محرم بهبهان
  • نظرها: 0
  • ۱۱:۳۷:۰۶ | دوشنبه, ۱۲ / مهر / ۱۳۹۵
  • در فرهنگ و آداب و رسوم
  • توسط ارگان معماری
  • نمایش ها: 290
  • بهبهان
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف

محرم در بهبهان

درواقع،نخستین روزهای ماه محرم مبارک و میمون بود چون شروع"سال نو قمری"، با ماه محرم بود اما شهادت امام حسین (ع) و وقوع حادثه ی عاشورا، چهره ی محرم را با غبار حزن و اندوه، ماتم زده کرد.

محرم در بهبهان

"محرّم در بیبهو"

پس از اسلام، محرم نزد ایرانیان اهمیت خاصی پیدا کرد. اما، بعدها، نحوه ی برخورد ایرانیان و امویان با محرم، تغییر کرد.

درواقع،نخستین روزهای ماه محرم مبارک و میمون بود چون شروع"سال نو قمری"، با ماه محرم بود اما شهادت امام حسین (ع) و وقوع حادثه ی عاشورا، چهره ی محرم را با غبار حزن و اندوه، ماتم زده کرد.

در این هنگام بود که هر گونه عمل شادی بخش از سوی شیعیان وبه ویژه ایرانیان، حرام شد. و اما امویان، در این روزها با پوشیدن بهترین لباس ها و آرایش کردن و جشن گرفتن، ابراز شادی می کردند. البته این رفتار آنان به دلیل کینه و عداوت دیرینه شان با اهلبیت پیامبر (ص)بود.

اما در بهبهان هم همانند سایر نقاط کشور، محرم آداب و رسومی دارد به همراه باورهایی که برخی نکات را در دو ماه محرم و صفر قدمای ما رعایت می کردند و برخی مختص ماه محرم بود و... .

در اینجا به پاره ای از آن باورها یا رسوم پرداخته می شود:

ساغری:

قبلا رسم بود که چند روز قبل از ماه محرم، خانواده داماد برای عروس(نامزد) یک دست لباس سبز تهیه می کردند تا عروس، شب تاسوعا و عاشورا بپوشد. این دست لباس در گذشته با نوعی کفش سبز همراه بود که به آن"ساغری" می گفتند. اگرچه، امروزه این رسم کمابیش رایج است اما دیگر خبری از ساغری نیست.

محرم بنا به نذر برخی لباس سبز و برخی سفید می پوشند و بعضی سیاه پوش می پوشند.

قدمای ما معتقد بودند که در این ایام، نباید لباس"قرمز" پوشید. زیرا، لباس قرمز تداعی گر شخصیت"شمر" است و هم که پوشیدن این رنگ، در ایامی که اندوه اهل بیت به نهایت می رسد به نوعی هم"شماتت" به آن ها محسوب می شود.

اگرچه، گاهی افرادی که برآمدن حاجتش به تاخیر می افتد این رنگ لباس را از عمد می پوشند.

دندوُ ریزَی:

معتقدند که اگر کسی شب عاشورا بخندد یا آدامس بجود، "کنایه ازاظهار شادمانی کردن"، دندان هایش می ریزد که بروز این حالت درواقع نوعی"نفرین" هم هست با گفتن"خدا دندو ریزَی سیش بی".

سردِکَی:

در گذشته، مردم معتقد بودند که تاسوعا و عاشورا به نشانه ی عزاداری نباید کسی سرش را شانه بزند و به آراستن مو بپردازد زیرا، شخص مبتلا به عارضه ی"سردکی/تکان مداوم سر" می شود.

گذشتگان معتقد بودند که شب و روز قتل(عاشورا) هوا بسیار گرم و مه آلود می شود هر چند که فصل زمستان باشد که در این صورت می گویند "آسمُوی کفن پوشیده" یعنی، آسمان هم در سوگ سیدالشهدا خون می گرید. این عقیده، نشانگر نهایت سوگواری عالم امکان و جهان هستی در عزای سالار شهیدان است.

قدما، در دو ماه محرم و صفر، حنا، استفاده نمی کردند"هرگونه وسایل زینت بخش که نشانه ی دلخوشی و شادی بود "، لباس نو نمی پوشیدند، نمی دوختند و حتی وسیله نو نمی خریدند، عقد و ازدواجی صورت نمی گرفت و به منزل نو نقل مکان نمی کردند چون معتقد بودند شگون ندارد.

ماه محرمن، کسی نخنده/ دِتا سنگ سیاه به سینه بنده:

بیانگر نوعی رسم قدیمی است که گروهی از عزاداران با سنگ به سینه ی خود می زدند.

این بیتی است که در عزای حسین بیش تر توسط زن هایی خوانده می شد که در محلّه ها و یا خانه ای جمع می شدند و به عزاداری می پرداختند.

در قدیم، عزاداران گاهی با پای بدون کفش به عزا می پرداختند و برخی به سر خود گِل می زدند.

همه ی این توصیه ها و باورها، بیانگر اعتقاد مذهبی مردم ما و احترام فوق العاده آنان به اهل بیت است که با رعایت کردن این موارد در واقع با آنان اظهار همدردی می کنند.

شانه نکردن مو یا نخندیدن و اظهار حزن و اندوه کردن، نمادی از هر گونه رفتار شادی بخشی است که در این ایام، از یک شیعه واقعی نباید ظاهرشود.

با تشکر از گروه تاریخ و ادبیات بهبهان
نویسنده ی مطلب : مهدی نصیرپور

اشتراک

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.