• نظرها: 0
  • ۱۴:۲۰:۳۷ | چهارشنبه, ۹ / تیر / ۱۳۹۵
  • در گوتیک
  • توسط ارگان معماری
  • نمایش ها: 275
  • سبک گوتیک, گوتیک
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف
معماری گوتیک

معماری گوتیک

کارشناسان تاریخ معماری مدرن در تقابل با دیدگاه های ساده ای که در گذشته وجود داشت، تعابیر پیچیده و سردرگم کننده ای از معماری گوتیک به وجود آورده اند. به طور کلی سه رویکرد غالب حاکم است: رویکرد سازه ای، ظرافت بصری و سمبلیک.


 

فاصله زمانی بین قرن دوازدهم تا اوایل قرن شانزدهم را اصطلاحاً هنر گوتیک می نامند. در سده هفدهم این سبک را با لحنی تحقیر آمیز به گوت ها (Goths) یکی از اقوام بربر اروپایی نسبت دادند. هنر گوتیک از فرانسه آغاز شد و به انگلستان، اسپانیا و آلمان راه یافت. در آغاز دوره گوتیک، یعنی در حدود سال 1150 میلادی، ناحیه ای که گاهواره پرورش هنر گوتیک قرار گرفت، منحصر و محدود بود به ایالت ایل دو فرانس- یعنی شهر پاریس و حومه آن که قلمرو خاص پادشاهان فرانسه شمرده می شد. البته لازم به یادآوری است که شکل گیری معماری گوتیک فرانسه ریشه در معماری انمگلستان در دوره رومانسک داشت. واژه گوتیک نخست در مورد هنر معماری به کار رفت و در آن هنر بود که خصوصیات شیوه ی مذکور به خوبی بازشناخته شد. فقط در یکصد سال اخیر بوده که بحث درباره پیکر تراشی و نقاشی گوتیک نیز متداول گردیده است. کارشناسان تاریخ معماری مدرن در تقابل با دیدگاه های ساده ای که در گذشته وجود داشت، تعابیر پیچیده و سردرگم کننده ای از معماری گوتیک به وجود آورده اند. به طور کلی سه رویکرد غالب حاکم است: رویکرد سازه ای، ظرافت بصری و سمبلیک.



اولین رویکرد بر اسکلت سنگی سازه ی معماری گوتیک تأکید می کند و از نظر کار مهندسی به بررسی می پردازد. گویی سازندگان آن غیر از تبدیل دیوارهای سنگین رومانسک به آرماتورهای ظرف سنگی دغدغه ی دیگری نداشته اند. آنها که این دیدگاه را در قرن نوزدهم مطرح می ساختند، گوتیک را دارای ارتباط نزدیکی با فن آوری سبک جدید معماری آهن و فولاد می دانستند. ازاین نظر در تقسیم بندی کلی اسکلت های معماری، سبک گوتیک تفاوت اساسی چندانی با قصر بلورین و یا برج ایفل نداشت.

 

رویکرد دوم، معماری گوتیک ا جزء هنرهای بصری (دیداری) به حساب می آورد و یا آن را بخشی از دانش زیبایی شناسی برمی شمارد که بر نقش خطوط تکرار شونده ای تأکید می کند که در بخش قابل رؤیت فضای داخلی فراگیر می شود و شکل آن را از کلیتی تخت و ساکن، به هیأت فضایی آراسته و سبک و پویا درمی آورد.

عده ای دیگر بر نقش نورپردازی در این نوع معماری تأکید دارند، آن هم نه تنها در برابر تأثیر نوری که از بیرون شیشه های رنگی به درون می تابد، بلکه تأثیر پدیده معروف به نخ نمایی در سبک گوتیک نیز مورد نظر است. نخ نمایی با ایجاد پوسته هایی چند لایه و قابل رؤیت از صلابت و سختی سازه می کاهد. از جمله به این نمونه ها اشاره می شود.

 

فضای داخلی معماری گوتیک شبیه به لایه های چترمانندی است که یک درمیان متحدالمرکزند و درون یکدیگر قرار می گیرند، یا طاقی های مورب رگبرگی شکل، و یا فرم متفاوت جرزها در تقابل با سادگی که در سبک رومانسک وجود دارد، تردیدی در این مورد باقی نمی گذارد. اما ساختمانی مثلاً به پیچیدگی کلیسای آمین بدون وجود احساسی قوی و عمیق، با ملاحظات ساختاری و بصری بنا نمی شود. در دوران رواج سبک گوتیک نمادهای بخش عمده ای از جریانات مذهبی و روشنفکرانه در کلیساها بروز می کنند. جریان قالب روشنگری در آن دوران فلسفه اسکولاستیسم (فللسفه ی مدرسی) بود و معروف ترین شارح آن سنت توماس آکوینیاس (1225-1274) بود که رساله ی خداشناسی (Summa Theologica) او، چکیده ای از افکار مذهبی و روشنفکری زمانش است. میان اسکولاستیسم و معماری گوتیک پیوندهای محکمی وجود دارد، که از جمله ی آنها ترجمان دیدگاه های دایرة المعارفی به ترتیب آراستن کلیسا با سنگ و شیشه و یا ارتباط تنگاتنگ ساماندهی خردگرایانه ی ساختمان کلیسا با بیانات اسکولاستیکی است. اسکولاستیسم را می توان آیینه ی فرهنگی کلیسای گوتیک محسوب کرد. اما این تعبیر دربرگیرنده ی تمامی هیجان و جادوی معماری - که کمتر بر استدلال و بیشتر بر نمادهای نافذ تکیه می کند- نیست. کلیسا نماد تصویری بیت المقدس ملکوتی است، شهری آسمانی که سنت جان در انجیل و سنت آگوستین در شهر خدا (The city of god) به عنوان مقصد نهایی مقربان (آنان که آمرزیده می شوند) از آن یاد می کنند. ساختمان کلیسا به عنوان خانه خدا بر روی زمین، باید صوذتی از آن جهان دیگر را بنمایاند : با مجسمه ها و شیشه های رنگی، و حرکت محض به سمت بالا و با شکوه مندی اش، و از همه اساسی تر با ساختن صورتی متعالی از محدودیت های این جهانی که هم خوش قریحه بود و هم محاسبه شده. اوج معماری در عصر ایمان، استنباط بصری انسان قرون وسطایی از واقعیت متعالی است. تنها چنین تعبیری توجیه گر طراحی کلیسای گوتیک و احساسات مذهبی است که در ساختمان آن دیده می شود. همین کیفیت رویایی آسمانی و فراگیر در این کلیساسات که در برخورد اولیه تکان دهنده می شود. تفوق خیال بافی در کلیسای گوتیک دیگر وجوه ساختمان را در منظر درستی قرار می دهد. معماران، دیدگاه نمادین را هدف اصلی خود قرار می دادند، که حقیقتاً همسو با سلسله مراتب مورد نظر در فلسفه ی مدرسی بود و بقیه ی جزئیات در جهت نیل به این هدف شکل می گرفت و ویژگی های ظاهری (مانند: فضا، نور، خط و هندسه) فضای متعالی ساختمان را به وجود می آورند. ویژگی های ساختاری (رگه های قوسی، طاق های نوک تیز، پشت بندهای معلق) نیز عوامل بصری را پدید می آورند.


پشت بند های معلق که دورتادور کلیسا را گرفته اند فرم هایی را حفظ می کنند که فضایی رویایی درون ساختمان را به وجود آورند. این فرم ها برای بیننده ای که درون ساختمان کلیسا حضور دارد، قاب پشت بندها را از یاد می برد. به گونه ای که گویی تنها با تکیه بر نیروی مافوق طبیعی، معجزه و لطف الهی، استوار به نظر می رسند.چنین می نماید که این سبک آسمانی است.

 

 

گوتیک ضمناً وجوه تشابه زیادی به سبک بیزانسی دارد. کلیسای ایاصوفیه قرینه ی مشرقی کلیسای آمین است، آن هم نه تنها از نظر مفهوم،بلکه از نظر ارزش های آن جهانی در مسیحیت. در هر دوی این ساختمان ها ساختارهای هندسی معقول، تأثیراتی غیرخردگرایانه پدید می آورند. اگر چه اینجا تأکید ما بر ویژگی های بصری و نمادین کلیسای گوتیک بیش از ویژگی های ساختاری آن بوده است، اما نمی توان منک اهمیت این ویژگی ها بود، مخصوصاً طاق های استخوان دنده ای در این نوع معماری. این نام استعاره ای اشاره دارد به نقش دنده ها در آناتومی انسان، به عنوان بافتی متصل کننده و برپادارنده ساختار استخوان بندی. در عمل این دنده ها در معماری چیزی نیستند جز طاق های قوسی که معمولاً هر سه جفت در یک محفظه ی مستطیل شکا به طور طولی، عرضی و مورب ادامه می یابند. این قوس های مورب اندکه طاق های استخوان دنده ای را متمایز می سازند. زیرا قاب احاطه کننده ی قوس های طولی و عرضی در طاق های محفظه ای و تویزه ای در سبک رومانسک نیز بود. این تفاوت نه تنها از نظر بصری بلکه از نظر ساختاری و فنی نیز تعیین کننده است. دنده هایی متقاطع به همراه قاب های خمیده دورشان، آرماتور کاملی متشکل از قوس ها را در حایشه انحنای طاق اصلی به وجود می آورند. این خود مزیت در خور توجهی است و برای آن باید طلق عای تویزه ای در سبک رومی رومانسک را به یاد آورد. در سبک رومانسک، در محل تقاطع گوشه های قائم میان دو طاق محفظه ای، برجستگی هایی به وجود می آید. با اینکه چنین چیزی نسبت به طاق های محفظه ای مزیت هایی دارد اما در عمل محدودیت هایی بسیاری را نیز به وجود می آورد. از جمله اینکه از اطراف باز است تا نور و فضا با مانعی روبرو نشوند و وزن تا حدودی در گوشه متمرکز می شود. اما این طاق سنگین است و هنگام ساخت نیازمند قالب عظیمی است. از این که بگذریم، طاق تویزه ای مشکلات فنی فراوانی نیز دارد.


طاق های گوتیک به طور طبیعی تنها روی نقشه ی مربع شکل اجرا شدنی است و حتی در این صورت، هم در محل خطوط تقاطع طاق های محفظه ای- خطوط تویزه - انحنا شکلی به وجود می آید که هنگام ساخت مانع تشکیل خطوط ظریف و پاکیزه می شود. طاق استخوان دنده ای بر این موانع فائق می آید. برای فهمیدن این نکته ابتدا باید دانست که طاق های دنده ای ضربی چگونه به وجود آمدند. سازنده طاق تویزه ای اساساً با تشکیل دو طاق آهنگ شروع می کند: خطوط کج تویزه ای در مرحله دوم در محل اتصال این دو طاق آهنگ تشکیل می شوند.

 


اشتراک
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Technorati
  • Reddit
  • Yahoo Buzz
  • StumbleUpon

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.