• ۱۳۹۶/۰۹/۳۰ ۱۲:۰۰:۲۸
  • در مقالات معماری
  • توسط argan2
  • بازدید: 277
  • اخرین ویرایش: -/-
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف
مفهوم پایداری در معماری معاصر

مفهوم پایداری در معماری معاصر

بازخوانی مفهوم پایداری در معماری معاصر خانه های ایران با بهره گیری از معماری بومی ایران

فریده بذر افشان  دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد بافق  
علیرضا پورسلمانی  مدرس دانشگاه یزد  


چکیده 

 به طورکلی طراحی پایدار نوعی دخل وتصرف در محيط است وسعی برابداع راه حل هایی است که با اهداف محيطی، اجتماعی واقتصادی دریك نگاه کل نگر ودرهم آميخته، به تعادلی دست یابد تا کيفيات برتری را برای زندگی نسل کنونی وميراث مناسبی را جهت آیندگان فراهم سازد. باتوجه به رویكرد قرن حاضر و تاکيد فراوان به بقای انرژی و سيستمهای فعال و غيرفعال جهت داشتن یك محيط زیست پاك باید به دنبال پيدا کردن یكسری اصول و راهكارهایی در راستای پایداری در این برهه زمانی باشيم. اگرچه در جهان معاصر، پایداری و توسعه پایدار مباحثی نوین هستند اما با جستجو در معماری بومی ایران درمی یابيم که در تمدن ایران زمين، پایداری از دیرباز مورد توجه بوده است، این رویكرد در معماری بومی ایران با گرایش به سمت پایداری بوم شناختی راه حلهای بسيار منطقی و همساز با اقليم را جهت دستيابی به این امر ابداع نموده است. پيشينيان ما برای رفع نيازهای خود در برخورد با محيط زیست بسيار آگاهانه عمل نموده و با استفاده از عناصر کارکردی نوین زمان خویش و بدون لطمه به محيط زیست از کمترین امكانات بومی بهترین بهره را برده اند. از طرفی معماری بومی  در زمان خود جوابگوی نيازهای ساکنينش بود و این یك حقيقت است که به همان شكل نمی تواند با شرایط این زمان و زمان آینده به نحو مطلوب سازگاری داشته باشد. از این رو یافتن اصول و ضوابط حاکم بر معماری گذشته و ارائه الگویی که با شناخت علمی از مصالح جدید و با توجه به شرایط اقليمی و عملكرد هایی که در اثر پيشرفت تكنولوژی بوجود آمده است، ضروری به نظر می رسد. در این مقاله از روش توصيفی- تحليلی استفاده کرده  تا به  معماری گذشته این مرز و بوم با دیده باز نگریسته و از آن درس گرفته و پس زمينه های فكری آن را در معماری و فن ساختمان در دوره معاصر امروز به کار ببریم .

واژگان كلیدی: پایداری، معماری معاصر، معماری بومی، ایران

مقدمه  
نظریه توسعه پایدار و در پی آن معماری پایدار از بحث برانگيزترین موضوعات معماری معاصر است. در واقع معماری پایدار امری فراگير بوده و مانندگرایشهای قبل به سبك معماری منجر نمی شود و با وجودی که دغدغه اصلی آن مربوط به مساله محيط زیست است، از تمامی گرایشهای پيش که به مسأله تقليل استفاده از مصالح و انرژی توجه کرده اند بهره می گيرد در واقع طراحی پایدار نوعی از معماری است که از حداکثر استعدادهای محيطی برای آسایش مصرف کنندگان سود می جوید و ابزارها و راهكارهای هوشمندانه ای در این راه به کار می گيرد در حالی که شرایط نامطلوب حاصل از ساخت و ساز را به حداقل سوق میدهد(رمضانی و همکاران، 1389، 15).با ارگان معماری همراه باشید


بحران انرژی و ضرورت صرفه جویی در مصرف آن، لزوم تجدید نظر در نحوه ساخت و ساز را به یكی از ارکان اصلی برنامه ریزی و طراحی کشور تبدیل نموده است. این مسئله به خصوص در شهرهای کوچك که همواره از منابع کمتری نسبت به شهرهای بزرگ برخوردار بوده اند حياتی تراست(طاهباز و همکاران، 1390، 21) از اقدامات مؤثر در زمينه ی دستيابی به معماری پایدار، طراحی بر اساس اصول معماری هر منطقه است، چرا که 21 ،1390 هر منطقه راهكارهای خاص خود را می طلبد و بسياری از این تمهيدات در معماری بومی آن، مشهود است. نگرش پایدار، اصلی ترین حوزه ی توجه خود را معطوف به مسائل محيط زیست و بهره برداری از منابع طبيعی می کند و اشاراتی نيز به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مسائل زیبایی دارد. 


در این نگرش راه حل مسائل بيشتر مبتنی بر بوم و ویژگی های طبيعی، اکولوژی، اجتماعی و فرهنگی مناطق در نظر گرفته می شود، باید ساختمان ها را به گونه ای طراحی کرد،که بتوانند پاسخگوی اهداف، آرمان ها و نيازهای ساکنان هر منطقه باشند. از این رو با استفاده از تجارب ارزشمند موجود از معماری بومی و سنتی این مرز و بوم و اصول پایداری مستخرج از معماری سنتی ایران، از قبيل پيوند معماری و طبيعت، ساده گرایی، درونگرایی، محرميت، و غيره ميتوان برای اعتلا و پيشبرد معماری این سرزمين و نائل آمدن به اهداف متعالی استفاده کرد(بیراوند، 1389، 35). 


بررسی راهكارهای اندیشيده شده در معماری سنتی و بومی با هدف انطباق با محيط زیست، خصوصا در روزگارانی که بشر ناگریز بود صرفا از انرژی های پاك و طبيعی استفاده کند، می توان برای معماری امروز درس آموخت . خصوصا که امروزه با پيشرفت تكنولوژی می توان روش های اجرا شده در قدیم را با نيازها و شرایط روز تطبيق داد. که در این پژوهش به دنبال این انطباق با روش های جدید خواهيم بود.


معماری پایدار
 
 امروزه بحث توسعه پایدار یكی از بحث های بسيار مهم و رایج در سطح بين المللی است. بحث جدی و کارشناسانه در این مورد در سال 1392 به کنفرانس جهانی توسعه پایدار معروف به اجلاس زمين در شهر ریودوژانيرو برزیل انجاميد که بعدها به اجلاس ریو مشهور شد و در آن قطعنامه ای برای ارائه راهبردهایی در جهت توسعه پایدار کشورهای جهان صادر شد (زندیه و همکاران، 1389، 4) 

مهمترین تعریفی که در اجلاس ریو از طراحی پایدار ارائه شد بدین قرار است: طراحی پایدار نوعی از طراحی است که قصد دارد به نيازهای امروز بدون آسيب رساندن به منابع نسل های آینده پاسخ دهد . در طراحی پایدار باید به پایداری اجتماعی و اقصتادی به اندازه مصرف انرژی و تاثير محيطی ساختمان ها و شهرها اهميت داده شود(سجادی قائم مقامی و دیگران، 1389، 76).



ابعاد معماری پایدار

ابعاد معماری پایدار را می توان در چارچوب مسائل زیر بيان کرد:
-صرفه جویی در مصرف انرژی و استفاده از منابع تجدید پذیر و پاك
-صرفه جویی در منابع و مصالح دست اول و تجدید ناپذیر، بازیافت و استفاده مجدد
-محترم شدن بستر طرح
-استفاده مناسب از شرایط اقليمی در هر محل ومنطقه
-استفاده از مصالح بومی (نصر، 1389، 2).

معماری بومی

معماری پيش از آنكه به دست برخی معماران چيره دست و مدبر، صاحب دانش های فنی و عملی، هنرمند، اندیشه پرداز و صاحب رای به شكل غنی شده درآید، امری بود روزمره، آفرینش متشابه و مترادف با هر تظاهری دیگر که انسانها، در ترکيب بيش از دو چيز با یكدیگر، تحقق می بخشند. باید چنين گفت که ابتدا معماری عاميانه، بومی، معماری سنتی و معمای بی تكليف معماری بدیهه ساز و ... زاده شده است و آنگاه معماری غنی شده، معماری متكی بر قانونمندی های شكل ها کاربردها، معماری تشریفاتی یا به عبارتی همه گير و جهانی «معماری کلاسیک» پا به عرصه وجود نهاد»(فلامکی، 384 ،74 ).

این رو معماری بومی، بدون دارا بودن سبك و به دور از فرم و«مدل» خاص، خصيصه بدیهه ساز بودن را حفظ کرده است. به همين لحاظ، مصنوعات و معماری بومی را در مواجهه با سرزمين ناشناخته، در پيوندی مرموز، مانوس و قابل فهم در می یابيم،  فرهنگ امروزی ما نتيجه برخورد انسان با طبيعت، طی وقوع حوادث متعدد در طول تاریخ است(دادخواه، 1384، 98). راپاپورت معماری بومی را معماری می داند که در برابر معماری رسی، شاخص شناخته شده و یادمانی قرار ميگيرد. به عبارت دیگر، معماری ساده تر، مردمی تر و در مجموع، معماری که جوابگوی نيازهای قشر عام مردم است.او همچنين استدلال می کند که معماری یادمانی می تواند ریشه در معماری بومی داشته باشد.


معماری بومی که به دور از تخصص ها تحقق می یابد، جوابگویی به نيازهای یك جامعه را در ارتباط با عوامل طبيعی و خواسته های معنوی انسانها عهده دارا است، زیرا با مشارکت آنان، در تدبير و در اجرا زاده می شود و از زندگی روزمره آنها الهام می گيرد و به دور از خودنمایی و برون گرایی، استقرار می یابد(دهخدا، 1389). بر این اساس تعریف معمای بومی تعرفی سختی است نه تنها ساختمان هخای عاميانه بلكه ساختمان های معمول در یك فرهنگ را نيز در بردارد. معماری بومی یك معماری غير منومالی(یادمانی)، غير پيشرفته و غير اصيل است. در واقع می توان گفت که معماری بومی، یعنی مجموعه واحدهای «معماری-شهرسازی» که در سرزمين معين گرد هم آمده اند و با هماهنگی های که در زیمنه شكل، در زمينه حجم گذاری، در زمينه کاربردی، در زمينه رنگ آميزی و آهنگ سطوح پر و خالی و هچنين در زمينه مصالح و نظام های ساختمانی با هم هماهنگی دارند (فلامکی، 1384، 74).


پایداری و رویکردهای بوم شناختی معماری ایران

معماری ایران یكی از غنی ترین نمونه های معماری بومی در جهان است که دستاوردهای آن قابل انكار نيست. اگرچه عدم ثبت این دستاوردها و البته فقر مطالعات دقيق و بررسی های کارشناسانه ضعف بزرگی است که در شناخته نشدن این ميراث گران بها بی تاثير نبوده، در عين حال ادله روشن و ابنيه ارزشمندی روی این خاك است که مستلزم توجه و عنایت بيشتری است. اندام های معماری  ایرانی از نمونه هایی است که پایداری کالبدی آن ها در حفظ اصالت های ایرانی موثر بوده است. نقش ویژگی های فرهنگی و اجتماعی مردم در حفظ و استمرار سنت های ایرانی به عنوان مقاومتی معمارانه در زیر سلطه ی سلطنت های غير ایرانی فضای سمبوليك ایرانی را تداوم بخشيد. اگرچه این تداوم و حضور اندام های ایرانی در زمان هایی دچار وقفه شد ولی هیچگاه از بین نرفته و در فرصت های مقتضی دوباره احیاء شده است (متدین، 1386، 45).

رویکرد

توضیح

-نگاه به طبيعت و تداعی تقدس آن

طبيعت معنادار در معماری (احترام به همه عناصر سایت )

-طراحی اقليمی

-خودبسندگی استفاده از مصالح بومی

-پرهيز از بيهودگی

مراحل طراحی و طراحی انسانی

-درون گرایی

-مردم واری (نيازها و پيامدهای مربوط به قابليت کاربردی بودن یک ساختمان)

-انعطاف پذیری

پایایی بنا

-واحد مدول(پيمون)

-نيارش(استحكام ساختار)

 


از اوایل قرن اخير شمسی و با ورود تكنولوژی مدرن با ایران، توجه به شرایط اقليمی در طرح ساختمان ها به حاشيه رانده شد.گرایش به سمت تجهيزات مكانيكی و با استفاده از وسایلی مانند بخاری، پنكه و کولر ،آسایش انسان در داخل بنا فراهم گردید. از بعد از انقلاب اسلامی مجددا موضوع اقليم هر چند به صورت محدود وارد حوزه ی معماری در ایران شد. عنایت به این موضوع ،اول به لحاظ توجه مجامع بين المللی خصوصا در زمينه معماری به این مطلب، دوم به جهت ارزشمند بودن و پایان پذیر بودن سوخت های فسيلی و سوم به خاطر ایجاد آلودگی محيطی مخصوصا در شهرهای بزرگ کشور بوده است. معماری اقليمی بخش مهمی از معماری پایدار محسوب می شود. معماری پایدار اگرچه موضوع روز معماری می باشد ولی در ایران از حد چند مقاله و کنفرانس فراتر نرفته است. باید توجه داشت که از جمله نيازها و الزامات معماری معاصر ایران ،گرایش به سمت معماری اقليمی و پایدار است. (قبادیان، 1391، 23).



عناصر معماری بومی جهت استفاده در معماری معاصر ایران

الف)حياط مرکزی: وجود حياط مرکزی در قلب بنا به گونه ای است که باعث استفا ده بهتر از کوران هوا شده است. در هر فضا با باز کردن پنجره های رو به حياط از تهویه عرضی گرفته و از شدت گرما کاسته می شود. از طرف دیگر قرارگيری پی د ر پی فضاهای پر و خالی با تناسبات مختلف امكان ایجا د نسيم را با استفاده از خاصيت سایه و آفتاب مهيا می نماید و محصوریت زیاد حياط مرکزی باعث می شود که این فضای باز مانند هواکش برای فضاهای داخلی عمل کر ده و باعث خروج هوای گرم شود (شاهی و همکاران، 1385، 132).

ب) تارمی: فضایی است غير محصور و مسقف که در طبقات در نظر گرفته می شو د و دور تا دور آن با کرکره های چوبی و آفتابگير حصيری پوشيده شده است. تارمی فضای نيمه 

باز مستقلی است که در معرض کوران دایم هوا بوده و خنك تر از سایر قسمت های بنا می باشد. علاوه بر آنكه باعث ورود باد مطلوب به داخل فضاهای بنا نيز می گردد.(همان)

ج) کرکره های چوبی: جهت و ميزان ورود هوا به د اخل فضا را تعيين می کنند.(همان)

د) روزن: بالای ورودی خانه تعبيه شده و در تهویه و تامین روشنایی پشت ورودی نقش دارد (پیرنیا، 1385، 54).

و) سرداب: در خانههای ایرانی نواحی گرمسيری، زیرزمينی است که سقف آن بالاتر از سطح حياط مرکزی است و معمولاً در بخش تابستان نشين خانه ها قرار گرفته است. پنجره ها 

مابين سطح حياط و سقف سرداب هوای حياط مرکزی را به سمت داخل سرداب هدایت می کنند و همچنين جویبار زیرزمينی یا قنات نيز که از این فضا عبور ميكند، موجب خنك و مرطوب شدن آن ميشود.(نگارنده)

ز) سقفهای بالاتر از حد معمول: راه حلی دیگر برای خنكسازی فضاهای داخلی بوده به نحوی که هوای گرمتر به سمت بالا حرکت ميكند و هوای تازه از بازشوها از ترازی پایينتر به 
سمت داخل وارد ميشود و این موضوع، باعث حرکت هوا ميشود(نگارنده)
ه) بادگير: بادگيرها، تهویه کنندگان شگفتآوری هستند و نمونه بارزی از تطابق معماری سنتی ایرانی با شرایط سخت آب و هوایی توسط خنكسازی طبيعی به شمار ميروند. در یك دسته 


:بندی کلی عملكرد باد گير با ایجاد جابه جایی هوا را می توان به دو صورت تفكيك کرد

الف) هدایت باد به د اخل ساختمان (وقتی که باد می وزد)

ب)خروج هوای د اخل به بيرون (هنگامی که باد نمی وزد)


طرز کار باد گير اصولا بر این پایه نهاده شده که از وزش باد برای کشاندن هوای خوش به درون ساختمان و از عكس العمل نيروی آن یعنی مكش برای راندن هوای گرم و آلوده 
استفاده شود. در رأس بادگير منافذی وجود د ار د که عموماً عمود بر جهت وزش باد غالب ساخته می شوند وقتی باد گيردر مسير باد قرار می گيرد منافذ رو به باد تحت فشارمثبت قرار می گيرندو بالعكس، در منافذ پشت به باد فشار منفی ایجاد می شود(پیرنیا، 1385، 67).



انتقال مولکولی

ضخامت دیوارها: ضخامت دیوار ها در خانههای نواحی گرم ایران حدود یك متر است. ظرفيت ویژه گرمایی بالای خشت موجب ميشود تا حرارت درون دیوار باقی بماند و این، بدان معناست که تغييرات اندك حرارتی، تأثيرگذار نيست. در طی شب، دیوارها گرمای خود را از طریق انتقال و تابش از دست ميدهند و درجه حرارت آنها در طی روز پایين نگه داشته ميشود و آسایش کافی را برای ساکنان فراهم ميكند. بدین طریق خاك به عنوان عایق حرارتی عمل ميكند و به واسطه ظرفيت بالای حرارتی، موجب استقلال درون و بيرون ميشوند. دو عامل را به عنوان علت قطور بودن دیوارها می توان ذکر کرد :

الف: کاهش انتقال گرمای محيط بيرون ازخانه به داخل و همچنين افزایش زمان تأخير گرمای منتقل شده؛  

ب: افزایش مقاومت و استحكام ساختمان(نگارنده)



سقفهای دوپوسته: روش دیگری از انطباق با آب و هوای گرم است. ظرفيت حرارتی هوا بسيار کم و هوای بين دو پوسته به مانند عایق حرارتی عمل ميكند و بنابراین، گرما کمتر به داخل انتقال مييابد و در تابستان، پوسته درونی خنكتر از لایه خارجی خواهد بود(پیرنیا، 1385، 75).
طاقها و گنبدها: راه حل دیگری برای کاهش جذب حرارت توسط ساختمانها، به ویژه در مناطق گرم و خشك ایران، استفاده از طاقها و گنبدها بود. این فرم، نه تنها با مصالح در دسترس و دلایل سازهای منطبق است، بلكه علاوه بر دارا بودن دلایل ترموفيزیكی، برای کاهش حرارت انتقالی نيز مناسب است، زیرا اوًلا شكل محدب و کروی آنها برای ساطع کردن تابش حرارتی کاملاً مناسب است و خنك شدن آن را در طزل شب آسانتر ميكند. ثانياً در طی روز و به هنگام صبح و عصر نيمی از گنبد در سایه نيمی دیگر است و این امر در کاهش درجه حرارت سقف نقش مهمی ایفا ميكند. همچنين، سقف گنبدی به دليل برآمده بودنش در معرض وزش باد قرار ميگيرد و بنابراین، تابش حرارت تأثير کمتری بر آن ميگذارد.(نگارنده)
استفاده از مصالح

الف) چوب:در این اقليم، استفا ده از مصالحی که دارای جرم حرارتی کم هستند و حرارت را در خود ذخيره نمی کنند بهتر است. زیرا از لحاظ اقليمی، مشكل اساسی گرمای بيش از حد است و ذخيره نمو دن حرارت روز برای شب صحيح نمی باشد .به همين دليل چوب بهترین نوع مصالح در این مناطق است زیرا چوب حرارت را به کندی انتقال می دهد و حرارت کسب شده در طی روز بر روی سطح چوب باقی می ماند و با ورزش نسيم نسبتاً خنك در شب، چوب حرارت خو د را از دست می دهد در نتيجه از چوب در بام، در و پنجره استفاده می شود (قبادیان، 1378، 64).
ب) کاه گل: برای جداره بيرونی و درونی ساختمان استفاده می شده است. این مخلوط پوشش مناسبی جهت محافظت فضای داخلی ساختمان از گرمای شدید تابستان و سرمای زمستان است، زیرا ضریب هدایت کاهگل به دليل پوکی آن بسيار پا یين است. کاه وگل با جلوگيری از ترك خوردن دیوار، مانع انتقال گرمای شدید از درزها به داخل ساختمان می شوند.
ج) خشت: از مزایای خشت می توان به این اشاره کرد که به علت قطور بودن دیوارها و در مواردی پوشش های آنها عایق حرارتی و برودتی به وجود می آید. برعكس، دیوارهای ضخيم محوطه حياط مرکزی ظرفيت گرمایی ویژه بالایی دارد و به عنوان ذخيره کننده حرارتی عمل ميكنند که سرما را در طی شب، ذخيره ميكند و آن را به تدریج و در نيمه های روز که هوا گرم است آزاد ميكند. بدین طریق ضخامت دیوارهای خشتی باعث ميشود تغييرات کوچك در درجه حرارت نتواند تأثيرگذار باشد (زمرشیدی، 1391، 74).



تبخیر

تبخير یكی از راههای تبدیل، تغيير و انتقال انرژی و حرارت است که در معماری بومی بدان توجهی ویژه شده است . برای مثال می توان به موارد زیر اشاره کرد :

آب نماها و فوار ه ها:
موجب لطافت هوا می شود . در معماری اقليمی از آب به عنوان عامل مهمی جهت تغيير، تبدیل، انتقال و ذخيره انرژی استفاده موشود (پیرنیا، 1385، 87).

درختان سبز در حیاط های مرکزی:

با تبخير آب به وسيله درختان، رطوبت نسبی محيط نيز افزایش مييابد. این امر به خنكسازی فضاهای داخلی اطراف حياط مرکزی کمك ميكند، کما اینكه دانشمندان اظهار داشته اند تبخير توسط یك درخت به ميزان یك ميليون در BTU 1 خنكسازی هوا تأثير ميگذارد که معادل کارکردن یك وسيله تهویه مطبوع به مدت بيست ساعت در روز برای  اتاق معمولی 0 است. از طرف دیگر وجود د رختان پر برگ و سایه کمك شایانی به کاهش سطوح آفتابگير در حياط و دیوارهای مجاور آنها می کند. با معماری ارگان همراه باشید

خيشخان: کلبه ای بوده است که پيرامون آن را با حصير یا سفال می پو شاندند و بر آن آب می پاشيدند تا بر اثر وزش باد هوای خنك را به درون بكشاند. حتی کولر امروزی چيزی جز همان خيشخان نيست که وزش باد آن مصنوعی و به کمك برق ایجاد می شود.(همان)



استفاده از عناصر معماری در طراحی

الف) فضاهای نيمه باز: به صورت بالكن متصل به جد اره بيرونی بنا بو ده و دارای حفاظ و سقف چوبی است که از یك طرف د ر جلوی فضای بسته قرار گرفته و فضای بسته پشت خو د را از تابش مستقيم آفتاب محافظت می کند و از طرف دیگر به د ليل سایه ای که روی سطوح خارجی بنا ایجا د می کنند موجب کاهش دمای این جداره می شود . استفا ده از مصالحی با ظرفيت حرارتی کم و سبك در بدنه این فضای نمیه باز نیز، اکان جذب گرمای تابش خورشید را به حداقل می رساند (مور، 1382، 57).

ب)جانپناه سقفها : از آنجا که سقف ابنيه بيشترین مقدار انژری نور خورشيد را در مقایسه با دیگر جوانب آن دریافت ميكنند. گاهی اوقات در نواحی گرم ایران، جانپناه بامها به 2 متر در ارتفاع می رسد که با ایجاد ماکزیمم سایه برای سقف، تابش حرارتی را به حداقل کاهش ميدهد (قبادیان، 1378، 81).

ج)تابش بند: تابش بند یا آفتاب شكن را معموًلا در بالای در و پنجره کلافی می کشيدند که در واقع تابش بند افقی بوده و اصطلاحاً به آن سرسایه می گفتند و توسط آن ورود آفتاب به درون فضا را کنترل می کردند (پیرنیا، 1385، 37).



استفاده از اندود گچ و آهك برای روکش ساختمان

این پوشش سفيد رنگ موجب می شود که حداقل جذب تابش آفتاب صورت گيرد و دمای هوای دیوار کاهش یابد و از انتقال دمای زیاد به داخل ساختمان جلوگيری شود(غیور و همکاران، 1378، 52).


همرفت یا جابه جایی هوا

انتقال انرژی از طریق همرفت و نيز ایجاد کوران در ساختمان در مواقع ضروری مورد توجه معماران بوده و هست .معماری سنتی نيز به تجربه از این خاصيت فيزیكی هوا استفاده 
کرده است که به آن می پردازیم.



بهره گيری از فضای تك لایه

اتاق هایی که ازیك سو به حياط واز دیگر سو به فضای باز دید داشتند و دارای بازشوهایی در جبهه های مختلف بودند تا امكان بهره مندی کامل از کوران هوا را د اشته باشند. چرا که به لحاظ اهميت برقراری کوران هوا، هر فضا باید دارای دریچه ای برای ورود هوا در منطقه فشار و دریچه ای برای خروج آن در منطقه مکش باشد(مور، 1382،61).



پیشنهادات
در معماری معاصر کنونی ایران می توان از عناصر معماری بومی به صورت امروزی استفاده بهينه کرد. که به صورت پيشنهادات زیر ارائه می گردد:

-استفاده از خيشخان به جای کولر، باعث صرفه جویی در انرژی می شود.

-طراحی بادگيرهایی جدید که در دهانه های بالای آن سطوح خيس شونده (مانند پوشال کولرهای آبی) نصب می شود. زمانی که ساختمان نياز به برودت داشته باشد پمپ آبی آب را بر روی پوشال ها پاشيده و آنرا خيس می کند .هوای گرم بيرون در اثر عبور از لای سطوح خيس شونده ، خنك شده و به سمت پائين کشانده می شود.

-استفاده از مصالح با رنگ سفيد که موجب جذب حداقل تابش آفتاب می شود.

-بكارگيری مصالحی که دارای جرم حرارتی کم هستند و حرارت را در خود ذخيره نمی کنند بهتر است.

-استفاده از مصالح ساختمانی متخلخل در جداره ها که انتقال حرارت را به داخل ساختمان به حداقل کاهش دهد.

-به کار گيری آب نما و فواره ها که موجب لطافت هوا می شود

-استفاده از پوشش گياهی که موجب افزایش رطوبت نسبی و سایه اندازی در محيط می شود

-استفاده از طاقها و گنبدها باعث کاهش جذب حرارت توسط ساختمانها می شود. همچنين، سقف گنبدی به دليل برآمده 8 بودنش در معرض وزش باد قرار ميگيرد و بنابراین، تابش حرارت تأثير کمتری بر آن ميگذارد.

-استفاده از سقفهای دوپوسته که هوای بين آنها مانند عایق حرارتی عمل ميكند
-ضخيم نمودن دیوار ها جهت کاهش انتقال گرمای محيط بيرون به داخل و همچنين افزایش زمان تأخير گرمای منتقل شد.

-به کارگيری سقفهای بالاتر از حد معمول برای خنكسازی فضاهای داخلی پيشنهاد می شود

-ایجاد فضای تك لایه باعث ایجاد کوران هوا می شود

-استفاده از عناصر معماری پيشنهادی در طراحی که تابش آفتاب را در فضای داخلی به حداقل رسانده و با ایجاد کوران در ساختمان تهویه مطبوعی را موجب می شود

-پيش بينی فضاهای کم اهميت مثل انبار به عنوان عایق حرارتی در جدارها یا قسمتهای سرد بنا؛

-استفاده از پاسيو به عنوان حياط مرکزی با توجه به مسير خورشيد برای حفظ گرمای داخل بنا



نتیجه گیری

معماری ایران یكی از غنی ترین نمونه های معماری بومی در جهان است که دستاوردهای آن قابل انكار نيست. اگرچه عدم ثبت این دستاوردها و البته فقر مطالعات دقيق و بررسی های کارشناسانه، ضعف بزرگی است که در شناخته نشدن این ميراث گرانبها بی تأثير نبوده، در عين حال ادلة روشن و ابنية ارزشمندی روی این خاك است که مستلزم توجه و عنایت بيشتری است. اگرچه این خاك و بوم به علت موقعيت استراتژیك خود، تهاجمات و ویرانگری های بسياری به خود دیده ولی تطابق پذیری، عاملی است که ایرانيان توانسته اند نه تنها فرهنگها و سنتهای دیرین خود را حفظ کنند بلكه بر حاکمان غير ایرانی نيز تأثير گذاشته و آنها را با خود همراه کنند.



منابع

1-بیرواند، مسلم(1389)، «طراحی مجموعه مسكونی با رویكرد پایدار»، پایان نامه کارشناسی ارشد معماری، دانشگاه آزاد واحد خوراسگان

2-پیرنیا، محمد کریم(1385)، « آشنایی با معماری اسلامی ایران»، تهران، سروش دانش

3-دادخواه، مهیار(1384)، «گذری در گستره معماری بومی و مساله هویت» ، نشریه علمی پژوهشی پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، شماره1

4-پیرنیا، محمد کریم(1385)، « سبک شناسی معماری ایران»، تهران، سروش دانش

5-دهخدا، علیاکبر(1389)، «لغت نامه»، دانشگاه تهران

6-رمضانی گورابی، کاظم نژاد زهرا، (1392)، « رابطه بين توسعه پایدار معماری محيطی و طراحی اقليمی در مناطق کوهستانی مطالعه موردی شهرک ماسوله»، فصلنامه
جغرافیایی آمایش محیط، شماره 14، 1390.

7-زمرشیدی، حسین(1391)، «معماری ایران اجرای ساختمان با مصالح سنتی»، انتشارات آزاده

8-زندیه، مهدیه، پروردی نژاد، سمیرا(1389)، «توسعه پایدار و مفاهيم آن در معماری مسكونی ایران»، فصلنامه علمی پژوهشی مسكن و محیط روستا، شماره 139، تابستان،
ص3

9-سجادی قائم مقامی، پروین السادات، موردیهمی، شهرام، ضزغامی اسماعیل(1389)، «اصول پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی»، نشریه علمی پژوهشی صفه، شماره
51، پائیز و زمستان، ص76

10-غیور، حسنعلی، اسپنانی، عباسعلی(1378)، « اثر جهت تابش خورشيد و ورش باد بر جهت ساختمان در جزیره کيش»، دهمین کنگره جغرافیایی ایران، دانشگاه امام حسین

11-فلامکی، منصور(1384)، «معماری بومی»، نشریه فضا، چاپ دوم، تهران

12-شاهی، ا، تکاپومنش بقایی، (1385)، شناخت الگوهای معماری پاید ار دربناهای مسكونی بافت قدیم بوشهر، ماهنامه معماری و ساختمان، دوره 7، شماره10، صص130-135

13-قبادیان، وحید(1391)، « معماری اقليمی و معماری پایدار در ایرا»، فصلنامه تخصصی معماری طراح، شماره5

14-قبادیان، وحید(1378)،« بررسی اقليمی ابنيه سنتی ایران»، تهران، انتشارات دانشگاه تهران

15-طاهباز، منصوره، جلیلیان، شهربانو(1390)، « شاخص های همسازی با اقليم در مسكن روستایی استان گيلان» ، مجله مسكن و محيط زیست روستا، شماره 135، پاییز

16-متدین، ح(1386)، «چهار طاقی گنبدار نقطه عطف معماری مساجد ایرانی» ، نشریه هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، شماره 31

17-مور، فولر(1382)، «سیستم های کنترل محیط زیست»، ترجمه: محمد علی کی نژاد ورحمان آذری، انتشارات دانشگاه هنر اسلامی تبریز

18-نصر، طاهره(سها)(1389)، « معماری پایدار و ضروت توجه به راهكارهای پایداری در معماری»، نشریه راه و ساختمان، شماره74

با تشکر از فریده بذر افشان و علیرضا پور سلمانی در امر تهیه و نگارش این مقاله


دنیای اطلاعات معماری در پایگاه جامع معماری ارگان

کپی با ذکر لینک مجاز است
اشتراک

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.