• نظرها: 0
  • ۰۰:۱۵:۴۳ | سه شنبه, ۲ / شهریور / ۱۳۹۵
  • در معماری اسلامی
  • توسط ارگان معماری
  • نمایش ها: 216
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف

هندسه در گنبد آرامگاه شیخ زاهد گیلانی

در تاریخ حسن بیگ روملو در ضمن وقایع سال 892 هجری (1457 میلادی) دیده می شود که سلطان حیدر صفوی زمانیکه در اردبیل بود در خواب دید که شیخ زاهد گیلانی به او می گوید که مقبره اش را آب دریا فراگرفته است و به او دستور داد تا جسدش را به محل دیگری انتقال دهند. سلطان حیدر به شیروان رفت و از آنجا به اتفاق عده ای بنا و بازرگان با کشتی عازم گیلان شد

رابینو در کتاب «ولایات دارالمرز ایران: گیلان» در شرح آرامگاه شیخ زاهد گیلانی می نویسد:

در تاریخ حسن بیگ روملو در ضمن وقایع سال 892 هجری (1457 میلادی) دیده می شود که سلطان حیدر صفوی زمانیکه در اردبیل بود در خواب دید که شیخ زاهد گیلانی به او می گوید که مقبره اش را آب دریا فراگرفته است و به او دستور داد تا جسدش را به محل دیگری انتقال دهند. سلطان حیدر به شیروان رفت و از آنجا به اتفاق عده ای بنا و بازرگان با کشتی عازم گیلان شد و جسد را به محلی دیگر منتقل نمود و مقبره مجللی برای آن ساخت. مقبره که در سه کیلومتری لاهیجان است بنای جالبی است که گنبد باریک و بلند آن با کاشی آبی رنگ پوشیده شده است. این بنا در میان درختان پنهان شده و مقبره شیخ زاهد پیشوای روحانی شیخ صفی الدین در آن قرار دارد.

به طور کلی بنای حاضر از یک اتاق مربع شکل که گنبدی بر روی آن قرار دارد و ایوان هایی که آن اتاق را احاطه کرده اند، تشکیل شده است. البته یک اتاق دیگر که به نظر می رسد بعدها به اثر اولیه الحاق شده باشد در سمت غربی گنبدخانه وجود دارد و دو اتاق از داخل به یکدیگر مرتبطند. مطابق با معماری بومی منطقه، بنا بر روی کرسی قرار گرفته و بام بنا نیز چهارشیبه سفالپوش است.

مهم ترین ویژگی این اثر -که رابینو آن را «جالب» توصیف می کند- گنبد هرمی خاص آن است که نظیر آن در دیگر آثار معماری، چه در داخل منطقه گیلان و چه در خارج از آن در سایر مناطق ایران دیده نشده است. استاد حسین زمرشیدی در توصیف گنبدهای هرمی در معماری ایران، از گنبد این بنا به عنوان «زیباترین» نمونه گنبدهای هرمی یاد می کند.

- از این دسته بنا می توان بقعه محمدبن جعفر در دزفول، بقعه صاحب الزمان در شوش و بقعه بایزید بسطامی در بسطام را نام برد. زیباترین نوع این گنبد در آرامگاه شیخ زاهد گیلانی در نزدیک لاهیجان ساخته شده است.

مؤلف کتاب «از آستارا تا استرآباد» در توصیف این گنبد از واژه «عجیب» استفاده می کند:

- مزاری که امروز بر سه کیلومتری لاهیجان با بنایی زیبا و گنبدی چهارگوش عجیب، بر دامنه کوهی دیده می شود، همان بناست.

این توصیفات به نوبه خود بیانگر آنند که این بنا و بخصوص گنبد آن ارزش بررسی و تحقیق بیشتر را دارد تا شاید راز و رمز زیبایی، جالب بودن و عجیب بودن آن کشف گردد.

گنبد این بنا از هندسه نسبتاً پیچیده ای برخوردار است، به نحوی که فرم کلی و جزئیات آن بسادگی قابل فهم و سپرده شدن به حافظه نیست و این ویژگی باعث پیدایش خاصیت بسیار جالبی برای این گنبد می شود، بدین ترتیب که برای ناظری که در اطراف بنا حرکت می کند و از نقاط دید مختلفی به گنبد آن می نگرد، چنین به نظر می رسد که با نماهایی غیرتکراری مواجه است؛ به عبارت دیگر، با حرکت ناظر در اطراف گنبد، از تازگی و بداعت فرم گنبد کاسته نمی شود و کنجکاوی ناظر برای درک کامل گنبد ارضا نمی شود و شاید نیت طراح یا طراحان این گنبد نیز دقیقاً ایجاد چنین کیفیتی در آن بوده باشد.

 

جایگاه هندسه در معماری قدیم

با در نظر گرفتن وضعیت متفاوت هندسه در طراحی معماری معاصر نسبت به معماری سنتی، ضروری می نماید که نگاهی داشته باشیم به جایگاه هندسه در معماری قدیم تا برای مخاطب معمولی امروزی اهمیت هندسه در کار معماران قدیم روشن گردد. در این راستا کتاب «هندسه و تزئین در معماری اسلامی» اثر خانم «نجیب اوغلو» از منابع بسیار مفید می باشد. در این کتاب بخصوص در فصل «هندسه و سهم علوم ریاضی» به کمک شواهد تاریخی، جایگاههندسه در معماری اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است.

از مطالعه این کتاب و در راستای اهداف مقاله حاضر، دست کم دو مطلب برای خواننده تبیین می شود: نخست این که معماری اسلامی پیش از دوران مدرن جزئی از علوم ریاضی محسوب می شد. برای نمونه در مورد فارابی، فیلسوف بزرگ ایرانی قرن چهارم در این کتاب می خوانیم که وی در کتاب «احصاءالعلوم» علوم ریاضی را به هفت رشته تخصصی (حساب، هندسه، علم نور و بصر {اپتیک}، نجوم، موسیقی، علم اوزان و علم الحیل {مکانیک}) تقسیم می کند که هر رشته دارای دو شعبه نظری و عملی است.

در این میان درباره جایگاه معماری می خوانیم:

در فرهنگنامه اسلامی همواره معماری و حرفه های مربوط را همراه با علم مکانیک ذیل هندسه عملی قرار داده اند. مثلاً احصاءالعلوم فارابی معماری را در زمره شعب هندسی علم الحیل(مکانیک) شمرده، که، {علاوه بر معماری} علم المساحه (مسّاحی یا پیمایش) و ساختن دستگاه های جنگی، آلات موسیقی و آینه حراقه و ساعت آفتابی و ابزارهای ابتکاری مکانیکی را هم شامل می شود.

مطلب دوم آن که جایگاه هندسه در معماری بسیار برتر از جایگاه حساب و البته سایر شاخه های ریاضیات بوده است:

حساب وهندسه از هم جدا بوده اند اما شیوه هایی قابل تبدیل به هم برای بیان مفاهیم ریاضی واحدی بوده اند که یکی بر زبان اعداد و دیگری بر اشکال هندسی اتکا داشته است. هندسه، که مناسبت بسیار بیشتری برای تجسم و تصویر طراحانی داشته که با ابزارهای اولیه کار می کرده اند، گویی در کار معماری اسلامی و هنرهای تزیینی اسلامی در قرون وسطی نقش محوری ایفا می کرده است. هندسه نه تنها با تاسیس مبنای علمی معتبری برای معماری و حِرَف مربوط، سطح آنها را بالا می بُرد، بلکه زبان انتزاعیش نیز مبنایی زیباشناختی برای طراحی فراهم می کرد.

برای مثال، شاهدیم که کتاب ها و کتابچه های مختلفی برای آموختن هندسه به معماران و سایر صنعتگران تألیف می شد، ولی در مورد حساب کمتر این وضعیت وجود داشت:

طاش کبری زاده، ابن خلدون، ابن اکفنی-همه بر ارتباط

میان معماری و هندسه عملی تاکید کرده اند اما از نیاز آن به حساب هیچ نگفته اند.

ماجرایی که جعفر افندی در رساله معماریه درباره نحوه تعلیم هندسه به شاگردان معماری در کارگاه های کاخ توپقاپی ذکر می کند نیز مؤید این مطالب می باشد. در این کتاب آمده است که در آن کارگاه ها استادان باسواد کتاب های راهنمای هندسه عملی را به صدای بلند برای شاگردان می خوانده و تفهیم می کرده اند و این کار بخشی از تعلیم کارگاهی ایشان بوده است.

بنابراین، می توانیم بپذیریم که در آن دوران هندسه یکی از علومی بود که از معماران انتظار می رفت با آن آشنایی کافی داشته باشند و از آن استفاده نمایند؛ به عبارت دیگر، این علم بخش مهمی از مجموعه دانش معماری را در آن روزگار تشکیل می داد و البته این امر تنها به هنر و معماری اسلامی خلاصه نمی شد، بلکه این رابطه نزدیک هنر و هندسه در سایر تمدن ها نیز وجود داشت:

از نخستین روزهای فلسفه یونان مردمان کوشیده اند که در هنر یک قانون هندسی پیدا کنند؛ زیرا که اگر هنر (که آن را با زیبایی یکی می دانند) همان هماهنگی باشد و هماهنگی هم از رعایت تناسبات حاصل شود، منطقی به نظر می رسد که فرض کنیم این تناسبات ثابت اند. تناسب هندسی معروف به «تقسیم طلایی» قرنها به عنوان یک همچو کلیدی برای اسرار هنر درنظر گرفته می شد.

شواهد تاریخی نیز به روشنی این ادعا را تایید می کنند که در دوران قدیم هندسه همچون ابزار کار بسیار مهمی برای هنرمندان و صنعتگران بود؛ برای نمونه:

پرگار جالبی که ضمن حفاری در پمپی، یکی از شهرهای ایتالیا، در کارگاه یک مجسمه ساز پیدا شده است، گواه بر آن است که یونانی ها و رومی ها، نه تنها از عدد زرین اطلاع داشتند، بلکه از آن استفاده هم می کردند. این پرگار، هم اکنون در موزه ناپل نگه داری می شود، طولی برابر 146میلی متر دارد و به وسیله لولا، به دو بازوی خود، با طول های 56 و 90 میلی متر تقسیم شده است، یعنی به تقریب به نسبت زرین.

در سده های میانه، برای نسبت زرین، مفهومی عرفانی و خرافی قایل بودند. معماران سده های میانه، رازهای مربوط به پیدا کردن نسبت ها -واز جمله، نسبت زرین- را با دقت، از دیگران پنهان می کردند. از جمله، اسقف شهر اترخت (Utrecht)، به این دلیل که با حیله توانسته بود به روش یافتن نسبت ها، در ساختمان کلیساها، پی ببرد، جان خود را از دست داد.

محققان زیادی بوده اند که با بررسی آثار هنری و معماری قدیم، به کشف روابط هندسی پنهان در این آثار پرداخته اند و البته روشن است که منظور از روابط هندسی پنهان در این آثار صرفاً تناسبات طلایی خاص مطرح در یونان باستان نمی باشد.

تحلیل فرم گنبد با کمک هندسه

پیش از پرداختن به تحلیل هندسی گنبد ممکن است این پرسش مطرح گردد که گنبد فعلی تا چه میزان با گنبد اولیه دوره تیموری مطابقت دارد و تا چه میزان حاصل دخل و تصرفات برنامه ریزی نشده دورانهای بعدی است و نهایتاً این که یافته های این پژوهش تا چه میزان می تواند معتبر باشد.

نظر به این که در استان گیلان به جهت رطوبت فراوان، سرعت فرسایش بناها بسیار بالاست، مطمئناً این اثر در طول بیش از پانصد سالی که از احداث آن می گذرد، بارها مورد تعمیر و مرمت واقع شده است. متأسفانه از تاریخچه تعمیرات و تغییرات انجام شده در این بنا اطلاع چندانی در دست نیست. قدیمی ترین متنی که از لزوم مرمت یا بازسازی این بنا گزارش می دهد، سفرنامه رابینو می باشد. وی بر اساس شنیده های خود از وقوع آتش سوزی مهیبی در این بنا در محدوده زمانی 1850 تا 1860 میلادی خبر می دهد. ولی از میزان خرابی به جا مانده، اطلاع دقیقی به دست نمی دهد.

همچنین قدیمی ترین گزارش رسمی موجود در سازمان میراث فرهنگی گیلان درباره مرمت این بنا، مربوط به سال 1373 می­باشد که از برخی تعمیرات در حد نازک کاری حکایت دارد. بنابراین متاسفانه درباره این که بنای مورد نظر از زمان احداث تا کنون چه میزان تغییر کرده است و این که گنبد فعلی نسبت به گنبد اولیه دوره تیموری چقدر تفاوت دارد، نمی توان با قطعیت سخن گفت مگر آن که تحقیقات بیشتری در این باره صورت گیرد. هر چند همان گونه که بعد از این خواهیم دید، وجود برخی روابط و نسبت های هندسی دقیق در گنبد فعلی می تواند حاکی از این باشد که فرم گنبد در طول زمان دستخوش دخل و تصرف مهمی نشده است.

پی بردن به هندسه شکل دهنده به گنبد آرامگاه شیخ زاهد از جهاتی دارای اهمیت است که در اینجا به دو مورد از آنها اشاره می شود. نخست آن که پی بردن به هندسه نهفته در طرح گنبد مقبره شیخ زاهد تأیید مجددی است بر این که در طراحی معماری قدیم هندسه جایگاه ممتازی داشته است. منظور این است که معماران قدیم، آن نوع هندسه ای را که در زمان ایشان شناخته شده بود، به گونه عالمانه ای در طراحی معماری به کار می گرفتند و به کمک همان هندسه قادر به خلق آثار ارزشمند و ماندگار بودند.

این امر به درک بهتر ما از نحوه کار طراحان سنتی و همچنین فهم صحیح تر آثار ایشان کمک می کند. برای نمونه، آنگاه که در می یابیم طراح گنبد شیخ زاهد برای طراحی این اثر تا چه حد بر ترسیمات هندسی دقیق و پیچیده متکی بوده است، دیگر به این اثر همچون مجسمه ای که طراح آن بدون استفاده آگاهانه از هیچ نوع هندسه ای و صرفاً بر مبنای دریافت های درونی خود آن را خلق کرده است، نگاه نمی کنیم؛ و به نظر می رسد، چنین برداشتی، برداشت صحیح تری از گنبد مقبره شیخ زاهد باشد.

همچنین پی بردن به هندسه شکل دهنده به گنبد مقبره شیخ زاهد می تواند برای معمارانی که امروز می خواهند در لاهیجان یا سایر مناطق کرانه جنوبی دریای خزر و بخصوص در بافت های ارزشمند تاریخی موجود در این مناطق، گنبدی طراحی کنند، مفید و کارگشا باشد. جای بسی تأسف است که می بینیم در مناطق معتدل و مرطوب حاشیه جنوبی دریای خزر، یکی پس از دیگری گنبدهای ناری متعلق به مناطق مرکزی ایران -آن هم با استفاده از ورق های فلزی و گالوانیزه و استیل و ...- بر فراز مساجد و بُقاع مقدس سر برمی آورند و هویت معماری منطقه را بیش از پیش مشوش می سازند.

در حالی که گنبد هرمی مقبره شیخ زاهد می تواند به عنوان الگویی مناسب برای طراحی گنبد در این منطقه سرسبز و پرباران مطرح باشد چرا که طراح این اثر با انتخاب شبکه خطوط متقاطع 45 درجه و 43/63 درجه به عنوان مبنای هندسی طراحی، به طرحی دست یافته است که با اقلیم و فرهنگ معماری بومی منطقه هماهنگی بالایی دارد و بخشی از هویت معماری بومی این منطقه را شکل می دهد.

رمزگشایی از هندسه شکل دهنده به طرح این گنبد، می تواند برای معمارانی که درصددند در این منطقه جغرافیایی ساختمان گنبدداری طراحی کنند و از طرفی نمی خواهند که از گنبدهای قدیمی موجود در منطقه، تقلید صرف نمایند، راه حل قابل قبولی ارائه می نماید با استفاده از شبکه خطوط هندسی مشابه گنبد شیخ زاهد، می توان تنوع بی پایانی از گنبدهای هرمی پله ای را برای کاربرد در این بستر جغرافیایی-فرهنگی خاص پدید آورد که هیچ یک عیناً همانند دیگری نباشد و در عین حال همه با یکدیگر هماهنگی داشته باشند.این گنبدها می توانند با استفاده از مصالح و فن آوری ساختمانی فعلی ساخته شوند. به این ترتیب، سنت طراحی این نوع گنبدها می تواند ادامه یابد و زنده بماند

اشتراک
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Technorati
  • Reddit
  • Yahoo Buzz
  • StumbleUpon

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.