• ۱۳۹۶/۱۰/۰۹ ۲۱:۱۵:۳۴
  • در مقالات معماری
  • توسط argan2
  • بازدید: 390
  • اخرین ویرایش: ۱۳۹۶/۱۰/۱۰ ۰۲:۴۸:۳۳
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف
ردپای معماری بیونیک در تاریخ، گل لوتوس نیلوفر آبی

ردپای معماری بیونیک در تاریخ، گل لوتوس"نیلوفر آبی"

ردپای معماری بیونیک در تاریخ، نمونه موردی گل لوتوس "گل نیلوفر آبی"

 

احسان محبی فر - کارشناسی ارشد معماری و مدرس دانشگاه آزاد اسالمی واحد یزد

صنم مهدیه - دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد اسالمی واحد تبریز

 

چکیده

 

در فراسوی ساختار های ناب طبیعت، جریان زندگی نهفته است. مهارت در جذب این ساختارها و نحوه به کار گیری این خصوصیات سبب گرد هم آمدن نشانه ها و نمادهایی در عرصه معماری شده است. امروزه رهاورد این نشانه های جدید در واژهای به نام » بیونیک’ تجلی یافته است. تاریخ آینه ی گذشته و درس حال است. بشر از زمان خلقت خویش سعی در نمایان کردن آنچه که در ذهن خویش وجود داشته است، می باشد تا بتواند تاریخ عصر خویش را به آیندگان، با استفاده از تصاویر و دست نوشته های خاص خود منتقل نماید. »گل لوتوس’ از جمله نماد ها و نشانه هایی است که در فرهنگ و تاریخ ملت های گوناگون جایگاه ویژهای داشته و دارد. شایان ذکر است این گل نماد صلح و شادی در دنیای باستان بوده که در میان مرداب سر بر می آورد. «گل لوتوس’ از مصر به ایران و آنگاه به هند رفته و به مرور حالت بومی به خود گرفته است. گاهی در این سرزمین ها جانشین درخت مقدس بوده است. در این مقاله سعی شده است که با ارائه شواهدی از تاریخ و فرهنگ مللهای مختلف، جایگاه »گل لوتوس’ را در میان ادیان مختلف مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

 

 

کلید واژه: نماد، نشانه، معماری بیونیک، گل لوتوس "نیلوفرآبی".



 

مقدمه

 

نگرش نمادین به هستی و پدیده های آن از گذشته های دور در فرهنگ های کهن مطرح بوده است. نمادهای جلوهگر شده در آثار فرهنگی هنری یک جامعه عموما از باورها و اعتقاداتی که در میان فرهنگ و پیشینهُ فرهنگی یک ملت ریشه دوانده است سرچشمه میگیرد. اصوال در بسیاری از جوامع این تاثیر پذیری بسیار چشمگیر و ملموس می باشد، که سبب شده است جامعه به برخی اصول ها و سنت های قدیمی خود وفادار بماند. شایان ذکر است استفاده از این نمادها و نشانهها و جلوهگری آنها در ملل مختلف سبب اهمیت یافتن اشیای مورد استفاده بشر در زندگی خود شده است. 


با مراجعه به گذشته و بررسی تاریخ و فرهنگ ملتهای مختلف در میابیم که در بسیاری از هنرهای سنتی و قدیمی، نوعی ارتباط با طبیعت و جهان هستی و امر قدسی مشاهده می شود. به گونه ای که طراح هنگام طراحی خود و خلق اثر معماری سعی در ایجاد یک نوع ارتباطی عمیق با طبیعت و عناصر موجود در طبیعت دارد. این برقراری ارتباط با طبیعت سبب شده است که طراح هر اثر هنری خود را به صورت سمبلیک و نمادی از طبیعت اقتباس کند، که این امر سبب پدید آمدن جامعهای نماد پرور شده است. همچنین الزم به ذکر است در چنین جامعهای باورهای مردمان عموما بر روی دیوارهای آثار معماری، سر ستون ها، اشیاء، ظروف و ... نمایان بوده است. به لحاظ هنری، »نمادگرایی’ هنری است برای بیان واقعیت؛ یا حاالت نامشهود و ناشناختهای است که به مدد آن می توان به دنیای نامرئی قدم گذاشت و به رمز و راز هستی پی برد "ترابی، اسدی، 1395 ." ."در واقع نمادها چهارچوبی از نشانهها و مظاهر عینی هستند که منعکس کننده احساس، شیوههای رفتاری و فرهنگی آدمی هستند. به عبارت دیگر بشر برای نشان دادن خواسته های درونی خویش از نمادها استفاده می کند. »گل لوتوس’ ازجمله گیاهان پر اهمیت بوده که درارای نمادها و نشانه های گوناگون در ادیان مختلف میباشد.


این گل از تقدس باالیی در میان اساطیر مختلف برخوردار میباشد؛ جنبه تقدس »گل لوتوس’ به محیط آبی آن بر میگردد. زیرا آب نماد باستانی اقیانوس کهنی بوده که کیهان از آن آفریده شده است. از دیدگاه انسان صاحبدل، خلق شگفت انگیز گلی چون نیلوفر آبی از درون آبها، بسط و شکفتنش با طلوع خورشید و قبض و گرفتنش با غروب آن، صریح ترین نشانه برای تصویر و تصور اصل ظهور و تجلی است. سر بر آوردنش از آب، نماد شکفتن از آب های آشفته آغازین "کائوس" و زیبایی و نظمش، بیانگر نظم و زیبایی تجلی صور در عالم "کاسموس" و نیز باز و بسته شدنش با نور، نمودی از جلوهگاه نور است از خدای آسمان، که در تمامی تمدنهای نخستین، خدای اول، واحد و ازلی است "عادلزاده، نظری، 1389 ."در میان فرهنگ های مختلف این گل به دلیل داشتن ریشه در لجن و همچنین به دلیل رویش به سمت باال و آسمان، که از آب های تیره خارج شده و گل هایش زیر نور خورشید و روشنایی آسمان رشد و نمود پیدا کرده است، به معنای شکفتن معنوی می باشد. 


این گل کمال زیبایی نیز به شمار می رود. »گل لوتوس’، ریشهاش مظهر ماندگاری و ساقهاش نماد بند ناف است که انسان را به اصل و ذات خویش پیوند می دهد و گلبرگ هایش پرتوهای نور خورشید را یاد آور میشود. دارا بودن گلبرگ هایی به شکل دایره سبب شده است که این گل نماد کمال و رسایی باشد؛ زیرا دایره خود به جهت این که کامل ترین شکل هندسی است نماد کمال به شمار می آید. حال آنکه با گذشت زمان »گل لوتوس’ به عنوان نماد و سمبل مطرح گردیده؛ که در طراحی سمبلیک اسطورهها و فرهنگهای گوناگون نقش ویژه ای دارد.



 

روش تحقیق:

 

بدیهی است هر پژوهش علمی نیاز به یک روش تحقیق متناسب با موضوع خود دارد. انتخاب روش تحقیق مناسب و تداوم آن در تمامی فرآیند و مسیر پژوهش از اصول راهبردی یک تحقیق علمی است. روش مواجهه با مسئله و پژوهش در ارتباط تنگاتنگ و دو سویه با ساختار و ماهیت تحقیق است. از همین رو برای ایجاد شالودهای انسجام بخش به این تحقیق، روش توصیفی انتخاب و در طول پروسه پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین مطالعهُ اسنادی و کتابخانهای اساس بیان، تحلیل، توصیف و تفسیر مطالب موجود در این مقاله را تشکیل میدهند.



 

معماری بیونیک:

 

پس از جنگ جهانی دوم و با آغاز دهه شصت قرن بیستم تبادل علمی بین گرایش های علوم طبیعی و فنی رونق یافت. در جریان همایشی در اوهایو، که نیروی هوایی آمریکا در سال 1960 برگزار کرد برای اولین بار واژه ای به نام »بیونیک’ توسط جک ایی استیل "Steel.E.J"عضو نیروی هوایی آمریکا به کار برده شد. واژه »بیونیک’ از ترکیب دو لغت بیولوژی و تکنیک به وجود آمده است که در آن بیولوژی ماخذی از زبان یونانی به معنای »زیست’ و»حیات’ است و حرف تکنیک پسوند شبیه ساز می باشد که به معنای »مثل’ و »مانند’ است؛ که در زبان فارسی »زیست فنی’ ترجمه میشود. دلیل اهمیت یافتن این دانش، وجود نظامی عاری از خطا در ساختار و سیستم های موجود در طبیعت است. سالهاست که بشر از زمان خلقت خویش سعی در ایجاد ارتباط با طبیعت به گونه ای همساز بوده است؛ برای ایجاد این ارتباط تالش بی وقفهای در تقلید از طبیعت کرده است؛ برای مثال با دیدن پرندگان و سرعت زیاد آن ها در هنگام پرواز حس غریزی پرواز در وی شکل گرفت یا با دیدن آشیانه جانوران که سبب محفوظ ماندن آنها در برابر عوامل جوی و بالهای طبیعی شده است، سعی در ایجاد پناهگاهی امن در دل غارها برای خود شد.با پایگاه معماری ارگان همراه باشید


امروزه با گذشت زمان بسیار ما شاهد الگو برداری از طبیعت در حوزه معماری نیز هستیم که برای اولین بار طراحی داوینچی از ساختار بال خفاش که در سال 1505 انجام شد ولی نتوانست آن را به مرحله عمل برساند. استدالل او این بود که خفاش دارای بال کامال پوشیدهای است که هوا را از خود عبور نمی دهد و دارای پوستی پرده مانند است که آن را تقویت می کند، گویای طرح هایی است که وی برای بال مصنوعی داشت که تا سال1890 کهader clement موفق به اجرایی کردن آن شد بارها توسط انسان مختلف آزموده شد و بی نتیجه ماند. انسان از ابتدا سعی داشته است برای ساخت و طراحی مکان ها و وسایل مورد نیاز خود از طبیعت و محیط زیست اطراف خود الهام گیرد. همان گونه که، ساختمان بدن خفاش برای لیونار دو داوینچی ایدهای بود که بتواند ماشین پرنده را طراحی کند، نیروی عضالنی و در عین حال سرعت زیاد دولفین ها جرقه ای برای ساختمان زیر دریایی بود.


در واقع علم بیونیک یک نوع نگرش خاصی به معماری است در جهت ارتباط بین معماری و سازه، که در نهایت منجر به هماهنگی میان معماری و طبیعت شده است. ارتباطی که با آغاز قرن بیست و یکم و رشد روز افزون رایانه ها؛ جایگاه خاصی یافته و دنیای اندیشه های مهندسی و معماری را نیز تحت تاثیر قرار داده و دانشمندان را به سمت وحدت مجدد علوم در امر کاربرد می تواند سوق دهد. اگر چه خود بیونیک هنوز به عنوان یک علم نو پاست، اما فعالیت بیونیکدانان را که همواره در جستجوی یک الگوی زنده برای توجیه هر پدیده هستند، می توان این علم را در حوزه علوم کاربردی مطرح کرد. همچنین معماری بیونیک شکل چهار ضلعی و منتظم ساختمانهای سنتی را برای پدید آوردن ساختمان های بیولوژیکی و جهان طبیعی نفی می کند. نتیجهی این دیدگاه مجموعه ای از ساختمانهای منحصر به فرد با قالبهای بیولوژیکی و ریاضی و ... می باشد.

 

نماد

 

»نماد’ که مظهر و سمبل نیز نامیده می شود؛ نشانههای است که نشانگر یک اندیشه، شیء، مفهوم، چگونگی و جزء اینها را شامل می شود. واژه »نماد’ در لغت نامه دهخدا: » به معنی فاعل است، که ظاهر کننده باشد. "برهان قاطع" "آنندراج". نماینده و ظاهر کننده’؛ و در فرهنگ فارسی معین نیز به معانی مختلفی آمده است: »1 .نماینده، سمبل؛ 2 .مظهر، نشانه؛ 3 .عالمت’. در واقع نماد می تواند یک شیء مادی باشد که شکلش به طور طبیعی یا بر پایه قرارداد با چیزی که به آن اشاره می کند پیوند داشته باشد. در یک تعریف کلی نماد عبارت است از چیزی مرتبط با چیز دیگر که به آن معنا می بخشد یا در حالت کلی نماینده آن می باشد " گوبران، 1378 ،24 ."نماد شخصیت دادن و مشخص کردن شیء به جهت تداعی معانی است و قدرت نماد، زاییده کثرت و پایان ناپذیری ظاهری مفهوم است "هاوزر، 1382 ،63 ."نماد به سادگی چیزی است که به جای چیز دیگر به کار می رود و نشانه آن است یا بر آن داللت دارد "هال، 1383 ،14 ."گروتر Grutterدرباره نماد می نویسد: »نماد عالمتی است سمانتیکی یا قابل تحلیل معنایی؛ یعنی عالمتی است قابل درک معنوی که دارای محتوایی است که فراتر از تاثیرات آنی آن قرار دارد.


نماد، چیزی روانی را قابل درک و احساس میکند یا به عبارت دیگر وسیلهای است برای عینیت بخشیدن صوری به یک محتوای ذهنی. به نظر گوته، وظیفه نماد نشان دادن چیزی به خصوص در داخل یک کلیت و نشان دادن یک کلیت از طریق چیزی خاص است’ "گروتر، 1386 :510 ."انسان را حیوان نماد پرداز نامیده اند زیرا که شکل گیری نمادها یک روند آگاهانه نیست بلکه خیال پردازی خودآگاهانه تکنولوژیک و فلسفی انسان است. به نظر میرسد که بشر، در مراحلی از تکامل تدریجی خود شاید در دوران »نئولتیک’ از طریق ساختن یک رشته مفهوم "تصورات"، وجود خویش را از جهان هستی، تمایز و تشخیص بخشیده است که این امر فرآیند محیط، پیرامون وی را تا حدی قابل درک کرده است. می توان منشاء نمادها را در دو دسته تقسیم بندی کرد: نمادها روابطی کامال قراردادی هستند و یا این که روابطی نهادینه شدهاند که در طول زمان، پذیرش عام پیدا کردهاند. در هر دو مورد نمادها و روابط مورد نظر خود را در قالبی کوچک، اشارهای، تصویری، کنایهای، حرکتی و کالمی ارائه می کنند.


در واقع خود واژه »نماد’، چندان از لحاظ لغوی دارای ارزش نبوده بلکه اهمیت این واژه به خاطر کارکرد آن می باشد. اریک فروم Fromm Erich ،روانکاو معاصر نیز زبان رویاها و احساسات بشر را سمبولیک می شمرد و آن را چنین تعریف می کند: »زبان سمبلیک، زبانی است که تجربیات درونی و احساسات و افکار را به شکل پدیدههای حسی و وقایعی در دنیای خارج بیان میکند’ "فروم، 1378 :19’ ."سمبول’ به انگلیسی Symbolنوشته می شود و در فرانسه Symboleو به آلمانی Symbalو به ایتالیایی Symbolاست؛ در اصل یونانی از دو جزء Sym=Synو Ballein ساخته شده است. جزء اول این کلمه به معنی »با’ »هم’ و »باهم’، جزء دوم به معنی »انداختن’، »ریختن’، »گذاشتن’، »جفت کردن’ است؛ پس کلمه »Symballein » به معنی با هم انداختن، با هم ریختن، با هم گذاشتن، با هم جفت کردن و نیز به معنی شرکت کردن، سهم دادن، مقایسه کردن است "ترابی، اسدی، 1395 ."به قول کاندنیسکی در بعضی از نمادها و الگوها روح پنهانی وجود دارد که اکثرا خاموش است؛ اما این روح پنهان است که به آن معنا می بخشد و آن شیء را واجد ارزشی بی مثال می کند که ماحصل آن، به وجود آمدن هنری برای تقدس اشیاء و نمادین کردن نقاشی به سبک جدید می شود.


این رو پنهان معموال به صورت یک نشانه در طبیعت به طور زنده وجود دارد که در اثر هنری به گونهای خاص و ملموس ریشه دوانیده است. نشانه هایی که در طبیعت و هستی موجود هستند و اکثر اوقات به عنوان نماد، به آنها پرداخته میشود. در بیشتر مواقع فهم این نشانهها نیز نیاز به تفکر زیاد و احساس عمیق مذهبی دارد که آن نیز مرهون تاُویل و تفسیر باتنی می باشد. نتیجهای که از نگرشهای علمی در نمادپردازی میتوان گرفت و بیشتر در روانشناسی، بسط و توسعه یافته است، توسعه دو وجه نماد، هم به عنوان عضو تاُثیرگذار در روان انسان و هم به عنوان زبان مشترک پیامرسان فرهنگ و تاریخ است. همچنین میتوان گفت که »نمادپردازی’ شروعی است بر شناخت و ادراک هستی به صورت نشانه های اولیه که میتواند انسان را بر رموز جهان هستی آگاه سازد.


نشانه:

 

 

عام ترین تعریف بنا به دیدگاه »سوسوری’ در مورد نشانه این است که: نشانه همچون سکهای دو رویه، بر دو جزء دال "داللت کننده چیزی" و مدلول " داللت کرده شده و رهنمون شده" یا فرم "صورت" و ماده "جوهر" اتکا دارد؛ یعنی این که هر نشانه زبانی است بین دو عنصر دال و مدلول که یک رابطه ایجابی است. »چارلز پیرس’ نشانه را استوار بر غایب می داند: » نشانه بر کسی، چیزی را به جای چیز دیگری بیان میکند’. »نشانه’ کلمه ای فراگیر است که اصطالحهای نماد، نمایه و شمایل را در بر میگیرد.


در واقع نشانه شناسی با هر چیزی که بتواند یک نشانه، نماد و سمبلیک قلمداد شود سروکار دارد. نشانهها معموال به شکل کلمات، تصاویر، اصوات، بوها، طعمها، حرکات و اشیاء ظاهر میشوند. اما، این چیزها ذاتا معنی دار نیستند و فقط زمانی که بتوانند پیام ای را به مخاطب انتقال دهند، تبدیل به نشانه میشوند. »نشانه’ زمانی که به عنوان » داللتگر’، ارجاعدهنده، یا اشارهگر به چیزی غیر از خودش معنی شود، هویت معنایی و مفهومی پیدا میکند. بدین ترتیب » نشانه’، به عنوان یک واحد اطالعات در مورد فرهنگ یک ملت و پیشینهی فرهنگی آن اشاره و داللت دارد که سبب به وجود آمدن ذهنیت در مورد هنجارهای اجتماعی و... یک جامعه میشود. در حالت کلی میتوان دریافت که نشانهها در آثار هنری امکان فهم اثر را برای بیننده آسانتر کرده و میزان شفافیت و خوانایی اثر هنری را افزایش میدهد.


اثر هنری عبارت از »نشانه’ است؛ این نشانه، نماینگر آن چیزی است که »غایب’ است. اثر هنری »غیب’ را می نماید و جز آنکه یک شیء ملموس باشد، چیز دیگری را با خود گرد می آورد. اثر هنری، عبارت از نشانه »راهنما’، »سمبل’ و از این دست است "نقرهکار، 1387 :271 ."در آرای فالسفه اسالمی، نشانه، امری تکوینی و قراردادی مطرح میگردد. از لحاظ تکوینی به امور آیات و نشانههای موجود در هستی وارد میشود که در مقوله رمزی است که در هستی نهفته است و نیاز به تاویل و تفسیر است. »نشانه’، طراح را آماده برقراری ارتباط با کاربر در قالب ارسال پیامی واضح به واسطه الگو برداری از جهان هستی میکند

. از گذشته های دور بشر برای برقراری ارتباط با دنیای اطراف خود سعی در به کار گیری برخی از الگوها بوده که امروزه این الگوها به عنوان »نشانه’ در نظر گرفته میشود. گاهی اوقات با حجاری تصاویر بر روی تخت سنگها ، غارها و ... سعی در رساندن پیامی بوده است که شاید این تصاویر و دست نوشتهها به عنوان نشانهای از یک تصور ذهنی برای رساندن پیامی بوده است که امروزه نمونه های بارز این نشانه ها را؛ در قسمتهای مختلف تخت جمشید، کاخ تیسفون، کاخ بیشاپور و ... به روشنی میتوان دید.

 

 

گل لوتوس:

 

گل دوازده گلبرگی لوتوس "نیلوفر آبی" در زبان سانسکریت پادما "Padma،"به چینی لی ین هوآ، "hua-Lien"به ژاپنی رنگه "Renge"و در انگلیسی لوتوس "Lotus"تلفظ میشود. نیلوفر یا نیلوپر و نیلوپل و یا نیلوفل، از تیرهً نیلوفریان نزدیک به تیرهً الاهه هاست. رستنیهای این تیره در آب می روید. از انواع معروف آن گل نیلوفر است که دارای گل های زرد یا سفید است و ماده لعابی بسیار دارد و به عنوان ملین به کار می رود " رنگچی، 1373 :423 ."در سده هشتم پیش از میالد تصویر "گل لوتوس’ احتماال از مصر به فینیقیه و از آنجا به سرزمین آشور و ایران انتقال یافت و در این سرزمینها گاهی جانشین درخت مقدس بوده است.

"لوتوس’ گلی بسیار چشم نواز و نادر است و در محیط آبی رشد میکند، به صورتی که ریشهُ آن در گل و الی عمق آب و گل آن از طریق ساقهُ روندهُ آن به طرف نور آفتاب رشد میکند تا برگهای پهن آن همراه شکوفه روی سطح آب زندگی کنند. "لوتوس به معنای گل نیلوفر آبی است و به آن "گل آبزاد’ نیز گفته میشود و در نواحی مردابی و آبهای راکد میروید’ "حیدری، حکمی، 1381’ ."لوتوس’ همان نیلوفر آبی است که با شرارههای خورشید سر از آب بر آورده و گلبرگهایش را باز میکند و هنگام غروب آفتاب خود را چون گوهری در صدف پنهان کرده و دوباره به آب باز میگردد.


"این گل نشانه آفرینش میباشد. دارای برگهای قلبی شکل بزرگی است. درازای دمبرگ طویل است و برگها در سطح آب شناورند این گیاه را غالبا به عنوان یک گیاه زینتی در استخرهای حوضچه ها میکارند’ "دهخدا، 1375 :1042 ."گل لوتوس "نیلوفر آبی"، گلی است معروف که گویند با آفتاب سر بیرون میآورد و باز با آفتاب فرو میرود و گویند مرغی به وقت فرورفتن نیلوفر در میان نیلوفر در می آید و صباح که نیلوفر از آن بر میآید و دهان می گشاید آن مرغ میپرد و میرود "معین، 1335 ،825 ."گل نیلوفر آبی در مصر و هند نماد چهار عنصر خاک، آب، آتش و باد است چون ریشه آن در درون خاک است با باد رشد می کند و برگهای آن از آب تغذیه میکند و شکوفه های آن به کمک خورشید باز میشود "فرقدان، هوشیار، 1389 ."این گل نماد پاکی، مسائل جنسی می باشد؛ همچنین به دلیل باز شدن گلبرگهایش در هنگام سحرگاهان نماد گل صبگاهی نیز میباشد. همچنین این گل نماد مذهب نیز میباشد؛ چون در میان لجن سر بر میآورد، نماد پاکی و تهذیب نفس است. جنبه تقدس گل لوتوس "نیلوفر آبی" به محیط آبی آن بر میگردد.


زیرا آب نماد باستانی اقیانوس کهن بوده که کیهان از آن آفریده شده است. از آنجا که گل نیلوفر در سپیده دم باز و در هنگام غروب بسته میشود به خورشید شباهت دارد. خورشید خود منبع الهی زندگی است و از این رو گل نیلوفر نماد زندگی دوباره به شمار میرود. پس نماد همه روشنگریها، آفرینش، باروری، زندگی دوباره و بیمرگی است. همان طور که پیش از این اشاره شد نیلوفر نماد کمال و رسایی است. زیرا برگها، گلها و میوهاش دایرهای شکلند. و دایره خود از این جهت که کاملترین شکل است، نماد کمال به شمار میآید. نیلوفر یعنی شکفتن معنوی، زیرا ریشههایش در لجن است و با این حال به سمت باال و آسمان میروید، از آبهای تیره خارج میشود و گلهایش زیر نور خورشید و روشنایی آسمان رشد میکنند. همچنین"گل لوتوس’ کمال زیبایی نیز به شمار میرود. ریشههای نیلوفر مظهر ماندگاری و ساقهاش نماد بند ناف است که انسان را به اصلش پیوند میدهد و گلش پرتوهای خورشید را به یاد میآورد. این گل در میان ادیتن مختلف جایگاه ویژه ای داشته و دارد.


 

جایگاه گل لوتوس "نیلوفرآبی" در فرهنگ و هنر هند

 

گل لوتوس، یکی از مهم ترین نمادهای جهان بینی هندی محسوب میشود. گرچه حضور نمادین و راز گون این گل در مصر، ایران باستان، یونان و برخی تمدن های دیگر بسیار گسترده و فراگیر است اما در هیچ تمدنی چون تمدن هندی، نیلوفر مکانتی قدسی و الوهی، آن هم جاری در زمان حتی تا به امروز نداشته است. "گل لوتوس’ را در هند، رمز پر ارزشی میدانند. "لوتوس در هند مقدس بوده و سمبل جهان و ظهور تجلی، نظم و زیبایی است. به اعتقاد هندو سرنوشت انسان به سرگذشت لوتوس شبیه است. ریشهُ لوتوس در کف آب است و از قعر همین بی شکلی، گل زیبا با کاسبرگهایی منظم و متعدد در سطح آب میروید.


این که فقط چند گلبرگ از الیه های متعدد لوتوس شکفته و مابقی گلبرگها یکدیگر را استتار کرده و در زیر گلبرگهای وسطی قرار دارند؛ نشانه حقیقت ادوار متعدد آینده است که همواره بخشی از حقیقت به مرحله شکوفایی میرسد و هستی باردار غنچه هایی از حقایق در مراتب گوناگون است که در مواقع مناسب شکفته خواهد شد’ " ذکرگو، 1377 :90 ."این گل به آسانی در تمامی جنبه های زندگی هندیان نفوذ کرده و برای خود یک مکان واال و برجسته در میان مردمان هندی برگزیده است. در افسانه های هندی "گل لوتوس’ را الهه دانستهاند و زمانی هم آن را رمز برهما، ویشنو، الکشمی و بودا شمردهاند.

هشت گلبرگ گل لوتوس در آیین هندی نشانه هشت جهت وجود است که پس از خلقت از قعر آبهای اولیه ظهور میکند. این هشت جهت عبارت است از: راست، چپ، عقب، باال، پایین، برون و درون گل نیلوفر آبی به عنوان نماد از وجه تجلی هستی در هنرهای دینی مورد استفاده وسیع است. الزم به ذکر است ادیان بودیزم، جینیزم، هندوییزم و حتی مذاهب نو ظهور بعدی به نحوی نیلوفر را مقدس و مهم میشمارند و کمتر برهمان، بودا، بودی ساتوا و یاتیر تانکارایی را میتوان یافت که در زیر پای تصویر یا پیکره خود فاقد نیلوفری که نشان دهنده سرشت قدسی یا مقام مقدس اوست، باشد "بلخاری، حسن، 1389’ ."گل لوتوس’ کوه "مرو "meru"به مفهوم محور جهان در مرکز آن تصویر شده است. چاکراها به شکل نیلوفرهایی تصویر میشوند که با نماد چرخ مرتبطند، هنگامی که این مرکز "چاکراها" بیدار شوند، نیلوفر باز میشوند م میچرخند. در استورههای هندی با سه خدای اصلی مواجه میشویم که عبارتنداز: برهما " خدای آفریننده"، ویشنو "خدای نگهدارنده" و شیوا "خدای نابود کننده".


 

خدایان هند و ارتباط آنها با گل نیلوفر

1 "برهما:

 

در آیین هندو از برهما در مقام ایزد آفرینش یاد شده است. همچنین نام مذهب برهمایی نیز از قدیمی ترین ادیان بشری به شمار میآید "حسنوند، شمیم، 1393’ ."در یش هندو او خدای خالق است و مانند معماری بازنشسته است که جهان را خلقکرده و تحوالت آن را به ویشنو واگذار کرده است. او تنها نقش آفرینش ابتدایی موجودات را دارد؛ ولی دوام حیات و اتصال اجزای هستی که در لحظه به لحظهُ وجود جهان نیاز به اتکا و پناه دارد، وظیفهُ ویشنوست’ "ذکرگو، 1373 :73 ."در جهان بینی هندی "و بلکه دیگر جهان بینیهای باستان" نیلوفر را جلوه و نماد ظهور کثرت از پس پرده و وحدت در ارتباط میان آب و نور و رویش قرار دهد و به یک عبارت، گلی باشد که نسبت عال عنا و ماده را برقرار میسازد و هنگامی که در زیر پای انسانی قرار میگیرد آن انسان را همچون نیلوفر بر آمده از حقیقت عالم به نمایش گذارد " بلخاری، حسن، 1389 .

این کالم بودا به طرز زیبایی این معنا را نشان میدهد: " ای برهمن، اگر آن "آلودگیها’ از میان نرفته بودند، من یک خدا، من یک گندروه، یک یکه، یا یک انسان میشدم - ولی آلودگیها در من فرو نشانده شده است، چون کنده نخلی شده که دیگر باره در آینده هستی نخواهد یافت. راست چون نیلوفری کبود، سرخ یا سفید، گرچه در آب دمیده، در آب روییده، آنگاه که روی آب میآید آن جا میایستد، به آب نیالوده – من نیز، ای برهمن، اگرچه در جهان زاییده شدم، در جهان بالیدهام، به جهان چیره گشتهام، نیالوده به جهان میمانم. ای برهمن، بدان که من بودایم’ "شایگان، 1383 ،103."

 

2 "ویشنو:

 

ویشنو پروردگار گذشته، حال و آینده و آفریننده آنهاست. ویشنو در ریگ ودا خدای خورشید است که به سه گام، فاصله زمین تا آسمان را پیمود و به عرش اعلی صعود کرد "فرقدان، هوشیار، 1389 ."در دوره بعدتر، خدایان دیگر مرتبط با خورشید "همچون سوریا" با اومتحد شدند. بعدها نیز برای او دو همسر در نظر گرفتند: بها "زمین" و الکشمی "جاللی مقدم، 1380 ،6 ."ویشنو دوام حیات و اتصال اجزای هستی و پناه موجودات است. "یک نیلوفر از ناف بشن ]ویشنو[ پیدا شده که ده طرف عالم از او روشن گشت و از آن نیلوفر برهما به وجود آمد’ "علی قزوینی، بیتا، 259 ."ویشنو را معموال به شکل مرد جوانی با رنگ پوست آبی تیره و با چهار دست تجسم میکنند "جاللی مقدم، 1380 ،35’ ."او خدای محافظ کائنات است و در قالب هیئت مادی ظاهر شده و با قدرتهای شریر به مبارزه برمیخیزد.

موجودیت جهان و هویتهای موجود آن متکی به اوست و هم اوست که تداوم هستی را تضمین میکند. همچنین او روی لوتوس ایستاده است. ویشنو از خدایان اصلی و نیروی اتصال اجزای عالم است. ویشنو هنگام تخیل و تفکر در باب باز پیدایی کائینات، گل لوتوسی از نافش رست و برهما از آن گل متولد شد’ "اقتباس از: ذکرگو، 1377 : 2-70 ."ویشنو برای نخستین بار در حجاریهای گوپتا به طرزی مصور شده است که بر روی آبها دراز کشیده و خفته است. تخت او عبارت است از یک مار هزار سر و از ناف ویشنو گل نیلوفری میروید که برهما بر آن نشسته است "هال، 1383 ،195."

 

3 "شیوا:

 

ایزد هندیان باستان و افسانهی مربوط به شیوا، خاستگاه نیلوفر را از نطفه شیوا میداند. در اساطیر هندی، شیوا همسر "پارواتی’ میباشد. ویشنو، برهما و شیوا مثلث خدایان هندی را تشکیل میدهند "بلخاری قهی، 1388 :136.

 

4 "الکشمی:

 

"الکشمی’ الهه ثروت و برکت است. الکشمی دختر فرزانه و عارف بهارگویی است که روزگاری به سبب نفرین یکی از ریشیها، آواره و در اقیانوس شیر ماوا گزیده بود. به هنگام کرهگیری اقیانوس شیر، الکشمی دیگر بار تولد یافت و او نیز یکی از چهارده جیز گرانبهای یافته شده در این کره گیری است "فرقدان، هوشیار، 1389 ."وی در حالی که گل نیلوفر بر دست داشت تولد دوباره یافته است.الکشمی همسر ویشنو است که در تندیس وی، گلهای تزیین شده لوتوس بر سر او مشاهده میشود. "الکشمی به طرز دلربایی زیباست و در حالی که دو گل نیلوفر آبی در دستانش دارد، بر روی یک نیلوفر آبی دیگر ایستاده است. او با تاجی از نیلوفر آبی زینت داده شده است. اگر او با رنگ تیره نشان داده شود، به عنوان همسر ویشنوست. اگر به رنگ طالیی یا زرد باشد، به عنوان نماد ثروت است و اگر به رنگ سفید باشد، نماد طبیعت است و اگر به رنگ صورتی باشد، مادر و خالق همهُ موجودات است’ "swami,1984:24".

 

5 "بودا:

 

ماهامایا شهبانوی شهر سورودانا، شبی به خواب دید که فیلی سفید در بطنش جای گرفت، باردار شد و بطن او به صورت دری بلورین درآمد. ماهایا پس از بیدار شدن به جنگل رفت و در جنگل در زیر درختی از پهلو زایید. کودک به هنگام زاده شدن کامال هوشیار و چون خورشید میدرخشید. کودک شروع به جست و خیز کرد و هرجا پا مینهاد از رد پای او گل نیلوفر بر میآورد. کودک به چهار جهت اصلی نگریست و به باال و به زمین و به چهار جهت غیر اصلی نگریست و خدایان و انسان را دید که او را به بزرگی پذیرفتند. هفت گام به جانب شمال برداشت و از پس هر گامش گل نیلوفری سر بر آورد "ایونس، 1381 ،247 ."به طور کلی نمادهای هنری بودا در سه دسته تقسیم بندی میشود: نمادهای شمایلی "تصاویر و نمادهای بودا همراه گل نیلوفر"، نمادهای غیر شمایلی "شیر، چرخ دارما و گل نیلوفر آبی" و نمادهای نیمه شمایلی "استوپا، جایپا، گل نیلوفر آبی". که در میان تمامی این نمادها گل نیلوفر آبی تنها نمادی است که در سه نماد فوق به وفور قابل رویت است. هنر نقش برجسته و پیکره سازی از هنر هایی بود که در هنرهای پیکره سازی و نقشهای برجسته بودایی وجود داشت؛ البته قبل از به وجود آمدن این هنر برای نمایش بودا از نمادهای غیر شمایلی مانند: گل نیلوفر، چرخ و شیر استفاده میشد.

 

6 "ساراسواتی:

 

ساراسواتی، الهه دانش و عقل و یادگیری است. وی را در اساطیر هندو به عنوان همسر برهما میدانند و چون خالق جهان ظاهرمیشود و دانش وی برای خلق الزم و ضروری است، بنابراین او را سمبل نیروی خالق برهما نیز میدانند. واژه ساراسواتی از ترکیب دو واژه "سارا’ و "سوا’ تشکیل شده است که "سارا’ در زبان سانسکریت به معنای گوهر و ذات هستی است و "سوا’ به معنی خود و شخص است. بنابراین ساراسواتی به معنی گوهر و ذات هر شخص. در اساطیر ایرانی و هندی ساراسواتی صفاتش همانند آناهیتای ایرانی است؛ که وی با چهرهای سپید و اندامی زیبا که نیم تاجی به شکل ماه بر سر دارد و در حالی که بر روی گل نیلوفر نشسته تصویر شده است.

 

7 "ماهادوی:

 

ماهادوی اصطالح عمومی برای الهه بزرگ، مربوط به مادر الههای است که به وسیله اقوام دره سند "هزاره سوم ق.م" و احتماال دوره پیشتر مورد پرستش بوده است "فرقدان، هوشیار، 1389 ."رایج ترین نام دوی به عنوان خدای بانوی خشن، دورگا است. دوی در این نقش زنی زیبا و حسود، دارای ده دست، سوار بر اسب ودارای سیمایی تهدید کننده است. او تاجی از گل نیلوفر آبی با دو دنباله خمیده بر سر دارد "ایونس، 1381 ،166 ،162."

 

حضور لوتوس در معماری هند:

 

لوتوسدرمعماری هندو دو بخش را شامل میشود: بخش اول: معماری تزئینات هندو. بخش دوم: مبحث کیهان شناختی هندونیزم. بخش دوم شامل کوه عظیمی است که محور جهان محسوب میشود. شکل مخروطی کوه با معمار هندو مشابهت کامل دارد. همان طور ه بیش از این گفته شد کوه مرو که محور جهان در مرکز تصور شده است، کوهای است اسطورهای که در قلب و بطن خود "گل لوتوس’ که نماد و مظهر جهان است را در دل خود جای داده است؛ به عبارت دیگر بازنمود کامل کالبد انسانی است که در مرکز خود، دلی نیلوفری دارد.

به عبارت دیگر، همچنان که کالبد نگهدارنده و محافظ دل است، معبد نیز به پا میشود تا حافظ و نگهبانی برای لوتوس باشد و از همین روستکه ابعاد هندسیکالبد انسان و معبد یکی است "بلخاری قهی، 1388 ،33." "در هند از این گل به صورت تجریدی در بسیاری از زیارتگاهها و مساجد اسالمی استفاده شده است. در بخش اول، شاهد تزییناتی از لوتوس به حالت تجریدی در بناها هستیم؛ برای مثال الف. شمسههای گل لوتوس حجاری شده در اطراف و باالی طاقها و دروازهها؛ ب. گل تغییر شکل یافته و شبیه لوتوس در گنبد تاج محل و چندین بنای دیگر اسالمی که دارای گنبد هستند؛ ج. در گنبدهای دالی و درونی مقبرهها و مساجد که به صورت نقوش تکراری لوتوس دیده میشود؛ د. در پنجرههای مشبک و گلدسته- های کوتاه بسیاری از مساجد اسالمی’ "فول واهسن، 1376 :159 ."گل لوتوس به قدری در میان هندوان جایگاه خاصی پیدا کرده است که در بیساری از مکانهای مقدس همچون: مساجد، گنبدها و ... به وفور قابل رویت میباشد.


 

جایگاه گل لوتوس "نیلوفرآبی" در فرهنگ و هنر ایران:

 

"گل لوتوس’ یکی از عناصر اصلی تزئین در معماری ایرانی بوده و در باورهای مذهبی، اسطورهای جایگاه واالیی پیدا کرده است. اما الزم به ذکر است جایگاه گل لوتوس در تمدن ایران فقط مختص حال نبوده؛ بلکه این جایگاه از زمان گذشته حضور داشته و رفته رفته از ارزش آن نه تنها کاسته نشده بلکه روز به روز بر ارزش واالی آن افزوده شده است. "لوتوس در ایران نماد نور است و از مکانتی رفیع برخوردار بوده است و ایرانیان باستانی جشنی به همین نام داشته اند’ "بلخاری، 78 ."سر بر آوردن نیلوفر از آب که نماد نور، روشنی و حیات است و همچنین گشوده شدنش به هنگام طلوع در اساطیر ایران این گل انگارهای از ایزد بانوی آناهیتا "ناهید" است که جای مهمی در آئینهای ایران باستان به خود اختصاص میدهد "صالحی وژده نظری، 1389."در اعتقادات ایرانیان سه خدای اهورامزدا، آناهیتا و مهر از جایگاه ویژه پرستشی برخوردارند.

از دیدگاه رومان گیرشمن باستان شناس فرانسوی، تقدم آناهیتا بر دو ایزد دیگر یعنی اهورامزدا و مهر در دوره دوم هخامشیان، پارتیان و ساسانیان سبب گردید که تمام معابد ایرانی به نام آناهیتا ساخته شود. معبد ناهید در بیشاپور و آناهیتا در کنگاور و همچنین محوطه تخت سلیمان در آذربایجان غربی پاسخی به این ادعاست "بلخاری، 1384 ،78 ."بنابراین گل نیلوفر آبی را انگاره از ایزد آناهیتا به شمار میآورند. نیلوفر با آئین مهری نیز پیوستگی نزدیک دارد.

مهریزد به معنی ایزدمهر میباشد. یزد به معنی ایزد است "ابوالقاسمی، 1386 ،111 ."آناهیتا ایزد بانوی آب میباشد که در نقوش برجسته به صورت زنی جوان حجاری شده است. رابطهی گل نیلوفر با مهر و ناهید ناگسستنی بوده، بر اساس همین موضوع "بندهش’، نیلوفر گل ناهید "آناهیتا" است و "مهر’ تولدی برهما گون از آب و نیلوفر دارد "بلخاری، 1384 ،9 ."این گل در اسطورههای ایرانی نماد آناهیتا "ایزد آبهای روان" و میترا "خدای روشنایی" است. "بنا بر اعتقادات اساطیری، مهر را ربالنوع خورشید میدانستند و نیلوفر با آیین مهر، پیوندی نزدیک دارد. بعضیاز پژوهشگران معتقدند در صحنهُ زایش مهر، آن چیز که مانند میوهُ کاج است و مهر از آن بیرون میآید، غنچهُ نیلوفر است نه صخره’ "یاحقی، 1386 :42."


 

آناهیتا، میترایا مهر و ارتباط آنها با گل نیلوفر:

1"آناهیتا:

 

آناهیتا ایزد بانوی همهی آبها است. وی سوار بر گردونهای است که چهار اسب سفید به نامهای: باد، باران، ابر و تگرگ او را با خود حمل میکنند، میباشد. وی سرچشمهی زندگی، پاک کنندههُ تخمهُ همه نرها و زاهدان همهُ مادهها و تصفیه کنندهُ شیر در پستان همه مادران است "دوستخواه، 1376 ،297 ."آناهیتا اسطورهای جهان شمول است؛ چون با آب در ارتباط است. نمادهای او گل لوتوس، ماهی، سبویآب و... هستند. "معنای نام او رود قوی پاک، آب توانای بیآسایش است’ "یاحقی، 1386 ،416 ."نام این خدا نخستین بار به صورت آناهیتا در کتیبه های هخامنشی دیده شده است؛ بنابراین گل لوتوس را گل آناهیتا به شمار آوردهاند.


 

2"میترا یا مهر:

 

میترا یا مهر یکی از سه خدای اصلی ایرانیان "اهورامزدا، آناهیتا و مهر" در آئین زردشت است. بر اساس اعتقادات اساطیری، میترا یا مهر ربع النوع خورشید است. مهر چون گل نیلوفر بر سطح آب متولد میشود و این مشهورترین نمونه زایش در آئین زردشت است. قد کشیدن گل نیلوفر در میان گل و الی مرداب تا جایی ادامه پیدا میکند تا از نور خورشید بهره مند شود این امر از دیر باز مورد توجه طرفداران آئین مهر قرار گرفته است. توجه و پرستش مهر یا میترا از قدیم مورد توجه آریایی های ایرانی بوده است که این توجه در زمان اردشیر دوم به اوج خود رسیده و تا زمان اردشیر سوم ادامه پیدا کرده است. شایان ذکر است نقش نیلوفر با حضور مهر در طاق بستان هنگام اعطای حلقهی سلطنت به اردشیر دوم قابل توجه میباشد؛ که در زیر پای او نیلوفر شکفته حجاری شده است.


 

حضور لوتوس در معماری ایران:

 

"گل لوتوس’ در معماری و هنر ایرانی تجلی بینظیری یافته است. تصاویر و نقوش برجسته در تخت جمشید زینت بخش تمدن هخامنشیان است به گونهای که حضور لوتوس در این نقوش غیر قابل انکار بوده و زیبایی خاصی، به معماری این اثر تاریخی بخشیده است. "لوتوس و گل آفتابگردان را قبال آشوریها و مادها در تزیینات قصرهایشان به کار برده بودند؛ ولی هنرمندان هخامنشی نقش نیلوفر مصری را ترجیح دادند و با افسانههای مربوط به آن آشنا شدند و انگیزهای برای تلفیق آنها با باورهای ایرانی یافتند’ "سودآور، 1384 ،177 ."حضور لوتوس در حجاریها، حاشیهُ دیوارها و دست شاهان و بزرگان به وفور قابل رویت بوده است به طوری که گل لوتور را مانند "تصویر5 "در دست پادشاه هخامنشی یعنی جمشید به وفور میتوان دید. همچنین این گل در حکم نماد ایزدی در نگارههای تزیینی میباشد.با پایگاه معماری ارگان همراه باشید



نقوش"گل لوتوس’ در نقوش هراتی "نقشه فرش ماهی در هم" و ظروف سفالین مکشوفه در "سیلک’ کاشان نیز به کار رفته شده است. گل لوتوس"در زیر ستونها به حالت زنگولهای و تاثیر گرفته از مصر با برگهای در خت خرما و گل لوتوس دیده میشود. پایه ستونها نیز به شکل نیلوفر برگشته وجود دارد که رمز کمال و قدرت حیات بخش است و در قسمتهای مختلف تخت جمشید به کار رفته است’ "سرافراز و فیروزمندی، 1375 :203" "تصویر6 ."اما حضور این گل در ستونهای سه تمدن مصر، ایران، هند نشان از اصالت و قدرت کمال بوده اما انچه که حائز اهمیت تر بوده؛ حضور گل نیلوفر در پایه ستونها بوده میباشد که نشان از اصالت انسانی است. اگر ریشهی انسان به طرف معبود و آسمان برود، در کل زندگی سعادتمند میشود. "همان طور که افالطون انسان را گیاهی آسمانی میدانست که ریشه به سوی آسمان دارد و شاخه به جانب زمین دارد.


زمین و موجودات زمینی، صورت معکوس و واژگون اصل خویش در آسمانند. پس آنچه در زمین واژگون تصویر شود به صورت اصلی خود تصویر شده است و تصویر کردن واژگون لوتوس اشاره به اصالت آسمانیش دارد’ "بلخاری قهی، 1388 :177 ."حضور ایزد ایستاده بر نیلوفر طاق بستان یکی دیگر از نمونه های گل نیلوفر به کار رفته در آثار تاریخی است. نقش منصب یافت اردشیر اول از اهورامزدا روی کنگرههای ساسانی که در تصویر زیر پای اهورامزدا سمبل گل نیلوفر جای گرفته است "دادور، منصوری، 1385 ،106" "تصویر16 ."به نظر میرسد استفاده گسترده از این نماد "نیلوفر زیر پا" در آثار هنری ایران، به صورت یک نسخه برداری از پیکرههای هندی باشد.

 

 

روابط ایران و هند سبب گردیده این دو تمدن به صورت مستقیم و غیر مستقیم در آثار هنری خود از یکدیگر الگو برداری کنند؛ برای مثال: تاالری که در هند ساخته شده است و دارای هشتاد ستون بوده و در پاتالی پوترا وجود دارد یادآور این موضوع میباشد. که این ستونهای بزرگ برای اولین بار در هند بود و بناهای باغی بزرگ با درختان و چشمهها قرار داشت که یادآور پردیسهای ایرانی بوده، به ویژه این امر در خور توجه است که ستونهای این بناهای هندی همه، تراش ایرانی را نشان میدهند. همچنین استفاده از سرستونهایی به شکل جانوران مانند سارنات "245ق.م" و جام های نیلوفر وارونه که شکل پایه ستونهای هخامنشی است و در آنجا به صورت سر ستون در آمده است "پوپ، 1390 :45 ."در هزاره سوم پیش از مسیح، روی سفالینههای تپه گیان در همدان نقش گلهایی به چشم میخورند که احتمال داده میشوند گل لوتوس باشد.


در نقش برجسته سر پل در ناحیه حلوان قصر شیرین که به نقش "آنوبانینی" پادشاه "لولوب’ ها معروف است، پادشاه و ایزد بانوی "نینی" دیده می وند؛ که این نقوش برجسته نیز متعلق به هزاره سوم پیش از مسیح است "اقتداری، 1354 ،2 :1052 ."در زمان اشکانیان نیلوفر را در تزیینات معماری مشاهده میکنیم. در این دوره تزیینات تحت تاثیر هنر معماری یونان قرار گرفت. با وجود این، لوتوس باز هم به جلوهگری خود ادامه داد و تحت نفوذ هنر یونان در شکل و فرم آن تحول ایجاد شد. کار مهم اشکانیان در زمینهُ معماری دستیابی به گنبد روی گوشواره و تکوین ایوان طاقدار است که خود برگرفته از فرم طاقدار نیلوفرآبی است "حسنوند، محمدکاظم، شمیم، سعیده، 1393 ، 39-22 .


"کاربرد گل نیلوفر آبی در دوره ساسانیان نیز در آثار هنری امری غیر قابل اجتناب میباشد. "از دیلمان جامی بدست آمده که یکی از شهریاران را که شاید شاپور دوم ساسانی باشد، در حال کشتن گوزنی کمیاب نشان میدهد. روی هر دو شانهُ شهریار، دو گل زندگی یا گل نیلوفر آبی به روشنی و زیبایی دیده میشود’ "تلخیص از: عادلزاده و نظری، 1389 :105-106." اما رفته رفته سیر تحول گل لوتوس به گونه ای شده است که در عصر اسالمی نقش این گل متحول شده و به صورت گل انار و گل شاه عباسی در عصر صفویه مورد استفاده هنرمندان قرار گرفت. این سیر تحول مارا بر آن میدارد که دریابیم با کمی دقت در هنر و معماری اسالمی نمونه هایی از این گل سمبولیک را در آثار هنری پیدا کنیم. "در پی کاوشهای باستانشناسی که توسط دیوید استروناخ در آرامگاه کوروش بزرگ انجام گرفت، آثاری از حجاری نقش گلی بر پیشنانی مقبره به دست آمد که استروناخ آن را نمادی از اهورامزدا دانست. اما دوش گیمن به درستی معتقد است که این گل نه یک گل سرخ بلکه نیلوفر آبی است و با توجه به نقش برجستهُ مهر در تاق بستان که ایزد را در حالی که بر روی لوتوس ایستاده نمایان میسازد’ "اقتباس از: ."95 :1383 ،خ


 

جایگاه گل لوتوس "نیلوفرآبی" در فرهنگ و هنر مصر:

 

در استورههای مصری، چهار پسر هوروس "Horus"روی یک نیلوفر رو به روی ازیریس "Osiris"ایستادهاند. گل نیلوفر به عنوان نشانه ایزیس "Isis"مظهر باروری و پاکی و بکارت است. گل نیلوفر نماد و نشانهای از مصر علیا بود. بگونهای که لوتوس در هنر و زندگی مردم مصر با رود نیل همراه است و همیشه با هم نام برده میشدند.0’ لوتوس همه جا بود، هم به عنوان عالمت مصر علیا و هم به عنوان نماد تجدید حیات. 

با فتح مصر، هخامنشیان به دریایی از عالمتها و نمادهای گوناگون دست یافتند که میتوانستند در نقشینهُ خود به کار گیرند. بعضی نمادهای مصری به نقشهای تزیینی بینالنهرین راه یافتند و از آن طریق به ایران آمدند؛ برای مثال لوتوس را به عنوان نماد قدرت، ابتدا در دست آشور بانیپال مییابیم و بعد به همان کیفیت در دست داریوش اول در تخت جمشید’ "سودآور، 1384 :100 ."در مصر، خدایان متعددی مورد پرستش قرار میگرفت که سمبول و نماد خاصی از گل نیلوفر بوده و ارتیاط خاصی با این گل دارند.


 

 

خدایان مصر و ارتباط آنها با گل نیلوفر:

 

1"آمون:

 

آمون خدای اصلی شهر تبس یکی از شهرهای نیل علیا در سال 1570 تا 1085 پیش از میالد بود. آمون خدای کودکی است که در دل گلبرگهای نیلوفر آبی در میانهی آبهای نون پدیدار شد. آمون نیرو محرکهی زندگی و پدیدآورنده چرخ آفرینش است. آمون در مصر باستان قدرتمند ترین مقام را داشت. به طوری که همهی خدایان نیز از وی به وجود میآمدند.

 

2"رع:

 

"رع’، یکی از خدایان مهم تمدن مصر باستان بود. رع خدای تجسم خورشید در اوج قدرت و نام وی به معنای خورشید است. در واقع "رع’ خدای اصلی و بزرگ مصریان بود که بر طبق داستانهای اساطیری از درون گل لوتوس بیرون آمده است. بنابر روایاتی نیلوفر آبی از دریای دو تیغ سر بر آورده و با گشوده شدن گلبرگهای نیلوفر درون جام گل رع به هیات کودکی نمایان شد. در این روایات نیلوفرآبی گاهی چشم رع و از بازو بسته شدن آن شب و روز پدیدار میشد "ایونس، 1383 ،49 ،48 ."نزدیکی خدایان با لوتوس قداست این گل را هویدا میکند. "در تصویر1 ،رع در حالی که لوتوسی در دست دارد و آن را بو میکشد، نشان داده شده است’ "بلخاری قهی، 1388 :113."

 

3"اوریزیس:

 

"اوریزیس’ از خدایان اسرار آمیزی است که در جهان زیرین حکومت میکرد. او خدای مرگ مصریان و نماد تولد دوباره است. زمانی که اوریزیس به قتل رسید دوباره از گل نیلوفر متولد شد و تبدیل شدن یک فرد پس از مرگش به گل نیلوفر در کتاب مرگ به معنای رستاخیزی است.

 

4"هوروس:

 

"هوروس’ پسر اوریزیس است. او خدای قدرتمند مصر علیاست که با گذشت زمان قدرتمند شده است. "به او خدای آفتاب و آسمان گفته میشود. او نشسته بر گل لوتوس دیده میشود و در مقام ایزد سکوت انگشت بر لب داشته است’ "ذکاء، 1351 : 13 ."خدایان در زندگی مصریان نقش به سزایی داشتند، به طوری که زایش و مرگ و حتی سعادت خود را در گرو رضایتمندی خدایان میدانستند.

 

حضور لوتوس در معماری مصر:

 

با بررسی آثار هنری مصر در مییابیم که معماری مصر نه تنها در نوع خود بسیار بینظیر هستند؛ بلکه بسیاری از هنرمندان و هنرشناسان با دیدن این چنین آثاری به وجد میآیند. در مصر باستان سرستونهای معابد مصری را به گونهای میآراستند که نیلوفر را بر روی آنها به صورت غنچه و گاه گشوده حجاری میکردند. "در معبد آمون رع "1300ق.م" نیز به تاالر ستوندار کرنک برمیخوریم که سر ستونهای آن غنچهای یا کاسهای "زنگولهای" است’ "بلخاری قهی، 1388 :24."

The Bionic Architectural Footprint in History, Lotus Flower
 

 

نتیجه گیری:

 

گل لوتوس گلی است که از ایتدا نسبت به سایر گلها و گیاهان مقدستر بوده و در تمامی ادیان به گونهای مورد ستایش واقع شده است. تقدس این گل به دلیل ریشه دادن و باروری آن در ابهای مرداب و در میان لجنها میباشد که هرگز دچار این آلودگی این گل به تولد انسان شباهت بسیار زیادی دارد؛ چون هر دوی آنها همواره در پی عروج و سیر در ، نشده است. از لحاظ رویش معنویت هستند. این گل ابتدا در تمدن مصر مورد استفاده قرار گرفته است و سپس با گذشت زمان کم کم وارد تمدن ایران و هند باستان شده است. به طوری که با گذشت زمان ما شاهد وجود این گل در آثار هنری و باستانی سه تمدن ایران، هند و مصر شده ایم.

The Bionic Architectural Footprint in History, Lotus Flower


The Bionic Architectural Footprint in History, Lotus Flower

The Bionic Architectural Footprint in History, Lotus Flower

The Bionic Architectural Footprint in History, Lotus Flower
 

 

این مقاله بر این معنا تاکید دارد که در سه تمدن "ایران، هند و مصر" مانند سایر تمدنهای دیگر، هنر هویتی مستقل و خود ساخته ندارد بلکه بازتاب ایدهها و اعتقادات آئینی است که به صورت نشانه و نمادی از فرهنگ هر تمدن به گونه ای برگرفته از باورها جلوهگری میکند. با بررسی آثار باستانی هر تمدن به این نتیجه میرسیم که بشر از دیر باز سعی در الهام گرفتن از طبیعت اطراف خود بوده است؛ که این الگو برداری گاه مانند موضوع مقاله فوق از یگ گل تاریخی به نام لوتوس بوده است و گاه از هر آنچه که در اطراف ما وجود دارد میباشد. این امر امروزه سبب به وجود آمدن چنین آثار هنری و باستانی در مکانهایی چون طاق بستان، تخت جمشید و ... شده است.

شایان ذکر است با گذشت زمان و با پیشرفت علم تکنولوزی، سبب به وجود آمدن علوم جدیدی در عرصهی معماری شده است که امروزه رهاورد این اقتباس از طبیعت و اجسام به صورت "علم بیونیک’ تجلی یافته است. در واقع"علم بیونیک’ همان سمبول و نماد و نشانهای از اشیاء و موجودات محیط اطراف ماست اما به شکلی پیچیده تر؛ که عالوه بر بهره گیری فرمیک از محیط به ضورت ساختاری و فنی نیز از محیط اطراف ما بهره مند شده است.

 

منابع:

 


لفافچی، مینو، جهاندار، نسیم، 1390 ،انسان طبیعت معماری، چاپ اول، تهران، انتشارات عصر کنکاش.

 

 


عادل زاده، پروانه، نظری معصومه، بررسی جایگاه اساطیری نیلوفر آبی در ادبیات کالسیک و معاصر فارسی، دو فصلنامه علمی–تخصصی

 

 


عالمه، سال دهم، شماره پیاپی27 ،پاییز و زمستان1389 ،122-99.

 

 


صالحی وژده نظری، فائزه، گل نیلوفرآبی در مکتب نقاشی گورکانی، دو فصلنامه علمی–پژوهشی هنرهای تجسمی نقش مایه، سال سوم، شماره پنجم، بهار و تابستان1389 ،60-53.

 

 


مبینی، مهتاب، شافعی، آزاده، نقش گیاهان اساطیری و مقدس در هنر ساسانی "با تاُکید بر نقوش برجسته، فلزکاری و گچبری"، فصلنامه جلوه هنر، پائیز و زمستان 1394 ،64-45.

 

 


بلخاری، حسن، نیلوفر ایرانی، نیلوفر بودایی "بررسی موردی: نقش نگاره تاجگذاری اردشیر دوم در طاق بستان"، فصلنامه علمی –پژوهشی نگره 19-25 ،1389پاییز، 16شماره.

 

 


اعظمی، زهرا، شیخ الحکمایی، محمد علی، شیخ الحکمایی، طاهر، مطالعه تطبیقی نقوش گیاهی گچبریهای کاخ تیسفون با اولین مسجد یران، نشریه هنرهای زیبا- هنرهای تجسمی، 

دوره هیجدهم، شماره چهارم، زمستان1392، 15-24.

 

 


حسنوند، محمدکاظم، شمیم، سعیده، بررسی نقشمایه گل لوتوس در هنر مصر، ایران و هند، فصلنامه جلوه هنر، شماره یازدهم، بهار و تابستان 1393، 22-39.

 

 


فرقدان، عاطفه، هوشیار، مهران، بررسی تطبیقی مفاهیم گل نیلوفر آبی در ایران، هند و مصر، دو فصلنامه علمی–پژوهشی هنرهای تجسمی نقش مایه، سال سوم، شماره ششم، پاییز و زمستان، 1389، 49-58.

 

 


ترابی، زهره، اسدی، شهام، بازشناسی و تبیین مفهوم"نماد’ در معماری با توجه به آراء و نظرهای اندیشمندان، فصلنامه نقد کتاب، سال سوم، شماره نهم تا دهم، بهار و تابستان 1395، 253-296.

 

 


افشاری، مرتضی، آیت اللهی، حبیباهلل، رجبی، محمدعلی، بررسیروند نمادگرایی شمایلها در نگارگری اسالمی از منظر نشانهشناسی، دو فصلنامه علمی–پژوهشی مطالعات هنر اسالمی، شماره سیزدهم، پاییز و زمستان1389، 37-54.

 

 


سامانیان، صمد، بهمنی، پردیس، آشوری، محمدتقی، چگونگی تاُثیر نماد و اسطوره های کهن در طراحی و تزئین اشیای خانگی قرون اولیه اسالمی ایران، فصلنامه هنرهای تجسمی و کاربردی، 1393، 111-127.

 

 


محمدی، محمدحسین، بسط الگوهای رفتاری گیاهان مناطق کویری ایران در معماری بیونیک، ماهنامه اطالع رسانی آموزشی، پژوهشی، سال سوم، شماره بیست و پنجم،19-29.

 

 


موسوی، فهیمه، ممتحن، مهدی، خزائی، مجید، عبداللهی برایی، سیدحسین، معماری زنبور عسل از دیدگاه قرآن و معماری مدرن، فصلنامه مطالعات قرآنی، سال چهارم، شماره 
سیزدهم، بهار1392، 9-22.

 

 


قارونی، فاطمه، عمرانی پور، علی، یزدی، محمد، طراحی معماری بیونیک، نمونه موردی طراحی پوستههای معماری با الهام از صدف آبالون، فصلنامه معماری و شهرسازی آرمان شهر، شماره یازدهم، پاییز و زمستان 1392، 127-140.

 

 


شجاعی، سیدعلیرضا، نجاتی، اکرم، علم بیونیک؛ اساس معماری معاصر، اولین همایش ملی و چهارمین همایش موسسه آموزش عالی خاوران "فناوریهای نوین در علوم مهندسی’، بهار1389.

 

ارگان معماری دنیای اطلاعات معماری

کپی برداری با ذکر لینک مجاز است 

 

اشتراک

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.