• ۱۳۹۷/۰۲/۰۱ ۰۶:۰۰:۳۱
  • در دانستنی های معماری
  • توسط argan2
  • بازدید: 54
  • اخرین ویرایش: -/-
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف
واژه های شناسی معماری سنتی ایران

واژه های شناسی معماری سنتی ایران

واژه های مهم در معماری سنتی ایران،

ستاوند: چهل ستون هایی که در سه طرف دیوار ندارند مثل چهل ستون اصفهان.

ستون آوند: مکان هایی که فقط یک طرف آن ستون دارد.

ستون چهارپری: ستونی متشکل از چهار پیلک به هم چسبیده.

سفال مهری: قطعات سفالی است که به صورت پیشبر از گل نپخته می برند و روی آن مهر زده سپس آن را می پزند و گاهی لعابدار هم هست.

سفره خانه: اتاق پذیرایی، مثل سفره خانه کاخ سروستان.

سکنج: سه یعنی بیرون آمده، کنج بیرون آمده، شکلی که از تقاطع دو طاق بوجود می آید.

سنگ پاک تراش: سنگی که خیلی تراشیده شده باشد، ریزتراش و تقریبا صیقلی است.

سنگ خارا: گرانیت

سیمگل: ملاتی از ماسه و گل رس و اندکی گچ نیمکوب است.

شاپرک: یا سرمه دان، در کاربندی عنصری است که دو ضلع پایین آن بلندتر و دو ضلع بالا کوتاه تر است.

شاه تویزه: تویزه بزرگ

شش بند: ستاره تزیینی ( نوع معروف آن شش بند شیرازی ) در گره سازی معمول است.

شفته: ترکیبی است از گردآهک شکفته ی آبخوار شده و گل رس و ماسه که برای یکنواخت شدن زیر ساختمان در پی سازی بکار می رود.

شکنج: چین وشکن طاق بند زیر گنبد.

شکرسنگ: یا سنگ مها، سنگی است میان سنگ شیشه و سنگ گچ و ریزه های آن به خرده های چینی شکسته می ماند.

شنگه یا شنگرک: به معنی علم است، در معماری چوبهای کوچکی است که به صورت عمودی در دیوار می گذارند تا خرپا را به آن ببندند. ستونکی که بر روی آهیانه گنبد گذاشته و خود گنبد نیز به آن میچسبد و ستونی وسط آن میله قرار میدهند.

شنگرف: ترکیبی از گوگرد و جیوه که طلا را به خود می گیرد. در محل هایی که نیاز به طلاکاری داشتند اول شنگرف می کردند تا ورقه طلا به آن بچسبد.

صفه یا چفته: سرپوشیده، در خراسان به هر سرپوشیده ای اعم از پوشش تخت می گفتند و در جاهای دیگر به ایوانها و تالارهای که با طاق پوشیده شده باشند اطلاق می شده است.

صندوقه: حفره هایی که در داخل دیوار و یا با قرار دادن آجر بدست می آید.

طره: قسمتی از لبه ی دیوار بالای پنجره پیش می آید، باران گیر، آفتاب گیر.

طنبی: یعنی چادر، در معماری اتاق بزرگ است که در وسط ساختمان قرار دارد و اطراف آن را دیگر فضاها می گیرند، به اتاق دراز نیز می گویند.

غوره گل: نوعی شفته است که در شیب بندی بامها استفاده می شود، در غوره گل به جای آهک از نخاله ی گچ و خاک آوار استفاده می شود.

فرسپ: شاه تیر

فُرش آهک: نوعی دوغاب با ماسه نرم است که در بعضی مناطق کویری جهت بیرون کشیدن شوره آجر استفاده می شده است.

فریز: تمامی نقشهای باریک اصلی افقی

قطار ـ کتار: مثل دوال است با این فرق که در زیر آن پایه ها و یا مقرنس کاری داشته باشیم.

قواره: آجر و چوبی که جهت تزیینات به صورت منحنی بریده شود.

قوس تیزه دار: قوسهایی که در نوک آن تیزی دارد. تیزه دار را جناغی نیز می گویند.

قوس مازه دار: قوس هایی که تیزه دار نیستند.

قیرچارو: ملاتی است که به جای ماسه سیمان امروزی به کار می گرفتند. به طور کلی ترکیبی است از: شیرآهک + گل رس خالص+ گچ نیم پخته ی نیم کوب+ ماسه دست ساز از شکر سنگ.

کاز: طاق، قوس

کاشی هفت رنگ: کاشی سفید لعاب دار را نقاشی کرده آن را داخل کوره می گذاشتند و در کار تنظیم می کردند.

کاشی مهری: مشابه سفال مهری است. (رجوع شود به سفال مهری)

کانه پوش: طاق کوچکی که پشت طاق جهت شیب دار کردن آن می زنند وبه آن کوره پوش نیز می گویند.

کاه گل ارزه: ارزه= ریگ روان، کاه گلی است که علاوه بر خاک رس مقداری زیگ روان و خاک کاه شسته دارد که در نماسازی به کار می رود.

کبال: طنابی از کنف یا سیس خرما که برای بستن تیر به ستون استفاده می شده است.

کژاوه= کجاوه: پوشش بین دو تویزه که از هر دو طرف از چفت ها تبعیت می کند.

کِل: دروازه (لغت پیشنهادی از تیمور)

کلیل: یک نوع قوس کم خیز ایرانی بدون تیزه

کلیل پارتی: کلیلی است که در دوره اشکانی زیاد مورد استفاده بوده.

کل آفرنگ: کلاه فرنگی، گنبد تاج مانند، طاق واژگونه روزن دار، ساختمان میان باغها.

کلاوه: خانه های روستایی در منطقه ی کردستان و آذربایجان غربی که به صورت برج بوده است.

کمرپوش: پوششی که در کمر فضایی زده می شود و آن را به دو طبقه تبدیل می کند.

کوردر: درگاهی که بسته باشد، درگاه نما.

کوچه: دهانه

کوشک: ساختمانی که در میان یک حیاط و یا باغ قرار گیرد.

کیز: جایی که پاکار طاق می نشیند.

گاورس: ماسه هایی که به اندازه داته ی ارزن است.

گچ بری شیر شکری: گچ بری با برجستگی های خیلی کم

گچ بری زبره: گچ بری که اطراف آن خیلی ساییده نشده باشد. مثل: کتیبه ها، نمونه آن در سردر آستانه حضرت عبدالعظیم است.

گچ بری برجسته: گچ بری که برجستگی کم دارد.

گچ بری برهشته: گچ بری خیلی بیرون آمده

گچ بری پته: گچ بری که بر روی کرباس آهاردار انجام می گرفته است.

گچ تراش: شبیه به معرق است؛ گچ را در قطعاتی که می خواستند ، می بریدند، و روی کار سوار می کردند.

گریو: استوانه ی بلند زیر گنبد

گره ساز: نقش هایی که به صورت شکسنه است و خطوط مستقیم دارد.

گز: واحد اندازه در ایران

گُله: نقش برساو شده ای که به صورت تک یا تکرار شده باشد، موتیف.

گل اخرا: گل قرمز رنگ برای رنگ سازی

گل انداز: نماسازی هایی که در آجرچینی است و در کل نقش گلی را نشان می دهد.

گل آهک: ترکیبی از خمیر آهک شسته و گل رس آسیاب شده.

گل ریگ: آژندی است از ترکیب خاک رس و ریگ روان که برای اندود زیر گچ به کار می برند.

گنبد تزکین: گنبدی است که پوسته حمال آن به صورت ترک ترک ساخته می شود.

گنبد خاگی: خاگ به معنی تخم مرغ است. گنبدی است که از دوران بیزکند بوجود آید. مثل گنبد تاج الملک مسجد اصفهان.

گنبد رک: گنبدهای نوک تیز مخروطی و هرمی.

گنبد کمبیزه: گنبدی که قاعده اش به جای دایره بیضی باشد. مثل: مسجد حاج رجبعلی در تهران، امامزاده عبدالله و عبیدالله دماوند، امامزاده زید ورامین.

گیر: جایی که تیر در دیوار می نشیند.

لاپوش: طاق ضربی

لغاز: برجستگی عمودی کنار دیوارها

لونه: ترکیبی از نخاله ی گچ و خاک و ماسه است که برای فرش کف استفاده می شود.

لویی: مغزنی، گل نی

مردگرد: غلامگردش، راهرویی که پیرامون بنا می گردد.

مقصوره ـ گنبدخانه: قسمت اصلی مسجد است که محراب در آن قرار دارد. در اصل فقط به محل محراب گفته می شود.

معقلی: گره سازی مختلط کاشی و آجر

میانسرا: حیاط

نار: گنبد پیازی و نیم کره

نال: لوله و نای

نعل درگاه: چوب یا قوس پوشش سر درگاه

نخیر: قسمت های تو رفته در پلان

نقش برگ کنگری: نقش الهام گرفته شده از برگ کنگر، نمونه آن در گنبدخانه مسجد جامع قزوین مشاهده می گردد.

نگین: در گره سازی آجری، قطعاتی از کاشی را به صورت نگین و به صورت ساده استفاده می کردند که نمونه ای بسیار زیبا از آن در برج اخنجان دیده می شود.

نوش: درخت صنوبر

نهالین: تشکی با چهار بالش که به جای مبل استفاده می شده است.

نهاز: قسمت های بیرون زده در پلان

نهور: پرسپکتیو

واکوفته: برای نما دادن آجر با دو تخته دو طرف آن را صاف کرده، استفاده می کرده اند.

هره: آجری که به صورت نره می گذارند.

هرنو: سوراخ سقف

هرزه بندی: بند عمودی بین آجرها

هدش: نشیمن

هشتی: هشتی یعنی برجسته، بیرون آمده، تنها جایی از منطقه بسته خانه بیرون می آمده و ارتباط با خارج داشته است.

هشت وگیر: نوعی گره سازی تزیینی برجسته و فرو رفته. هشت=برآمده گیر= گود، فرورفته

هولی: ساختمان هایی که از سقف نور می گیرند.

هور: طرح یا پروژه

یزدی بندی: نوعی ترک بندی و کار بندی. آرایشی در زیر پوشش

یله: برگرفته از طبیعت نباشد.



 



برگرفته از کتاب تاریخچه و شیوه های معماری در ایران

تدوین: هوشنگ رسولی



تهیه و تنظیم: تحریریه معماری اَرگان

کپی با ذکر منبع (لینک) مجاز است

اشتراک

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.