• ۱۳۹۷/۰۱/۲۸ ۰۶:۰۰:۳۱
  • در دانستنی های معماری
  • توسط argan2
  • بازدید: 134
  • اخرین ویرایش: ۱۳۹۷/۰۱/۲۸ ۰۲:۴۷:۳۰
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف
واژه های مهم در معماری سنتی ایرانی

واژه های مهم در معماری سنتی ایرانی

واژه های مهم در معماری سنتی ایران،

آجر پیش بر: آجری که قبل از پخت به شکل دلخواه شکل داده می شود.

 

آژند:ملات، خمیری است که فاصله میان مصالح را پرکرده ، قطعات مخترا به هم می چسباند.

آفتابگیر: قسمت متمایل به جنوب غربی، یا جنوب شرقی ساختمان.

آفتاب کور: قسمت رو به غرب ساختمان.

آمود:آرایشی که پس از پایان کار ساختمان بر آن می افزایند، تزیین الحاقی، نماسازی سنگی، آجری، کاشیکاری و گچ بری.

آهیانه:به معنی جمجمه، در گنبدهای دو پوسته، پوشش زیرین را گویند.

آسمانه: سقف

ارش:اندازه از نوک انگشت تا آرنج، در معماری به اندازه شش گره (۴۰ سانتی متر)

اِزاره: قسمتی از پایین دیوار است که معمولا برای استحکام بیشتر آمودی از سنگ و کاشی است.

ازج ـ ازغ: در معماری پوشش منحنی را گویند.

اسلیمی: نقش گردان یا انحنادار است.

استودان: استخوان دان، جای نگهداری استخوان مردگان (در کیش زرتشتی ) مانند آرامگاه های نقش رستم فارس.

اسپر:دیوار جداکننده، دیوارهایی که میان دو پایه ی باربر می سازند، بخشی از نمای ساختمان که در و پنجره نداشته باشد.

اشکوب: طبقه، سقف

افراز: ارتفاع، بلندی

انبسان: کنتراست

اندود دیمه: اندودی است که از خمیر آهک و خاکستر چوب بدست می آید. برای آب بندی بدنه ی آبگیرها و بند دیوارها را به دیمه می اندایند و آنقدر ماله می کشند تا کاملا صیقلی و سخت شوند.

انگدان: بخشاب، تقسیم کننده آب جوی هایی سنگی که در پشت سدها برای تقسیم آب می سازند.

اوزیر ـ افزیر: واداشتن، در معماری به معنی استخوان بندی بناست.

ایدری: مصالحی که از محل برداشته می شود.

بادپیچ ـ بادپروا: ترکهایی که جهت گرفتن باد در طاق ایجاد میگردد، به بادگیر هم اطلاق می گردد.

برسویا ـ برساو: اطراف چیزی را ساییدن، ساده کردن، پرداخت کردن.

بستو:نوعی قوس بیضی شکل استکه در ساخت گنبد استفاده می شود و نسبت فاصله ی کنونی به دهانه ی آن ۴ به ۳ است.

بوم آورد: از محل، حاصل خود محل، مصالح بوم آورد یعنی مصالحی که از خود محل باشد.

بی:به معنای تاب است و در معماری نوعی قوس بیضی شکل است.

پادیاو: حیاط دوربسته ای که حوض یا جوی آب درمیان داشته باشد، گودال باغچه( به فرانسوی پاسیو گفته می شود)

پاراستی: در معماری ایران چفت و طاق و گنبد را از جایی که شروع می شده قطع نمی کردند بلکه تکه ای را به صورت عمودی بالا برده سپس منحنی را شروع می کردند.

پاکار: جایی که طاق شروع می شود.

پالار: تیر حمال یا چیزی که فرسب روی آن قرار می افتد.

پتکانه: طاق بندی، طاقچه بندی، طاق های کوچکی که روی هم سوار می شوند.

پتکین: در خوزستان تونجه گویند. یعنی چیزی که به ترتیب از پایین به بالا پیش می آید.

پدپیل: پشت بند، دیوار یا نیم طاقی که در پشت دیوار برای نگهداری آن بسازند.

پده:درخت بی بار مثل: شورانه، تبریزی و سپیدار

پرورز: قاب، مرمر، تطیینات به صورت قاب بندی مربع و مستطیل در نمای ساختمان.

پرورزبندی: قاب بندی

پردالی: منحنی قوس به صورت نیم دایره

پشت بند: دیوار یا نیم طاقی که در پشت دیوار یا ساختمان به منظور استوار داشتن آن بسازند.

پنام:عایق

پناه:در خانه یا ساختمان قسمت رو به آفتاب را گویند.

پنجه پی: بیرون زدگی پی از دیوار

پنج اوهفت: پنج یعنی درگاه و او هفت یعنی پوشاندن.

پوشش تخت: پوشش هایی که با استفاده از تیرهای چوبی به صورت صاف زده می شود.

پیمون: اندازه و مقیاس، اندازه های مشخص و معینی که در طرح تکرار شود.

پیزر:گیاهی شبیه نی، نی قلم

پیلک:ستونک باریک و کوچکی که سرسوک دو دیوار قرار گیرد.

پیس پیسه: موزايیک های رنگی جهت تزیین.

تابش بند: تیغه های نازکی که جهت جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب در جلوی اتاق ها قرار می گرفته است.

تاوه:از دوران یک منحنی با خیز کم طاقی به نام تاوه بوجود می آید که معمولا در پوشش زیرزمین ها مورد استفاده قرار می گیرد.

تُرکشی: ریسمان کشی

ترک بندی: نوعی از ساختمان طاق و گنبد به صورت شعاعی و ترک ترک.

تنابه: طنبی، تالار بزرگ

تونگان:پیش کرده، مقرنس های سرستون، مثل سرستون های عالی قاپو و چهل ستون اصفهان.

تویزه: دندان های اصلی پوشش طاق ، لنگه، قالب، قوسی که با گچ و نی می سازند.

تیغه:دیوار جدا کننده باریک

جفت:قرینه سازی

جهازه یا پالانه: برای جلوگیری از وارد شدن بار به صورت مستقیم بر درگاه ها، طاقی دیگر روی آن میزنند تا بار را به جرزها منتقل نماید.

چپیله: پوشش سردرگاه

چغد:چفت، قوس، طاق و قوس بالای درگاه

چغازنبیل: چغا به معنای تپه، کوه، بلندی و چغازنبیل به معنی روی هم چیده شده است.

چَفت:قوس

چِفت:بست

چفت آویز: نوعی مقرنس که آویخته از سقف است.

چکاد:قله یا پیشانی

چلویا کرشک: کنگلومرا، ترکیبی از ماسه و روس طبیعی که به صورت بتن درآمده است.

چمانه: نوعی قوس است که از تقاطع دو بیضی بدست می آید.

چندن:چوب سختیست که از هندوستان می آورند.

چهارستون: جرزی که در چهار گوشه ی آن پیلک داشته باشد.

چهاربخش: نوعی پوشش که از تقاطع دو طاق آهنگ بوجود می آید.

خان خوره: خان به معنای کاروانسرا و خوره به معنای محل

خفت افتادن: پایین افتادن

خود:پوشش روییدن گنبد

خوانچه: سقف آویخته ای که برای دهانه های بزرگ از طاق می آویزند.

خوانچه پوش: قطعات مختلف کاربندی که بین دو تویزه را میپوشاند.

خیاره: شیارهای روی ستون

خیز:نسبت افراز به دهانه ی قوس

خیشخان: هواکش های روی پشت بام

دسکره: کوشک و ساختمانی که در میان باغهای بیرون شهر و در روستاها و تفرجگاهها می ساختند.

دوال:عنصری که بعد از کلاف بندی پای طاق ها برروی پنجره ها، جرزها و بالای طاقچه ها باگچ وبا شکلی ساده که برجسته تر از دیوار است می سازند.

رخبام: پیش آمدگی لبه ی بام

رگ چین: چیدن ساده ی آجر و سنگ و خشت لایه لایه بر روی هم.

رنگ بداقی: رنگ نزدیک به بنفش که از دوره ی قاجاریه در کاشی سازی مرسوم بود.

رودزن: بند وسدی که برای ذخیره ی آب در پیش رودها بندند.

روسوخته: فلز روی سوخته

روشندان: شبیه کلاه فرنگی است. عنصری با شکلهای مختلف است که جهت نورگیری به صورت عمودی بر روی طاق ها قرار می گیرد.

روغن منداب: روغنی که برای جلوگیری از خوردگی چوب به وسیله ی موریانه استفاده می شده است.

ریگ بوم: بوم به معنی زمین است، زمین های ریگی.

زغره:پیلکی که دور چفت نیز می چرخد.

زمودگری: نقش بندی

ژاژ:نوعی خاک که در بعضی مناطق کویری به جای کاه در کاهگل استفاده می شود.

ساخت:مصالح

ساروج: از ترکیب کلوخه گچ و آهک . گل رس و ماسه بدست می آید.

سازو:طناب هایی از الیاف خرما

سبویی: نوعی قوس است که از تقاطع دو بیضی به دست می آید.

 



برگرفته از کتاب تاریخچه و شیوه های معماری در ایران

تدوین: هوشنگ رسولی



تهیه و تنظیم: تحریریه معماری اَرگان

کپی با ذکر منبع (لینک) مجاز است

 

اشتراک

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.