بررسی آرایههای آجری خانههای تاریخی بهبهان در دوره پهلوی
بررسی آرایههای آجری خانههای تاریخی بهبهان در دوره پهلوی
نویسنده: زینب مشهور
تهیه و تنطیم متن وب سایت: علی رضا رحمت نیا
چکیده
در خانههای تاریخی بهبهان، دو گونه معماری سنگی و آجری با الگوهای ساختاری و تزییناتی متفاوت مشاهده میشود. قدمت بناهای آجری کمتر و غالباً مربوط به اواخر دوره قاجار و پهلوی است. در این بناها، آجر در هر دو بخش اجزا سازهای و تزییناتی به کار رفته است. نقش تزیینی آجر از ابتدای کاربرد این مصالح مورد توجه بوده و تزیینات آجری به عنوان یکی از آرایههای شاخص معماری بهبهان در بخشهای مختلف بنا و به شیوههای گوناگون اجرا شده است. لیکن مطالعات زیادی در این زمینه صورت نگرفته و مطالب ارائهشده در حد گزارشهایی در خلال معرفی بناهای تاریخی است. ضروری است که تحقیق و تفحص بیشتری در زمینه شناخت این تزیینات صورت گیرد. هدف از این مقاله بررسی تزیینات آجری خانههای تاریخی بهبهان به منظور مستندنگاری و کمک به ارائه الگوهای طراحی در پژوهشهای آتی است. لذا در ابتدا بر اساس اسناد و منابع موجود، تزیینات آجری در معماری ایران مورد مطالعه قرار گرفته و سپس با برداشتهای میدانی و با روش تحلیلی-توصیفی، الگوهای تزیینی در نمونه پژوهش، دستهبندی شده و انواع آجر مصرفی، انواع نقوش، شیوههای اجرا، محل کاربرد و سبک تزیینات بررسی شده است. برای این منظور، 28 خانه تاریخی و بیش از 50 سردر مطالعه شده و 47 نقش استخراج شده است. نتایج نشان میدهد تزیینات آجری غالباً در جدارههای داخلی حیاط به کار رفته و جدارههای خارجی به جز سردر، فاقد تزیینات است. نقوش آجری به شیوههای خوونچینی، رگچین، گلانداز، مشبک و گرهسازی اجرا شدهاند و شکلهای متنوعی از آجرِ تراش بهویژه در حاشیهسازی، قاببندی و قطاربندیها و در ترکیب با نقوش گلانداز و رگچین به کار رفتهاند. نقشها عمدتاً حاصل تکرار الگوهای پایه هستند. الگوهای پایه به صورت جناغی، گلهای پنجرگی، هفترگی، نهرگی و یازدهرجی (به صورت ساده و ترکیبی) مشاهده شدهاند. سبک طرح و نقش در تداوم آجركاری ایرانی، به صورت هندسی و بر پایه اصل تقارن شکل گرفته است.
کلیدواژهها:
آجركاری، تزیینات آجری، معماری سنتی بهبهان، آجر تراش، خوونچینی.
پرسشهای پژوهش
- تزیینات آجری در چه بخشهایی از خانههای تاریخی بهبهان به کار رفته است؟
- انواع آجرهای بهکاررفته در این تزیینات کداماند؟
- انواع نقوش و چیدمانهای آجری در این معماری کداماند و سبک طرح و نقش متأثر از چه الگوهایی است؟
مقدمه
آرایههای تزیینی بخش جداییناپذیری از معماری و فرهنگ هر سرزمینی است. معماری ایران در طول حیات خود از آرایههای گوناگونی بهره برده است. آجركاری به عنوان یکی از مهمترین آنها از دوره سلجوقی شکوفا شد و کاربرد تزیینی آن به اوج رسید. پس از آن در چند سده، از وسعت و عمومیت این تزیینات در مقابل گچبری و کاشیکاری کاسته شد (شکفته، احمدی، و عودباشی، 1394) و مجدداً در اواسط دوره قاجار رونق دوباره یافت و برای تزیین سردر خانهها مورد استفاده قرار گرفت. استفاده از اینگونه تزیین تا آغاز دوره پهلوی دوم استمرار داشت و پس از آن با رواج کاربرد سیمان، آهن، آلومینیوم و مصالح جدید، استفاده از آجر کم شد (مکینژاد، 1391). هنر آجركاری دوره قاجار و پهلوی در جنوب غربی ایران در شهرهای دزفول، شوشتر، اهواز و بهبهان بهوفور قابل مشاهده است. لیکن سهم آجركاری بهبهان در حوزۀ مطالعاتی بسیار ناچیز و در حد گزارشهایی در خلال معرفی بناهای تاریخی است. دلایل مغفول ماندن این تزیینات ارزشمند را میتوان وجود معماری دوگانه در بافت تاریخی بهبهان با دو مصالح سنگ و آجر و همچنین پراکنده بودن بناهای آجری در بافت تاریخی (جز در تعداد محدودی از محلات متأخرتر مانند محله محسنیها) دانست.
در دوره قاجار و پیش از آن، کاربرد آجر در معماری بهبهان محدود بود و معماری سنگی با ترکیب قلوهسنگ و گچ و پوشش طاقی یا تخت الگوی غالب معماری منطقه محسوب میشد. اما در دوره پهلوی با رواج مصالح آجری، آجر جایگزین سنگ شد. با متداول شدن این مصالح، آجر در هر دو بخش عناصر سازهای و تزیینی بنا مورد استفاده قرار گرفت و معماری سنگی از رونق افتاد. دلیل این رخداد را میتوان در ادامۀ تحولات معماری پایتخت و سایر شهرها در دورههای قاجار و پهلوی، فراوانی ساختوساز و سرعت و سهولت در اجرا دانست. نقش تزیینی آجر از ابتدای کاربرد این مصالح در معماری بهبهان مورد توجه بوده و آرایههای آجری ارزشمندی بر جای مانده است. لذا این پژوهش بر آن است تا با کشف، دستهبندی و معرفی مبسوط آجر و نقوش آجری در خانههای تاریخی بهبهان، بخشی از ویژگیهای معماری غنی آن را معرفی کند. محدودۀ مورد مطالعه، بافت قدیم بهبهان به مساحت تقریبی 114 هکتار و 44 محله است. بر اساس اسناد مکتوب و شفاهی سازمان میراث فرهنگی، قدمت اکثر خانههای تاریخی موجود در بافت قدیم به دوران قاجار و پهلوی میرسد و تعداد محدودی بنا از دورههای پیش از قاجار باقی مانده است. با توجه به اینکه رواج معماری آجری در بهبهان از اوایل پهلوی شکل گرفته است، نمونههای پژوهش مربوط به این دوره هستند.
روش پژوهش
در پژوهش حاضر، اطلاعات اولیه در زمینه شناخت آجر، تزیینات آجری و شیوههای اجرا، از طریق مطالعات کتابخانهای و اسنادی اخذ شده و اطلاعات مورد نیاز در محدودۀ مورد مطالعه، از طریق مطالعات میدانی-پیمایشی جمعآوری شده است. در این راستا تزیینات آجری 28 خانه و بیش از 50 سردر در محدودۀ بافت تاریخی بهبهان (تصویر 1) برداشت شده است. در انتخاب نمونهها، قدمت بنا، پُرکاری تزیینات و تنوع نقوش، مورد توجه قرار گرفته است. در برداشت میدانی از راهبردهای متعدد نظیر مصاحبه، عکسبرداری، اندازهگیری در محل، ترسیم اتودهای دستی و ترسیمات نرمافزاری استفاده شده است. استخراج موقعیت تزیینات، انواع مدولهای آجری، انواع تراش آجر، گونههای نقوش و شیوههای اجرای آنها، نتایج حاصل از برداشت و مستندنگاریهاست. پس از آن تحلیل نقوش بر اساس خروجی برداشتها و به صورت توصیف مقایسهای و منطقی انجام شده است.

بررسی آرایههای آجری خانههای تاریخی بهبهان در دوره پهلوی 7
پیشینۀ پژوهش
در زمینۀ شناخت و معرفی آرایههای آجری ایران منابع متعددی موجود است. این منابع را میتوان به دو دسته پژوهشهای پایهای و پژوهشهای تکمیلی تقسیم کرد. پژوهشهای پایهای با ارائه مباحث کلی، به معرفی آجر و تزیینات آجری، روشهای اجرا و نقوش مختلف آن پرداخته است. در این زمینه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
نجیب اغلو به بررسی سوابق نقوش آجری و فرازوفرود گرههای هندسی مبتنی بر کاربرد آجر و کاشی پرداخته و خاستگاه نماهای مقید به هندسه در معماری را سبک آجركاری قرن چهارم در شمال و شمال شرق ایران معرفی کرده است (نجیب اغلو، 1995). ورجاوند در مقالۀ «آجركاری در معماری ایران دورۀ اسلامی»، به معرفی گونهها و شیوههای مختلف آجرچینی پرداخته و آجركاری پس از اسلام را به پنج دورۀ تقریبی تقسیم کرده و ویژگیهای هر دوره را شرح داده است (ورجاوند، 137s). بزرگمهری (1381) در کتاب مصالح ساختمانی به معرفی برخی تزیینات آجری پرداخته است. محمود ماهرالنقش (1381) در کتاب میراث آجركاری ایران، انواع آجرهای تزیینی متأخر و برخی نقوش هندسی آجركاری در دوران مختلف را طرحبرداری کرده و شیوههای متنوع چینش آجر را بررسی نموده است. زمرشیدی و صادقی حبیبآباد (1397) در مقالهای به بررسی آجر و هنر آجركاری از دوران باستان تا امروز پرداخته است.
در پژوهشهای تکمیلی که حاصل مطالعات دانشگاهی متأخر است، پژوهشگر با تمرکز بر حوزۀ تاریخی یا محدودۀ مکانی خاص یا تلفیق آن دو و همچنین بررسیهای تطبیقی در نمونههای جزئیتر، آجر و آرایههای آجری را مورد مطالعه قرار داده است. از این دسته پژوهشها میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
شکفته، احمدی، و عودباشی (1394) در پژوهش خود به بررسی تزیینات آجركاری دورۀ سلجوقی پرداخته و با شناسایی چیدمانهای مادر و شاخص، تداوم آن را در دورههای بعد بررسی کردهاند. کیانی (1392) در پژوهشی، با بررسی جایگاه هنر آجركاری تزیینی در معماری دورۀ پهلوی اول، رویکرد سبک آجركاری در نما (ایرانی اسلامی، ایرانی باستانی، کلاسیک غربی، مدرن) و شیوههای طرح و نقش (ایرانی اسلامی، غیر ایرانی، تلفیقی) را بررسی کرده است. نوری جمشیدی، ولیبیگ، و کیانی (1398) به بررسی تطبیقی نقوش آجری شهرهای اصفهان و تهران در دورۀ پهلوی اول پرداختهاند. نعیما در کتاب دزفول شهر آجر، با تمرکز بر محدودۀ مکانی خاص به بررسی آجركاری دزفول پرداخته و با معرفی اجزای اصلی خوونچینی، نقوش مختلف خوونچینی دزفول را استخراج کرده (137s) و در جلد دوم (1399) این کتاب 282 نقش را با جزئیات دقیق بازترسیم نموده است. زرگرزاده دزفولی و دیگران (1395) به مطالعۀ گونههای خوونچینی در معماری دزفول پرداخته و اجزای بهکاررفته در هر بخش را بررسی کردهاند. دهار، طاهباز، و تابان (1398) کارکرد غیرتزیینی و نقش اقلیمی خوونچینی از طریق مدلسازی در محیط واقعی را مورد مطالعه قرار دادهاند.
با توجه به اینکه آجركاری یکی از آرایههای اصلی معماری بهبهان محسوب میشود، نبود مستندات کافی در این زمینه، علاوه بر این که سبب از بین رفتن این گنجینۀ غنی شده، زمینهساز مداخلات ناصحیح در مرمت و احیای بافت تاریخی میشود. بررسی این تزیینات میتواند در هویتبخشی و ایجاد ارتباط میان آینده و گذشتۀ این بناها مفید واقع شود. لذا این پژوهش با تمرکز بر خانههای تاریخی بافت قدیم بهبهان در دورۀ پهلوی، آرایههای آجری از نظر انواع آجرهای مصرفی، نوع نقوش، تکنیکهای اجرا و سبک طرح و نقش را بررسی کرده است. البته باید مدنظر داشت که بسیاری از پژوهشها و بررسیهای نامبرده، در زمینۀ شناخت کلی هنر آجركاری ایران به عنوان منابع اولیه این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است.
آجر در معماری ایران
آجر در معماری ایران قدمتی دیرین دارد. این مصالح از نظر اندازه و شکل در دوران مختلف دچار تغییر و تحول شده است. آجرهای چهارگوش و مستطیلشکل بیشترین کاربرد را در آثار معماری ایران داشتهاند. به طور کلی در دورۀ اسلامی نسبت به دوران قبل از اسلام، ابعاد آجرها کوچکتر شدهاند. محققان علت تغییرات عمده در اندازۀ آجر را معمولاً در نتیجۀ تغییر در نوع و طرز ساختمانسازی میدانند (زمرشیدی و صادقی حبیبآباد، 1397). آجر در معماری ایران به دو شکل استحکامی و تزیینی کاربرد داشته است. آجرهای تزیینی به شیوههای مختلفی تولید شدهاند. این شیوهها عبارتاند از: آجر واكوب و آبمال، آجر پیشبر، آجر مهری، آجر تراش، آجر تزیینی (قالبی و تراش)، آجر آبساب، قوارهبری (ورجاوند، 137s). انواع آجرهای واكوب، پیشبر، مهری و تراش در قرون اولیه اسلامی رواج داشتهاند و قدمت برخی از آنها به پیش از دوران اسلامی نیز میرسد (شکفته، احمدی، و عودباشی، 1394؛ زمرشیدی و صادقی حبیبآباد، 1397). پس از اسلام، با به اوج رسیدن آجركاری در دوران سلجوقی، این تزیینات که در دورههای پیشین فقط به یک حاشیۀ نوشتاری اکتفا شده بود، گسترش یافته و به اشکال متنوع و زیبایی دست مییابند (بزرگنیا، 138s). در این آثار انواع آجرهای پیشبر، مهری و تراش به کار رفته است. در دوران ایلخانیان، تیموریان و آل مظفر حاکمیت مطلق آجر از دست میرود و ترکیب عنصر کاشی و آجر و در برخی موارد سنگ و آجر جای آن را میگیرد. در دورۀ صفویه آجر به صورت آبساب استفاده میشود و همچنین به دلیل توجه بیش از حد به کاشی از اهمیت آجر کاسته میشود. در دورۀ قاجار، آجركاری به قاب دور سطوح و کتیبههای کاشی کاهش مییابد و استفاده از آجرهای تزیینی قالبی و تراش که آجر در اندازه و شکلهای مختلف هندسی و غیرهندسی است به اوج خود میرسد. در این دوره با ورود معماری متأثر از مغربزمین به داخل ایران، آجركاری نیز تحت تأثیر آن قرار میگیرد و در برخی شهرها نظیر تهران، اراک و تبریز، جزئیات آجری مشاهده میشود که دنباله آجركاری معماری گذشته ما نیست (همان). در دورۀ پهلوی هنر آجركاری تزیینی، سرآمد دیگر تزیینات معماری بود. این رویكرد در قیاس با سایر مصالح در شکل تزیینی آنها، به مراتب استفاده و کاربرد فراوانتر و اصلیتری داشت. طرحها و نقشهای تزیینی در این دوره در برخی شهرها، میراث مستقیم گذشته و در امتداد با نقوش سنتی و در برخی شهرها آمیخته با هنر و معماری غربی است (کیانی، 1392).
انواع نقوش آجری در معماری ایران
آجر به سبب نوع شکل هندسی و تنوع اندازهها، میتواند هزاران ترکیب متنوع را ایجاد کند. این ترکیبات حاصل چیدمانهای مختلف آجرهاست. به طور عمده، تزیینات آجركاری به صورت چیدمان در یک سطح، به صورت خفته راسته یا به صورت پس و پیش قرار دادن آجرها برای ایجاد سایه و حجم، همچنین ایجاد حجمهای برجستهتر مانند قطاربندی آجری یا در ترکیب با سایر مصالح مثل گچ و کاشی به کار میروند و به این طریق نقوش جدید و متنوعی را به وجود میآورند (شکفته، احمدی، و عودباشی، 1394). با توجه به آثار به جایمانده در معماری ایران، انواع تزیینات آجری از نظر گونۀ چیدمان و نقش عبارتاند از: رگچین، گلانداز، خفته رفته (پتكین یا هشتگیر)، فخر و مدین (مشبک)، گرهسازی (گره بنایی)، گرهسازی رنگی و خوونچینی.
- رگچین: چینش سادۀ آجر با ترکیب آجرهای یکنواخت و ایجاد طرحها و نقشهای مختلف در سطحی صاف رگچین نام دارد. در این شیوه چگونگی قرار گرفتن آجر در نمای بنا سبب ایجاد نقوش مختلف میشود. برخی طرحهای رگچین عبارتاند از: کله راسته، خفته راسته، حصیری (باد بزنی)، جناغی (آبشاری) و… (ورجاوند، 137s؛ پیرنیا، 1384).
- گلانداز: گلانداز شیوهای خاصی از رگچین است که در هنگام رگچین کردن، آن را چنان میچینند که از ترکیب آنها گلهای مختلف هفترگی، پنجرگی و سهرگی به دست میآید. برای جلوۀ گلچین، گاهی با سلهگذاری (پیش دادن آجر)، گل بهدستآمده را از متن آجر جدا ساخته یا با آجرهای رنگی آن را متمایز میکنند (بزرگمهری، 1381؛ پیرنیا، 1384).
- خفته رفته (پتكین/ هشت و گیر): در این روش آجرچینی از مایۀ صاف و مسطح خارج شده و با قرار دادن آجرها در سطوح مختلف به صورت برجسته و فرورفته طرحهایی با عمق و سایه روشن ایجاد میکنند (ورجاوند، 137s). هنگامی که عمق فرورفتگیها و برجستگیها در نقوش زیاد باشد به آن هشتگیر میگویند؛ این شیوه برای برجسته کردن نقوش بهویژه در ارتفاعات (مانند تزیینات منارهها) به کار رفته است (شکفته، احمدی، و عودباشی، 1394).
- فخر مدین: فخر به معنای گل پخته و مدین به معنای مادگی، حفره و فرورفتگی است و روی هم رفته به چیزی اطلاق میشود که قسمتی از آن خشت یا آجر و… و مابقی فرورفتگی و روزنهای کوچکی را تشکیل میدهد (پیرنیا، 1383، 355). این نوع آجركاری سطحی مشبک ایجاد میکند که علاوه بر عبور نور و تهویه، باعث ایجاد سایههای منحصربهفرد در فضای داخلی میشود (مؤمنی، عطاریان، و میرزاوند، 1395، 13s).
- گرهسازی: گره با استفاده از خطوط مستقیم و شکسته بر اساس یک سیستم منظم و منطقی شکل گرفته و ترکیبی از واحدهای هندسی پایه است که به آلتهای گره معروفاند. گرهها روی تمام سطوح مستوی و منحنی با انواع مصالح نظیر چوب، گچ، کاشی، آجر و سنگ بهتنهایی یا ترکیبی از آنها قابل اجرا هستند (شعرباف، 1385). گرهسازی آجری از شیوههای بسیار ظریف و پُرکار آجركاری تزیینی است که به کمک قطعههای مختلف آجرهای بریده و تیشهداریشده در اندازههای گوناگون انجام میپذیرد. طرحهای گره در مایۀ نقشهای ساده مثل مثلث، مستطیل، مربع، لوزی، ذورنقه و ترکیب آنها با یکدیگر و ایجاد چندضلعیها، ستاره شکلها و… میباشد (ورجاوند، 137s).
- آجركاری رنگی یا گرهسازی رنگی: در این شیوه با آجرهایی با رنگهای مختلف و به شیوهای مسطح، طرحهای گوناگون ایجاد میکنند. کاربرد آجرهای رنگی در نمای بنا، به دورۀ ایلخانیان برمیگردد (ورجاوند، 137s).
- خوونچینی: واژۀ خوون به نگارههای زینتی موزاییکمانندی که بر پیشانی بنا میساختند، گفته میشود. خوونچینی آرایش ساختمان به صورت آمود است و از ضخامت آجر در ایجاد انواع گرههای تزیینی در پیشانی نما استفاده میکنند. در این نوع آجركاری از قطعات مختلف آجر و کنار هم قرار دادن آنها برای ایجاد انواع گرههای تزیینی استفاده میشود. بعضی آجرها که زمینه را میسازند (گرسنه) عقبتر از دیگر آجرها که گره را میسازند (سیر) قرار میگیرند. قسمت عمدهای از این تزیین در دو شهر دزفول و شوشتر مشاهده میشود (نعیما، 137s).
کاربرد آجر در معماری بهبهان
آجركاری و در اصطلاح محلی برخی شهرهای استان خوزستان، خوونچینی بارزترین تزیین و دیوارنگاره در تزیینات معماری این منطقه محسوب میشود. قدیمیترین تزیینات آجری بهکاررفته در نما مربوط به مسجدجامع شوشتر و دزفول میباشد که متعلق به قرون اولیه اسلامی است و به سبک معماری اواخر دوران ساسانی است (کریمیان، 1381). تزیینات آجری متأخر خوزستان مربوط به دورههای صفویه، زندیه، قاجار و پهلوی است که عمدتاً در نمای خانههای تاریخی در شهرهای مختلف به کار رفته است.

بررسی آرایههای آجری خانههای تاریخی بهبهان در دوره پهلوی 7
بهبهان به عنوان یکی از شهرهای مهم خوزستان، دارای پیشینۀ تاریخی و معماری غنی است. بافت تاریخی این شهر از نظر کاربرد مصالح با دوگانۀ سنگ و آجر مواجه است (تصاویر 2 و 3). شواهد میدانی ناظر بر این مدعاست که بناهای سنگی دارای قدمت بیشتری بوده و بناهای آجری متأخرترند. هرچند در این شهر، مصالح آجری در دورههای قاجار و پیش از آن نیز کاربرد داشته، اما این نوع معماری در دورۀ پهلوی رایج شده است و اغلب خانههای این دوره با مصالح آجری بنا شدهاند. در این بناها آجر هم به عنوان عنصر اصلی سازه و هم در تزیینات به کار رفته است. لذا دو نوع آجر در بنا کاربرد داشته است:
- آجر قرمز که به عنوان زبره به کار رفته و از استحکام و دوام بالایی برخوردار بوده است؛
- آجر سفید که در نمای بنا به کار رفته، به دلیل بافت نرم آن، در اجرای انواع نقوش آجر تراش مورد استفاده قرار گرفته است. آجر مورد نیاز نیز از کورههای آجرپزی منطقه تأمین شده و این کورهها تا دهۀ 50 فعال بودهاند.
هرچند معماری آجری در ادامۀ معماری متداول بهبهان در طی سالها نبود، ولی به سرعت با معماری و فرهنگ این منطقه انطباق پیدا کرد و در ساخت بناهای جدید و همچنین توسعه یا بازسازی بناهای سنگی مورد استفاده قرار گرفت. لذا در این منطقه بناهای زیادی با ساختارهای ترکیبی (سنگ و آجر) مشاهده میشود. در این ساختارها، بخش سنگی قدمت بیشتری داشته و بخش آجری در توسعۀ بعدی بنا به آن اضافه شده است. با توجه به رواج مصالح آجری در دورۀ پهلوی، تزیینات آجری نیز به فراخور مصالح بنا و پیشینۀ آجركاری در منطقه رواج یافت. در حال حاضر بخش زیادی از بافت تاریخی، متشکل از خانههای آجری با تزیینات غنی است. لذا میتوان دورۀ قاجار را دورۀ گذار از معماری سنگی به معماری آجری دانست. با توجه به کاربرد آجر در معماری بهبهان و وجود کورههای آجرپزی، مشاغل مرتبط با این هنر نیز رونق داشت. از جمله میتوان به مشاغل آجرپزی و آجرتراشی اشاره کرد. هنرمند آجرتراش، کنار دست معمار ساختمان به خلق نقوش آجری پرداخته و پُرکاری و کمکاری نقش به تشخیص معمار و توان مالی صاحبخانه بوده است.
بررسی موقعیت تزیینات در خانههای تاریخی بهبهان نشان میدهد تزیینات آجری در خارج بنا در قسمت ورودی و سردر و در داخل بنا در چیدمان کلی بدنه، قاببندی جدارههای داخلی، کتیبههای حیاط، جانپناه بام، لبۀ بام، روزنۀ زیرزمین و ستونها به کار رفته است (جدول 1). بخش خارجی بنا به جز سردر فاقد تزیینات است.

بررسی آرایههای آجری خانههای تاریخی بهبهان در دوره پهلوی 7
گونهشناسی آجر در معماری بهبهان
همان گونه که پیشتر بیان شد، در معماری بهبهان، آجر در دو بخش کالبد و پوسته به کار رفته است. به طور کلی دو گونه آجر در ساخت بناها مشاهده شده است: آجر قرمز و سفید. آجر قرمز که به عنوان زبره و به اصطلاح محلی پَسكار در ساخت اجزای سازهای بنا مورد استفاده قرار گرفته و آجر سفید که در پوشش نما کاربرد داشته است. آجر قرمز به دو گونه آجر قرمز و آجر شکری مشاهده شده است. آجر شکری از درجه مرغوبیت پایینتری برخوردار بوده و در مقابل رطوبت، دوام کمتری داشته است. آجر سفید بهکاررفته در نما با توجه به کاربرد پوششی و تزیینی آن در اندازههای مختلف تولید شده است. با توجه به مشاهدات میدانی، آجر نما به سه گونۀ کلی قابل تقسیم است: آجر درشتدانه، آجر متوسط و آجر ریزدانه (تصویر 4). آجر درشتدانه، آجر فشاری متداول در منطقه با ابعاد 20×10×5 بوده که در پوشش کلی نما، اجرای نقوش رگچین، گلانداز و مشبکسازی و… به کار رفته است. در نقوش درشتدانه، آجر فشاری به صورت راسته یا کله و همچنین راسته با تناسبات و سایر قطعات مورد نیاز، مورد استفاده قرار گرفته است. این نوع آجر همچنین در ساخت انواع آجر تراش کاربرد داشته است. آجرهای متوسط با ارتفاع 4 سانتیمتر علاوه بر اجرای نقوش رگچین و گلانداز، در اجرای خوونچینی نیز به کار رفته و در ساخت آجر تراش نیز کاربرد داشتهاند. آجر ریزدانه مختص اجرای خوونچینی بوده و جزئیات ریز نقشی را ایجاد کرده است. این نوع آجر در ارتفاعهای 2/5 تا 3 سانتیمتر مشاهده شده است (جدول 2).

گونهشناسی آجر در معماری بهبهان
بر اساس مطالعات نعیما در تزئینات خوون چینی شهر دزفول، اجزای آجر به صورت چهار صافه، چاری یا دو صافه، سه صافه و کلوخ (یک صافه) به کار رفته است (نعیما، 1376). زرگرزاده و همکاران علاوه بر تقسیمات نعیما به کاربرد جز پنج صافه در تعداد محدودی از خون چینی های دزفول اشاره کرده اند(زرگرزاده دزفولی و دیگران، 1395). مشاهدات میدانی در بهبهان نشان می دهد. اجزای خون چینی بهبهان تقریبا تابع همین تقسیمات است با این تفاوت که علاوئه بر فروانی کاربرد جز پنج صافه، در تعداد محدودی از نقوش جز هفت صافه نیز مشاهده شده است. در جز هفت صافه طول آجر هفت برابر ارتفاع آن است. این جز با ابعاد 3*21 سانتی در اجرای برخی نقوش به کار رفته است (جدول 2 و 4).

گونهشناسی آجر در معماری بهبهان
انواع تراش آجر در معماری بهبهان
یکی از گونههای مهم آجر تزیینی بهکاررفته در معماری بهبهان، آجر تراش است. برای اجرای آن از آجرهای متوسط و درشت استفاده شده است. طرح مورد نظر بر روی آجرها ترسیم شده و توسط استاد آجرتراش با ابزارهای خاص این هنر تراشیده شده است. این نوع آجر در قاببندیها، حاشیهسازی و قطاربندیها و اجرای نقوش آجری کاربرد داشته است. با توجه به پیشینۀ این هنر در بهبهان، در جدول (3) با استناد به مشاهدات میدانی انواع این نوع آجر و محل کاربرد آن، دستهبندی شده است.

انواع تراش آجر در معماری بهبهان

بررسی آرایههای آجری خانههای تاریخی بهبهان در دوره پهلوی 7

انواع تراش آجر در معماری بهبهان
بررسی نقوش و روشهای اجرای تزیینات آجری در معماری بهبهان
برای گونهشناسی نقوش آجری، ابتدا آجركاری بخشهای مختلف بناها عکسبرداری و ثبت شده و گونۀ هر تزیین و محل اجرای آن، مشخص شده است. در تعیین گونۀ تزیینات علاوه بر الگوی نقوش (رگچین، گلانداز و…)، سطح آنها از نظر وجود یا عدم وجود برجستگی و عمق و همچنین کاربرد یا عدم کاربرد آجر تراش در نقش، مورد توجه قرار گرفته است. برای بررسی دقیقتر، هر نقش منطبق با جزئیات عکسبرداری شده، ترسیم شده است. در ترسیمات، الگوی پایه و تکرار شونده در هر نقش، نوع آجر بهکاررفته در آن (درشت، ریز، متوسط) و تقسیمات آجر مرتبط با آن نقش (کلوخ، یکصافه، دوصافه و…) استخراج شده و علاوه بر آن تعداد اجزای هر نقش برای بررسی ارتباط پیچیدگی نقش با اجزا برداشت شده است (جدول 4). پس از آن اطلاعات عددی شیوههای آجركاری از نظر فراوانی، تعداد اجزا و همچنین نوع الگوهای پایه، نوع آجر مصرفی و مکان اجرای آنها، به عنوان خروجی کمی برداشتها استخراج شده است (جدول 5).

بررسی نقوش و روشهای اجرای تزیینات آجری در معماری بهبهان

بررسی نقوش و روشهای اجرای تزیینات آجری در معماری بهبهان

بررسی نقوش و روشهای اجرای تزیینات آجری در معماری بهبهان

بررسی نقوش و روشهای اجرای تزیینات آجری در معماری بهبهان

بررسی نقوش و روشهای اجرای تزیینات آجری در معماری بهبهان


تحلیل و جمعبندی
در معماری خانههای تاریخی بهبهان تزیینات آجری در خارج بنا فقط در قسمت ورودی و سردر و در داخل بنا در بخشهای مختلف جدارههای حیاط نظیر قاببندیها، کتیبههای حیاط، جانپناه و لبۀ بام، روزنۀ زیرزمین و ستونها به کار رفته است. بررسی و تحلیل نقوش ارائهشده در جدول 4 نشان میدهد، این نقوش به سه گونۀ مسطح ساده، مسطح در ترکیب با آجر تراش و خفته رفته با استفاده از روشهای رگچین، گلانداز، خوونچینی، مشبک و گرهسازی اجرا شدهاند. در این نقوش، آجر سفید در ابعاد درشت، متوسط و ریز مورد استفاده قرار گرفته است. کاربرد آجر درشت و متوسط اغلب مربوط به اجرای نقوش رگچین، گلانداز و مشبک بوده و آجر متوسط علاوه بر کاربردهای مذکور در اجرای نقوش خوونچینی نیز به کار رفته است. آجر ریز صرفاً در خوونچینی استفاده شده و نقوش پُرکاری را خلق کرده است.
همان گونه که در جدول 3 مشاهده میشود، آجر تراش یکی از پایههای اصلی تزیینات آجری در معماری بهبهان است. برای اجرای تراش از آجرهای درشت و متوسط استفاده شده است. این نوع آجر اغلب در اجرای حاشیهسازیها و قاببندیها و قطاربندیها کاربرد داشته و همچنین در اجرای برخی نقوش آجری نیز به کار رفته است. بررسی تحلیلی نقوش نشان میدهد این نقوش در تداوم الگوهای سنتی آجركاری ایران به صورت هندسی و متقارن، اجرا شده و فاقد هرگونه رنگ و ترکیب با سایر عناصر تزیینی نظیر گچ و کاشی بوده است. اغلب نقشها حاصل تکرار یک نقش پایه هستند. الگوهای پایه، غالباً نقوش گلانداز ساده و ترکیبی بوده و در تعداد محدودی از نقوش، الگوی جناغی به کار رفته است (جدول 4 و 5).

در نقوش برداشت شده ، فراوانی خوون چینی بیش از سایر رو ش هاست. از 47 نقش استخراج شده، 23 نقش به روش خوون چینی، 12 نقش به روش گل انداز (اغلب در ترکیب با آجر تراش حبه قندی) و مابقی به سایر رو ش ها اجرا شده اند(جدول5). در نقوش خوون چینی، از تناسبات یکصافه (کلوخ)، دوصافه، سه صافه، چهارصافه، پنج صافه و هفت صافه استفاده شده است. کلوخ، جز اصلی همۀ نقوش خوونچینی است و پس از آن تناسبات سه صافه و پنج صافه بیشترین کاربرد را دارند. تنوع نقوش خوونچینی و گل انداز، حاصل تنوع چیدمان در اجرای نقوش پایه است. اغلب این نقش ها حاصل تکرار الگوهای پنج رگی، هفت رگی، نه رگی و یازده رگی هستند که به صورت ساده و ترکیبی و به شکل های متنوع خلق شده اند. برای مثال در الگوی پنج رگی و هفت رگی، با چیدمان متنوع آجر و تنوع روش اجرا، به ترتیب دوازده و نه
نقش پایه مشاهده می شود (تصویر 5). همچنین تحلیل ها نشان می دهد لزوما رابطه ای میان تعداد اجزا و پیچیدگی نقوش وجود ندارد و موارد دیگری نظیر استفاده از الگوهای پایۀ ترکیبی و میزان برجستگی و فرو رفتگی آجر در ایجاد پیچیدگی موثرترند. برای مثال در تصویر 5 الگوهای پایۀ پنج رگی در هر سه حالت 1، 3 و 10 از سه جزء تشکیل شده اند اما میزان پیچیدگی به ترتیب در نمونه های 10 و 3 به دلیل استفاده از الگوهای ترکیبی و تغییر در چینش واحدهای فرورفته، بیشتر از حالت 1 است. لذا می توان گفت خوون چینی به دلیل استفاده از نقوش برجسته و فرورفته قابلیت تنوع پذیری بیشتری نسبت به سایر شیوه ها دارد.
نتیجه
در این تحقیق، کاربرد آجر و آرایههای آجری در خانههای تاریخی بافت قدیم بهبهان در دورۀ پهلوی بررسی شده است. با وجود پیشینۀ معماری سنگی در بهبهان قدیم، آجر به سرعت خود را با معماری منطقه انطباق داده و تزیینات آجری غنی با اتکا به توان معماران و استادان آجرتراش بومی خلق شده است. این تزیینات در خارج بنا در بخش ورودی و سردر و در داخل بنا در جدارههای حیاط جلوهنمایی میکنند. آجر تراش به عنوان یکی از پایههای اصلی آرایههای آجری مورد استفاده بوده و در برداشتهای میدانی 20 تراش متفاوت آجر استخراج شده است. این آجرها اغلب در اجرای قاببندی، حاشیهسازی و قطاربندیها و همچنین در نقوش کتیبهها به کار رفتهاند.
در اجرای نقوش آجری از شیوههای خوونچینی، گلانداز، رگچین، مشبک و گرهسازی استفاده شده است. از میان 47 نقش برداشتشده، خوونچینی با 23 نقش و گلانداز با 12 نقش بیشترین سهم را به خود اختصاص دادهاند. اجزای خوونچینی عبارتاند از: کلوخ، دوصافه، سهصافه، چهارصافه، پنجصافه، هفتصافه و اجزای شق. کاربرد جزء شق (قناس) فقط در یک نمونه مشاهده شده است. بررسی سبکی طرح و نقش تزیینات نشان داده است نقوش آجری با بهکارگیری الگوهای سنتی به صورت نقوش هندسی و متقارن اجرا شده و فاقد هرگونه رنگ و ترکیب با سایر عناصر تزیینی نظیر گچ و کاشی بوده و همچنین نقوش از تکرار یک الگوی پایۀ هندسی حاصل شدهاند. نقش پایه در شیوههای گلانداز و خوونچینی عموماً گلهای پنجرگی، هفترگی، نهرگی و یازدهرجی بودهاند و تنوع نقوش، حاصل تنوع چیدمان گلها و شیوههای پس و پیش شدن آجرها در اجرای نقوش پایه بوده است. خوونچینی به دلیل استفاده از الگوهای برجسته و فرورفته قابلیت تنوعپذیری بیشتری نسبت به سایر شیوهها دارد.
مستندسازیها و نتایج حاصل از این پژوهش میتواند در مرمت و بازسازی بناهای تاریخی بهبهان مورد استفاده قرار گیرد. تداوم این تزیینات در معماری معاصر در وهله اول نیازمند شناخت شیوههای اجرا و الگوی نقوش تزیینات سنتی است که در این پژوهش به آن پرداخته شد. در وهله دوم نیازمند توجه به نحوۀ بهروزسازی آن متناسب با نیازهای معماری جامعه امروز است و میتواند موضوع پژوهشهای آتی باشد. با توجه به ویژگیهای اقلیمی بهبهان پیشنهاد میشود در کاربرد تزیینات آجری در بناهای معاصر این منطقه، شیوههای خوونچینی و مشبک به دلیل ایجاد سایه مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
پینوشتها
- بناهایی که مورد مطالعه قرار گرفتند عبارتاند از: منازل دیدهبان، نجف خان، عمارت محسنی، پوراسماعیل، علیشاه محسنی، دارایینسب، عظمایی، آسترش، چوپانینژاد، قنواتی، جوکار، بلادی، اخوان، اشرف مدرس، رکابی، اقبالی، حبیب موسوینسب، موسوینسب (دو حیاطه)، موسوینسب (منزل کوچک)، اسکندری (محله شاهفضل)، محمدرضا محسنی و تعدادی بنای ناشناس در سطح بافت قدیم که بخشی از آنها تخریب شده و در سطح معابر نمایان بودند.
- آجرهای چهارگوش نظیر آجر نظامی با ابعاد 40×40×4 و آجر ختایی با ابعاد 25×25×5 یا 20×20×5.
- در این شیوه، خشت بیرونآمده از قالب چوبی را تختهکوب و با دست آغشته به آب رویۀ آن صاف میکردند (زمرشیدی و صادقی حبیبآباد، 1397).
- در این شیوه، زمانی که خشت هنوز تر است با توجه به شکل مورد نظر، آن را مطابق با طرح با ابزار مخصوص بریده و شکل میدهند (همان).
- در این شیوه، اجرای نقش بر روی آجر به کمک قالب انجام میشد (همان).
- از تراشیدن بخش یا قسمتی از آجر با ابزارهای مختلف به هدف ایجاد طرح و نقشهایی هندسی و گیاهی روی بدنۀ آجر شکل میگیرد، به شغل کسانی که با تیشه آجرها را تراش میدادند، تیشهدار میگفتند (مکینژاد، 1391).
- این شیوه مخصوص دورۀ قاجار است؛ به این روش که آجر را با واكوب کردن در قالب به شکلهای مورد نظر میساختند و سپس زائدههای آن را بهگونه آجر تراش حذف میکردند (زمرشیدی و صادقی حبیبآباد، 1397).
منابع
- بزرگمهری، زهره. 1381. مصالح ساختمانی، آژند، آمود، اندود در بناهای کهن ایران (تقریر دکتر محمد کریم پیرنیا). تهران: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری.
- بزرگنیا، زهره. 138s. تزیینات آجری. مجله معمار، ش. 43: 90-98.
- پیرنیا، محمدکریم. 1383. آشنایی با معماری اسلامی ایران. تهران: دانشگاه علم و صنعت.
- دهار، علی، منصوره طاهباز، و محسن تابان. 1398. بررسی اثر خوونچینی بر انتقال حرارت از نمای جنوبی در تابستان، در اقلیم بسیار گرم و نیمهخشک خوزستان. نشریه معماری اقلیم گرم و خشک، ش. 10: 119-138.
- زرگرزاده دزفولی، مجتبی، سید کیانوش لاری بقال، نجمه سالاری نسب، و مهناز بابایی مراد. 1395. خوونچینی، تکامل و تناسب ابعاد آجر در نماسازیهای آثار معماری دزفول. دو فصلنامه مطالعات معماری ایران، ش. 9: 47-55.
- زمرشیدی، حسین، و علی صادقی حبیبآباد. 1397. آجر و هنر آجركاری از دوران باستان تا امروز. فصلنامۀ علمی-پژوهشی شهر ایرانی اسلامی، ش. 33: 5-17.
- شعرباف، اصغر. 1385. گره و کاربندی. تهران: سبحان نور.
- شکفته، عاطفه، حسین احمدی، و امید عودباشی. 1394. تزیینات آجركاری سلجوقیان و تداوم آن در تزیینات دوران خوارزمشاهی و ایلخانی. فصلنامۀ پژوهشهای معماری اسلامی، ش. 84-104.
- کریمیان، نعیمه. 1381. آجركاری در خوزستان. مجلۀ کتاب ماه هنر، ش. 45: 108-109.
- کیانی، مصطفی. 1392. جایگاه هنر آجركاری تزیینی در معماری دورۀ پهلوی اول. نشریۀ هنرهای زیبا- معماری و شهرسازی 28: 15-18.
- ماهرالنقش، محمود. 1381. میراث آجركاری ایران. تهران: سروش.
- مداری، ابراهیم، و علی کیکاوسی. 1381. نگاهی به توانهای گردشگری بهبهان. تهران: ایتا.
- مکینژاد، مهدی. 1391. تزیینات آجرتراشی در معماری. تارنمای معماری و شهرسازی معاصر ایران.
- مؤمنی، کورش، کورش عطاریان، و آذین میرزاوند. 1395. بررسی تطبیقی ویژگیهای تزیینات آجركاری خانۀ آخوند ابوی خرمآباد و خانۀ سوزنگر دزفول. فصلنامۀ علمی فنی هنری اثر، ش. 73: 123-142.
- مهندسین مشاور مادشهر. 1388. مطالعات و مستندنگاری بافت تاریخی بهبهان. سازمان میراث فرهنگی استان خوزستان.
- نجیب اغلو، گلرو. 1995. هندسه و تزیین در معماری اسلامی (طومار توپقاپی). ترجمه مهرداد قیومی بیدهندی. تهران: روزنه.
- نعیما، غلامرضا. 137s. دزفول شهر آجر. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور (پژوهشگاه).
- نوری جمشیدی، زینب، نیما ولیبیگ، و مصطفی کیانی. 1398. مطالعۀ مقایسهای نقوش آجری نمای بناهای تجاری- مسکونی شهرهای اصفهان و تهران در دورۀ پهلوی اول. نشریۀ هنرهای زیبا- معماری و شهرسازی 24: 49-59.
- ورجاوند، پرویز. 137s. آجركاری در معماری ایران دورۀ اسلامی. در: تزیینات وابسته به معماری ایران دورۀ اسلامی. بهکوشش محمدیوسف کیانی. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.