جنبش دِاستیل
  • نظرها: 0
  • ۱۶:۱۷:۱۰ | یکشنبه, ۹ / آبان / ۱۳۹۵
  • در دیگر سبک ها
  • توسط ارگان معماری
  • نمایش ها: 237
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف

جنبش دِاستیل

در تعامل با محافظه کاری روسی و دیگر جنبش های انتزاعی، جنبش افراطی جدیدی به نام دی استیل در هلند شکل گرفت که هرگونه تلاش برای الهام از طبیعت در هنر را مردود می دانست (1931 - 1917). نظریه پردازان این سبک تلاش می کردند تا تمامی نشانه های احساسی و شخصی در هنر را حذف کنند و هنر را به شدت محدود به اصول بدیهی و ساختاری کنند.

دی استیل یا نئوپلاستیسیزم

در تعامل با محافظه کاری روسی و دیگر جنبش های انتزاعی، جنبش افراطی جدیدی به نام دی استیل در هلند شکل گرفت که هرگونه تلاش برای الهام از طبیعت در هنر را مردود می دانست (1931 - 1917). نظریه پردازان این سبک تلاش می کردند تا تمامی نشانه های احساسی و شخصی در هنر را حذف کنند و هنر را به شدت محدود به اصول بدیهی و ساختاری کنند. در نظر آنها آثار هنری قابل ساده شدن به فرم و رنگ هستند و رنگ ها نیز در حد سیاه و سفید و رنگ های اصلی باقی می مانند. این ساده سازی تا حدی پیش رفته است که حتی جهت های بصری را محدود به دو جهت افقی و عمودی می دانند و در آثار این سبک خطوط منحنی و مورب کمتر به چشم می خورند.



طرحی از پیت موندریان
در سال 1917 "تئو وان دواسبورگ" (Theo van Doesburg) نشریه ای جدید را تأسیس کرد. این مجله که نام ساده "سبک" (Destile) را یدک می کشید، محلی برای تبادل نظر میان نقاشان، معماران و مجسمه سازان فراهم آورد تا این افراد نظریات و بیانیه های خود را به چاپ برسانند و فلسفه هنری جدید را ارائه دهند که به صورت افراطی مدرن بود. نظریاتی که در قالب نشریه دی استایل شکل گرفت به نظریات نئوپلاستیسیزم (نئوپلاستیسیسم) نیز معروف شد.



علاوه بر "وان دواسبورگ" از جمله همکاران و اعضای اولیه نشریه سبک می توان از نقاشانی به نام "پیت موندریان" (Piet Mondrian) نام برد که در سال 1918 "گریت ریت ولد" (Gerrit Rietveld) و در سال 1922 "ون ایسترن" به این گروه پیوستند.



آرمان های این سبک همواره دارای ته مایه ای از عناصر خلاف اندیشانه پروتستانی بودند که باید برنامه جنبش مدرن را پیش می برد و به آرمان های عملکردگرایی و نیازمندی های فنی تولید صنعتی نیز جامه عمل می پوشانید. اکنون طرح ها باید به قدری ساده می شدند تا به سطح عناصر اصلی و تغییر ناپذیر خویش در طراحی اثاثیه منزل برسند. اثاثیه منزلی که "ریت ولد" طراحی کرده است اصول دی استایل را به گونه ای منعکس می سازند که گویی این اصول نشان دهنده بیانیه خاصی هستند.

صندلی قرمز و آبی مشهور او تنها متشکل از چند قطعه چوب در نقش عناصر سازنده چارچوب و همچنین دو تخته در نقش کفه اصلی و پشتی برای تولید ماشینی مناسب بود.



عناصر ساختارگرایی نیز در رنگ های واضح و اصلی کاملا آشکار است و بدون تردید یادآور نقاشی های موندریان است. طرح های بعدی "ریت ولد" هرگز از حد پیش تولید فراتر نرفته و به تولید نرسیده اند.

تغییر ماهیت گروه:
در سال 1923 با پیوستن وان دسبورگ به باهاوس، تغییراتی برگرفته از نظریات ماله ویچ (کانستراکتیویسم) در نظریات او به وجود آمد ک مورد توافق همه اعضای گروه نبود. از طرفی اعضای جدیدی از دادائیست ها نظیر I.K. Bonset's poetry و Aldo Camini به آن پیوستند. پس از درگذشت دوسبورگ در سال 1931، هرچند که نام گروه تحت مدیریت همسر دوسبورگ برقرار ماند، اما اعضای آن مانند گریت ریتولد و پیت موندریان به طور جداگانه علاقه مندی های خویش را در پی گرفتند.




معماری مینی مالیسم نام جنبشی در انتهای قرن بیستم – و آخرین تیر ترکش سبک مدرنیسم – که در بسیاری از منابع از آن به عنوان ساده گرایی یاد شده است. ساده گرایی نوعی خلوص و حذف شدن المان های غیر ضروری است . یعنی با کمترین المان سعی در رساندن بیشترین مفهوم دارد چه در معماری چه در باقی هنر ها .
فرانک استیلا هنرمند مشهور مینیمالیستی جمله ای دارد که خیلی جالب توجه است : آنچه می بینید؛ همان چیزیست که می بینید… از نظر من این جمله بدان معناست که چیزی که روبروی شماست  ( که این چیز یک اثر هنری است ) هیچ فلسفه ای پشت خود ندارد ِ یعنی دقیقا همان چیزی ست که از آن برداشت می شود . یعنی خلوص داشتن یعنی سادگی !!

سبک مینیمالیسم در معماری را می توان نتیجه سه عنصر مهم دانست :  ۱- جنبش د استیل ۲- سبک بین الملل (جمله معروف میس وندروهه ) ۳- فلسفه معماری سنتی ژاپن ( ذن ) .شاید هم ریشه یا بستر کلمه درستری باشد نسبت به کلمه عنصر. در هر صورت می شود به این صورت بررسی ش کرد :

بطور خلاصه می توان گفت این سبک ویژگی هایی  دارد که با بررسی آثار بعضی معماران از جمله آثار معمار ژاپنی تادائو آندو و آثار معمار معروف سبک بین الملل یعنی میس وندروهه و چند اثر از معمارانی چون فلیپ جانسون ، هرزوگ  اند د مورن و مشاهده آثار معماران معاصر دیگر ، به این ها است
در آخر می توان گفت :

این سبک در حال حاضر در آثار معماران معاصر از جمله  : جان پوآسون ، تادائو آندو ،  ادوارد و سوتو د مورا ، آلورو سیزا ، آلبرتو   کامپو بازا ، یوشیو تانگیوچی ، پیتر زومتر و… و در کارهای طراحان داخلی ، طراحان صنعتی و طراحان مبلمان دیده می شود . بطور مثال استفاده از کمد های توکار و تخت های تاشو  (در طراحی مبلمان ، برای اینکه فضا را وسیعتر نشان دهند.  ) که این آثار نشان دهنده ادامه حرکت معماری مینیمال در جهان معاصر می باشد.
تهیه شده توسط گروه تخصصی ارگان معماری


اشتراک
  • Twitter
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Technorati
  • Reddit
  • Yahoo Buzz
  • StumbleUpon

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.