان با محیط در سطوح گوناگون برقرار مىشود، زیرا تأکید بیش از حد بر یک سطح، فرد را از یک کیفیت نظاممند رابطه رفتار و محیط غافل مىکند. این رویکرد قابلیت پیوند دادن رویکرد مکان محور طراح را با رویکرد فرایند محور پژوهشگر دارد)آلتمن،1382.(

عنصر روانشناسى از نظر بارکر به شکل خاصى از رفتار اشاره مىکند و عنصر غیر روانشناسى شامل اشیاى مادى است که بروز رفتارهاى خاصى را تسهیل می بخشد. مشاهده شده است که احتمال بروز رفتارى خاص در یک قرارگاه رفتارى مشخص بیش از احتمال بروز رفتارى دیگر است. چنین احتمال رفتاری بطور مستقیم به درك ما از هویت مکان ارتباط پیدا میکند. راپاپورت(1977 )،ارتباط رفتار و محیط را در سه سطح طبقه بندى کرده است: این رابطه با بررسی دو مقوله ارتباط آن دو موضوع و عکس العملها در انطباق با محیط نمایش داده میشود(عباسزادگان، 1384(



جبرگرایی

در این نظریه محیط کالبدی ارتباطی مستقیم با نوع رفتار دارد.گویی محیط نوعی اجبار مبنی بر به کار بردن نوعی رفتار خاص ایجاد میکند و مسئله رفتار و فرهنگ در این نظریه جایی ندارد


احتمال دهندگی محیطی

در این نظریه محیط به دلایل شرایط کالبدی خاص احتمال بروز برخی رفتارها را افزایش میدهد. به عبارت دیگر محیط شرایطی ایجاد میکند که احتمال بروز برخی رفتارها را نسبت به برخی دیگر افزایش میدهد. در اینجا بحث گوناگونی و حق انتخاب پیش می آید)عباس زادگان، 1384(

در این دیدگاه هر محرکی پاسخی خاص را ایجاد مینماید. محیط در چنین دیدگاهی عمدتاً به معنای شرایط اقلیمی و جغرافیایی است، اگر چه قابل تعمیم به محیط مصنوع نیز میباشد. دیدگاه امکان دهندگی محیط محیط فیزیکی را بستری میداند که امکانات و محدودیتهایی برای رفتار به وجود میآورد اما محیط تعیین کننده رفتار نیست بلکه صرفا امکان بروز برخی رفتارها را فراهم میکند و یا محدودیت هایی را برای بروز برخی دیگر از رفتارها به وجود میآورد. در این دیدگاه محیط است که بر رفتار انسان تأثیر میگذارد. در دیدگاه احتمال دهندگی ضمن آنکه مردم میتوانند رفتارهای مختلفی را در یک محیط داشته باشند و به انگیزههای فردی اهمیت میدهد، ویژگیهای طراحی و عوامل محیط مصنوع را در احتمال بروز رفتارهای خاص مهم میداند)رضازاده، 1380(


انعکاس و به کارگیری هیجان در فضاهای معماری

همان طور که مطرح گردید، بروز احساسات درونی با توجه به نظریات مختلف، به شش صورت ترس، خشم، نفرت، غم، شادی و علاقه )عشق( اتفاق میافتد که در جدول )1-2) جمع آوری گردیده. به بیان راهکارهای معماری در خصوص نشان دادن این هیجانات در اجزای معماری میپردازیم:



ایجاد حس آرامش در فضا

از آنجایی که محیط و انسان تأثیر متقابلی بر یکدیگر داشته و تغییر در یکی موجب ایجاد تغییراتی در ویژگیهای دیگری می شود، بنابراین میتوان با ایجاد تغییراتی در فضا برخی احساسات را در آن منعکس نمود. زمانی که با رعایت اصول معماری ویژگیهای محیط در راستای ایجاد حس آرامش پیش رفت، فرد در محیط احساس ارامش میکند و آرامش فرد نیز بر محیط تأثیر گذاشته باعث آرامش محیط میشود. بعد از این مرحله محیط مجدداً بر آرامش انسان تأثیر گذاشته و این مسأله به صورت یک سیکل پیوسته در محیط وجود داشته و در نتیجه آرامش در محیط تا زمانی که عاملی مخل آن را از بین نبرد، ادامه یافته و در محیط تثبیت میشود)احمدوند، 1393.(



نتیجه گیری

امروزه در معماری و شهرسازی صرف طراحی کالبدی فضاها به عنوان هدف تلقی نمیشود بلکه توجه به جنبههای انسانی هر فضا نقش تعیین کنندهای در طراحی آن فضا دارد. در معماری امروز حتی بهسازی ساختارهای شهری مانند بزرگراهها، پلها و ... جزء مهمترین اقدامات هر جامعه به شمار میرود. بدین ترتیب میتوان تصوری از اهمیت نقش فاکتورهای انسانی در سایر ساخت و سازها که به طور مستقیم با انسان ها سروکار دارند پیداکرد. در این بین فضاهای طراحی شده برای کودکان در مقایسه باز از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار است. 

همانطور که توسعه زیرساختهای شهری در بهبود بخشیدن و پیشرفت توسعه شهری به سمت توسعهای صحیح و پایدار بسیار مهم است، طراحی صحیح فضاهای زندگی کودکان که سازندگان نسل بعدی جامعه هستند در سوق دادن جامعه انسانی به سمت جامعهای سالم و مطلوب از اهمیت زیادی برخوردار است. ساخت مکان- هایی برای کودکان نیاز به افکار روشن و نو و نگرشی نوین دارد زیرا کودکان خیلی بیشتر از بزرگسالان، از محیط اطرافشان تأثیر میپذیرند. متخصصان و مشاوران امور کودك معتقدند که رشد اجتماعی، احساسی، عاطفی، روانی و جسمی کودك به شدت-تحت تأثیر کیفیت محیط میباشد. منظور از این محیط شهر، محله، کوچه و خیابانها ، مهدکودك، مدرسه، فضاهای بازی و به طور کلی هر جایی که کودك سالهای اولیه عمر خود را در آن سپری می کند می باشد. 

متخصصان معتقدند که معماران باید در طراحی برای کودکان توجه داشته باشند که هدف از طراحی خلق محیطهای جذابی برای آنان است که تواناییها و خلاقیتهای کودکان را بپروراند نه اینکه نیازهای آنان را سرکوب کند. نظر کارشناسان امورکودك این است که طراحی برای کودکان پیش دبستانی تأثیر قوی بر رشد اجتماعی آنان دارد. باید توجه داشت که معماری برای کودکان با رنگآمیزی و نقاشی دیوارها پایان نمیپذیرد. ساختمان های رنگارنگ مسلماً برای کودکان جذاب و مفید هستند اما تضمین کننده آسایش آنها نمیباشند. برای مراکز نگهداری کودکان علاوه بر اینها برنامهریزی دقیق نیز لازم است. 

کودکان محیط اطرافشان را از طریق حواسشان یعنی بینایی، لامسه، شنوایی، بویایی و حتی چشایی درك میکنند. در طراحی باید به این خصوصیت کودکان توجه داشت و همچنین طراح باید تلاش کند تا فضاها و پرسپکتیوها و به طور کلی جهان را از زاویه دید کودك ببیند. حتی ممکن است معمار در مواقعی قوانین و استانداردهای رایج را کنار گذاشته و خلق فضایی مطلوب برای یک کودك را هدف اصلی خود قرار دهد. نوع طراحی احجام، پلانها و سایت همگی به نحوی است که کودك بتواند فضاها را پاسخگوی نیازهای خود ببیند و علاوه بر این احساس امنیت و آرامش کند. استفاده از قوسها، رنگها و مبلمانهای کودکانه در فضاهای داخلی نمود هر چه بیشتر توجه به کودکان است که متأسفانه در نمونه بناهای ذکر شده در کشورمان اصلا به چشم نمی خورد.



منابع

آقاخانی، حمید، 1386 ،مبانی هنر های تجسمی، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور


آلتمن، ایروین، 1382 ،محیط و رفتار اجتماعی،  خلوت، فضای شخصی، قلمرو و ازدحام، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی


ایزدی، علیرضا، پاسخ به نیازهای انسان و طراحی محیط، کنفرانس بین المللی مهندسی عمران و معماری و توسعه پایدار شهری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز 1392


ابوالقاسمی، شهنام، 1386 ،روانشناسی رشد، تنکابن، انتشارات دانشگاه آزاد


احمدوند، محمدعلی، 1393 ، روان شناسی فیزیولوژیک، تهران، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی


براتی، ناصر، زرین قلم، فرزاد، 1392 ،بازشناسی مفهوم راه از دیدگاه یک جهان زبانی-فرهنگی بنا تاکید بر واژه های حوزه معنایی-فضاهایی ارتباطی در زبان فارسی، مجله باغ
نظر، شماره24 ،116-105


بحرینی، حسین، 1378 ،تحلیل فضاهای شهری، تهران، انتشارات دانشگاه تهران


پاکزاد، جهانشاه، 1385 ،سیمای شهر آنچه کوین لینچ از آن می فهمید، فصلنامه شهرسازی و معماری آبادی، شماره 53 ،
20-25


پاینده، ابو القاسم، 1382 ،نهج الفصاحه
، چاپ چهارم، تهران، دنیاى دانش، ص170


جعفری، زهرا، 1384 ،روانشناسی کودك، اصفهان، انتشارات انتظار سبز


خداپناهی، محمد کریم، 1392 ،انگیزش و هیجان، تهران، انتشارات سمت


دادرس جدی پیشخانی، محمدتقی، نقش رنگ در هویت شهرهای جدید، همایش بین المللی شهرهای جدید 1385


رضازاده، راضیه، 1380 ،بحران ادراکی-رفتاری در فضای شهری، ماهنامه شهرداریها، ویژهنامه شماره 5
.


رضویان، محمدتقی، شمسپوینا، محمدکاظم، مالتبنارلهی، عبدا ، 1393 ،کیفیت محیط کالبدی و حس مکان، فصلنامه علمی پژوهشی جغرافیا و توسعه، سال پنجم، شماره 10


ریترز، جورج، 1385 ،نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثالثی، تهران، انتشارات علمی


شریفیان، محمدامین، جهانیان، پدرام، بررسی ضرورت توجنه بنه مولفنه فرهنگنی در طراحی معماری زمینه گرا بر مبنای رویکرد انسانشناسی آموس راپاپورت، همایش ملی معماری و شهرسازی انسان گرا، آذر 1392


شعاری نژاد، علیاکبر، 1390 ،فلسفه آموزش و پرورش، تهران، انتشارات امیرکبیر


عباسزادگان، مصطفی، 1384 ،ابعاد اجتمناعی-روانشاختی فضناهای شهری، مجلنه بین المللی علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت ایران، شماره 16 ،172-149


علیپور، روجا، خادمی، مسعود، سنماری، محمدمهدی، رفیعیان، مجتبی، 1391 ،بررسی شاخصه های کیفیت محیطی در شناسایی اولویت های مداخله در محدوده بافت فرسوده شهر بندرلنگه، فصلنامه باغ نظر، شماره 9 ،13-21


قصنری، محمند علنی، خسنروی، محمنود، 1382 ، فرهنگ ایران زمین در آینه معماریو شهرسازی، دهمین کنفنرانس سراسری دانشجویان مهندسی عماران، دانشگاه صنعتی امیرکبیر
.


کمالان، مهدی، 1388 ،کتاب قانون، تهران، انتشارات کمالان


لنگ، جان، 1390 ،آفرینش نظرینه ی معماری (نقنش علوم رفتاری در طراحنی محیطنی)، ترجمنه علیرضا عینی فر، تهران، انتشارات دانشگاه تهران


مرتضوی، شهرناز، 1373 ،بررسننی وضعیت روانی، رفتاری فرزندان شبانه روزیه ای سننازمان بهزیستی استان تهران، دانشننگاه علوم بهزیستی


مدنی پنور، علی، 1387 ،طراحی فضای شهری، نگرشی بر فرآیند اجتمناعی و مکانی، ترجمه فرهاد مرتضایی، تهران، انتشارات پردازش و برنامهریزی شهری


محمودی، کوروش، شکیبامنش، امیر، 1384 ،اصول و مبانی رنگ شناسی در معماری و شهرسازی، تهران، انتشارات طحان



اشتراک

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.