علامه وحید بهبهانی
  • نظرها: 0
  • ۱۲:۳۶:۳۱ | جمعه, ۸ / مرداد / ۱۳۹۵
  • در افراد مشهور
  • توسط ارگان معماری
  • نمایش ها: 262
  • بهبهان
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف

علامه وحید بهبهانی

علامه بزرگ آقا محمد باقربن محمد اصفهانی معروف به وحید بهبهانی (قدس سره) ،یکی از بزرگترین دانشمندان شیعه است که از دویست سال پیش تا عصر ما خود وشاگردان و فرزندان و نوادگان دختری وپسری او همواره حافظ دین حنیف اسلام و مدافع آیین پاک تشیع بوده اند.

علامه وحید بهبهانی
برگرفته از نشریه پیرسیک بهبهان
نویسنده مطلب: مهدی نصیرپور

انما یخشی الله من عباده العلماء. 
ما نتوانیم حق حمد تو گفتن با همه کروبیان عالم بالا و درود بر صادر اول و نخستین معلوم علم الهی حضرت رسالت پناهی محمد بن عبدالله که معلم بشریت ومکمل عقول مجتمع انسانی ومربی نفوس آدمی است و بر آل اطهاراو باد که علمای امت وترجمان وحی الهی و راه نمایان خلق به راه خالق یکتایند. 
زمشرق تابه مغرب گر امام است علی و آل او ما را تمام است .
علامه بزرگ آقا محمد باقربن محمد اصفهانی معروف به وحید بهبهانی (قدس سره) ،یکی از بزرگترین دانشمندان شیعه است که از دویست سال پیش تا عصر ما خود وشاگردان و فرزندان و نوادگان دختری وپسری او همواره حافظ دین حنیف اسلام و مدافع آیین پاک تشیع بوده اند. ایشان یکی از بزرگترین مشعلداران علم اصول بوده که در روزگاری تاریک به حفظ و حمایت آن پرداخت و نام آن را که می رفت فراموش شود از نو زنده گردانید و پایه های اصول را دوباره استوار نمود به طوری که از آن زمان تا کنون نه تنها رکودی در درس اجتهاد وتقلید که بهترین طرق استفاده از احکام و فرامین الهی است روی نداده بلکه روز به روز دامنه آن وسیع تر و مبانیش محکم تر شده است و این مبحث درباره ایشان است و البته هر چه بنویسیم ادای حق او نمی شود. 
سلسله نسب آقا محمد باقر بن اکمل اصفهانی معروف به وحید بهبهانی که سرآمد محققین و دانشمندان شیعه در سده دوازده هجری هستند، با چهارده واسطه به شیخ مفید می رسد.ایشان نیز از جانب مادر نسبی بس بزرگ و شریف دارند.مادر ایشان نوه فقیه بزرگوار ملاصالح مازندرانی،داماد علامه مجلسی اول است.دایی ایشان نیز علامه مجلسی است.
 
•پدر وحید 

مطابق مدارک مذکور در نسب آقا، محمد بن اکمل بن صالح اصفهانی، از نوادگان مرحوم شیخ مفید است . شرح حال ملا محمد اکمل بیش از آن چه در اجازات فرزندش وحید است که به شاگردانش داده روشن نیست. آقا محمد هم در مرآت الاحوال و همچنین عالم فاضل آقا سید جعفر شهرستانی که نوه دختری آقا محمد علی فرزند وحید است در کتاب انساب وحید بهبهانی هر کدام اشاره ای به مقام فضل و فقاهت و دانش جد خود ملا محمد اکمل کرده اند که آن هم شاید اقتباس از اجازه وحید باشد . علامه بحرالعلوم در اجازات خود پدر وحید را شیخ اکمل و مولای اعظم ابجل خوانده است و سید محمد زنوری در کتاب خود می نویسد پدر وی از علمای با فضل بوده است و آقا ذکر کرده اند که کتاب اصول کافی را نزد پدرشان فرا گرفته اند. 
•استاد کل-آقای همه 

وحید بهبهانی در السنه فقها و مجتهدین وکتب فقه واصول واجازات ،همه جا استاد کل یا استاد اکبر خوانده می شود ولی اغلب استاد اکبر می گویند. به این علت که وی سرآمد تمام مجتهدین و اصولیین واستاد اساتید فقه در دویست سال گذشته تاریخ شیعه است. 

•بیوگرافی آقا 

ایشان در اصفهان متولد شده اند ودر آنجا پرورش پیدا کردند .با آنکه آقا اصفهانی هستند ، به قسمی وی تحت الشعاع قرار گرفته وبه کلی فراموش شده است حتی کسانی که در تاریخ اصفهان علمای آنجا را نام برده اند آقا را ذکر نکرده اند و بر عکس همه او را از علمای بهبهان به شمار آورده اند . آنچه مسلم است این است که اگر چه آقا اصفهانی بوده ولی بر اثر طول مدت اقامت خود در بهبهان و نسبتی که به آنجا پیدا کرده اند او را از علمای بهبهان به شمار می آورند. 
ایشان نزد پدرشان به تحصیل اشتغال ورزیده واصول کافی را نزد ایشان فراگرفتند .بعد از فوت پدرشان وبه خاطر ناامنی اصفهان به عراق مهاجرت کردند. آقا از اصفهان به نجف اشرف رهسپار شده ودر شهرستان علم به منظور ادامه تحصیل و کسب علم وکمال رحل اقامت می افکنند.اگر اغتشاش اصفهان را که موجب مهاجرت آ قا شده را همان فتنه افغان بدانیم ،آقا هنگام ورود به نجف هجده سال داشته اند(١١٣٥) . در نجف اشرف علم معقول را از محضر علامه زمان مرحوم آقا سید محمد طباطبایی بروجردی(جد علامه بحرالعلوم) فرا می گیرد و علم منقول (فقه واصول)را از فقیه متبحر سید صدرالدین رضوی قمی فرا گرفت و در اندک زمانی به مقام والایی از علم و کمال رسید. در آن زمان با دختر مرحوم سید محمد طباطبایی،استاد خود ازدواج کرد سپس بعد از تولد فرزندش محمد علی به بهبهان بازگشته وبه مدت سی سال در بلده بهبهان فارس زندگی کردند. این عبارت با صراحت می رساند که آقا بیش از آنکه به بهبهان بروند در عتبات عالیات مشرف بوده اند

آقا در بهبهان 

در هیچ جا به مدرکی بر نخوردیم که علت مسافرت آقا را به بهبهان توضیح داده باشد همچنین درست معلوم نیست که چرا آقا از میان شهرهای ایران
مخصوصا خوزستان ،بهبهان را انتخاب کرده اند اما شاید بتوان مطلب زیر را دلیل مهاجرت وی دانست : در بهبهان مسلکی به نام مسلک اخباری توسط شیخ عبدالله بن حاج صالح سماهیجی بحرینی توسعه یافته بود . با در نظر گرفتن اصرار آقا در مخالفت با مسلک اخباری می توان گفت آقا به این قصد به بهبهان رفته است که در آن جا بتواند با آن مسلک که توسعه زیاد و تاثیر روز افزون پیدا کرده بود مبارزه کند. آقا به محض ورود به بهبهان به درس و بحث و تالیف وتصنیف واقامه نماز جماعت پرداخت. با توطن آقا در بهبهان به مرور ایام علما ومردم بهبهان به مسلک اصول گرویده و پیروی خود آقا را برگزیدند. آقا در مدت اقامت در بهبهان باپشتکار و روشن بینی مخصوص به خود خدمات ذیقیمتی به اسلام ومسلمین نمود.به این معنی که نخست با مسلک اخباری به مقابله برخاست و سپس به تعلیم و تربیت مردم بهبهان همت گمارد به قسمی که دانشمندان بزرگی از اهل آنجا در بهبهان و کربلا از حوزه درسش به درجه عالیه اجتهاد نایل آمدند. در روزی که آقا از بهبهان بیرون آمدند دیگر خبری از آن همه سر وصدای اخباری و جهل ونادانی نبود. 

•قنوات و بهبهان 

بهبهان دارای دو محله به نام بهبهان وقنوات بوده که این دو محله از قدیم با هم خورده حسابی داشته اند . آقا در بهبهان بوده اند یا در قنوات؟ و این مطلب جالب که قنواتی و بهبهانی یعنی اهالی هر دو محله آقا را از خود می دانند بدون آن که طبق معمول اهالی یک محله به خصوص ادعا کنند که آقا از ما بوده است . 
در کتب مختلف نقل شده است که آقا ابتدا در قنوات بوده اند . مردم محله بهبهان برای اقامه نماز و استفاده از محضر آقا به قنوات رفتند ولی چون اعیان و مردم متمکن بیش تر در محله بهبهان منزل داشته اند خواستند آقا را نیز به آن محله دعوت کنند و از نزدیک از فیض محضرش استفاده کنند به خاطر این منظور و برای این که بر سر این موضوع دعوای قنوات وبهبهان در نگیرد یک از تجار محترم بهبهان، آقا به همراه عده ای از علما وساکنین قنوات را به بهبهان دعوت می کند وهمان جا از آقا میخواهد که در مسجد آن محله نماز جماعت به پاگزارند و برای تبرک چند روزی تدریس کنند .آقا هم می پذیرند و چند روزی در بهبهان می مانند . این مدت به طول می انجامد تا آنجا که آقا ساکن محله بهبهان می شود و بدون سر و صدا نقشه عملی می گردد . آقا هم که متوجه موضوع بوده به طوری مشی می کند که مردم قنوات وبهبهان حساس نشوند وایشان در دو محله مزبور رفت و آمد نموده تا این دو محله یکسان از وجودش بهره گیرند. 

•ترک بهبهان 

ایشان به طور ناگهانی بهبهان را ترک می نمایند .در بهبهان معروف است که علت مهاجرت آقا از این شهر این بوده که خواجه عزیز کلانتر روزی
موقع نماز به آقا میگوید :آقا ببینید بر اثر دستوری که داده ام مردم چه قدر در نماز جماعت شما شرکت کرده اند و جمعیت چه قدر زیاد شده است. آقا به حدی از این گفته منقلب می شوند که نمازعصر نخوانده به منزل می رودند و برای همیشه بهبهان را ترک می گویند تا مبادا بر اثر این گونه اعمال سفیهانه مریدان نادان زنگ ریا بر دل پاکش نشیند. دربیرون شهر نماز عصر را می خوانند وبدون اطلاع راهی عتبات می گردند. 

آقا درکربلا ونجف اشرف 

آقا قبلا در کربلا ونجف بودند وبه خوبی آشنایی با روحیات علما ومردم آنجا داشته و در مدت توقف دربهبهان نیز تا سر حد قدرت با علمای اخباری آنجا دست و پنجه نرم کرده و همه را ملزم و محکوم نموده و بساط اخباریین آنجا را در هم پیچیده بود واینک با عزمی راسخ و تصمیمی خلل ناپذیر وارد کربلا شده تا آخرین ضربه خود را بر پیکر اخباریت وارد سازد و حساب آن ها را بکلی تصفیه نماید و چهره حقیقت را از پس پرده هوا و هوس و ابرهای مظلمی که آسمان کربلا را فرا گرفته بود آشکار سازد. 
بعد از آنکه آقا بهبهان از مراجعت کرد و وارد نجف اشرف شد ، درمجلس درس مدرسین آن وقت حضور به هم رسانید ولی استاد کاملی که بتواند از استفاده کند نیافت ، از این رو به کربلا رفتند . در آن موقع کربلا محل تجمع اخباریها و رئیس آنها در آن زمان شیخ یوسف (صاحب حدائق) بود. وحید بهبهانی چند روزی در بحث وی حاضر گشت آن گاه روزی در صحن شریف ایستادند و با صدای رسا فریاد برآوردند :ای مردم ،من حجت خدا بر شما هستم. 
علما وفضلا از هر طرف متوجه وی گشتند وبه دور او جمع شده و به او گفتند :چه می خواهی. 
آقا گفتند : می خواهم شیخ یوسف منبرش را در اختیار من بگذارد و دستور دهد تا شاگردانش پای منبر من حاضر شوند. وقتیکه این خبر به شیخ یوسف رسید از انجا که وی از مسلک اخباری عدول کرده بود واز ترس جهال آن ها نمی توانست حق را اظهار کند با طیف خاطر تقاضای وحید را پذیرفت تا شاید او بتواند بطلان مسلک اخباری را بر آن ها ثابت کند. 
وحید سه روز به درس و بحث وگفتگو پرداخت و در نتیجه دو ثلث شاگردان شیخ یوسف را برگردانید به مذهب اصولی.از این موضوع صاحب حدائق بسیار مسرور شدند .وحید بهبهانی بعد از آن نیز با علمای اخباری مناظراتی داشتند وتوانستند همان کاری را کنندکه دربهبهان موفق به انجام آن شدند. 

•وفات آقا

 
عمر آقا از نود تجاوز نموده ودر آخر عمر ضعف بر وی مستولی گردید. درس وبحث را تا حدی ترک گفته ودستور داد که شاگردش بحرالعلوم به نجف اشرف منتقل شود و در آنجا به تدریس مشغول گردد. 
در سال وفات آقا سه قول است : ١٢٠٥ یا ١٢٠٦ یا ١٢٠٨ 
آقا در کربلای معلی به جوار رحمت حق پیوست و در رواق حضرت امام حسین پایین پای ایشان مدفون شد. صندوق قبر ایشان در آن محل مقدس مشهود است.مختصراین که آن علامه بزرگ که تمام عمرگرانبهای خود را مصروف نگه داری علوم واخبار وآثار اهل بیت عصمت و تعلیم وتربیت نوابغ وبرجستگان بیشماری نمود تا اوهام وخرافات را از مغزهایی که آکنده از آن بود بیرون آوردو با محو آثار و بدعتهای اخباریین و تاسیس وتجدید مکتب اصول واجتهاد و استدلال,عظمتی به مذهب حقه شیعه داد،بعد از هشتاد ونه سال عمرکثیرالنفع خود دیده از این جهان فرو بست. 
آقا در عصر خود مشهور به مجدد مذهب بود . شاگردانش همه جا او را مروج دین حنیف و مجدد طریقه اجتهاد و تقلید و زنده کننده اساس تشیع میدانند. به برکات تاییدات متین وی غبارهای آرای اخباریین که هواپرستی های جاهلیت دیگری را به نظر آوردند از میان رفت چنان که بدعتهای جماعت ملحدین و صوفیه که همه جا را فراگرفته بود به برکت ویاری مرحوم مجلسی از دین حنیف خاموش شد و نیز هر دوی آن ها را از این جهت آیت الله گویند .

 
•مقام علمی آقا

 
ایشان علوم عملیه را از خدمت بندگان خلد آشیان عالم ربانی ، پدر خود و از خدمت عالی جناب فضائل مآب مستغنی الالقاب سید محمد طباطبایی بروجردی و علوم نقلیه را از محضر سید صدر الدین قمی استفاده کرد در معقولات ید طولانی داشت و لکن به سبب دلایلی در اواخر عمر به تدریس آن اشتغال نمی ورزید. در علم رجال به حدی متبحر بود که برتر او کسی یافت نمی شود. 
•فضایل اخلاقی و شخصیت عالی 
آقا به غایت خوش صحبت و گشاده رو و لطیفه گو بودند و اغلب لطایفش بر زبان ها مشهور بود .

 
•زهد آقا 

زهد آقا به مرتبه ای بود که لباس های آن سرور کرباس بود در مدت عمر پر برکت خویش به جمع ذخایر دنیویه همت نکرد بلکه اصلا به انواع سکه آگاه نبود و صحت با فقر را خوش می دانست

تالیفات آقا

 
شیخ ابو علی در منتهی المقال نوشته است که آقا قریب ٦٠٠ کتاب تصنیف فرموده که بیشتر تالیفاتش فارسی است . تالیفات آقا همه در موضوع متین ،پرفایده و بی نظیر است . از روی مطالعه کتب گرانبهای اوست که امروزه ما می توانیم پی به شخصیت علمی و تاریخ زندگانی پر بار او ببریم . آقا در بیشتر تصنیفاتش ابتکار به عمل در آورده و اغلب به اقوال وآرای علمای اخباری نظر داشته و در بسیاری از مباحث اصول نظریه ای صریح ومنطقی دارد که دیگر علما بر آن سبقت نگرفته اند .اصطلاح ادله اجتهادی و فقاهتی از زمان وی پدید آمده و وی مبتکر این اصطلاح است ، به همین خاطر او را مدرس الاصول میدانند و مکتب او را زنده کننده اساس اجتهاد می دانند. 

از آثار ایشان : 

-فوائد رجالیه 
-حاشیه تهذیب 
-حاشیه بر مذاهب 
-حاشیه بر شرح قواعد 
-حاشیه بر کافی 
-حاشیه بر وجیزه 
-حاشیه بر اول خفری 
-حاشیه بر کتاب کافی 
-رساله ای در خمس فارسی 
-نقد وانتخاب از اول طهارت تا آخر دیات 
-حاشیه ای درطهارت وصلاة 
-رساله ای فارسی در اصول دین 
-حاشیه ای بر مفاتیح فیض کاشانی 
-رساله تفحه حسینی و.............. 

•استادان آقا 

آقا علم حدیث ومعقول را در محضر پدر علامه اش آموخت و سپس معقول را در خدمت استاد عالی قدر آقا سید محمد طباطبایی بروجردی تکمیل نمود و همان جا فقه و اصول را از سید صدر الدین همدانی فرا گرفت .استادان آقا منحصر به همین سه بزرگوارند. 

•شاگردان آقا

 
یکی از امتیازات آقا نسبت به سایر مجتهدین شیعه بلکه تمام علمای اسلام از هر فرقه ومذهب که از جهت او را ممتاز می گرداند و موقعیت خاص وعظمت مخصوص به وی می بخشد ، شاگردان بزرگ وفقها و مجتهدین نامداری است که از مکتب وی برخاستند.شاگردان معروف ایشان بیش از ٥٠ نفر هستند که در ردیف مجتهدین درجه اول شیعه به شمار می آیند ،ازجمله: 
-علامه بحر العلوم 
-میرزا محمد مهدی شهرستانی 
-آقا سید علی طباطبایی (صاحب ریاض) 
-شیخ جعفرکبیر (کاشف الغطاء) 
-میرزای قمی 
-سید محسن اعرجی 
-حاج ملا مهدی نراقی 
-شیخ اسدالله کاظمی 
-آقا سید جواد عاملی (صاحب مفتاح الکرامه) 
-شیخ ممحمد تقی اصفهانی (صاحب حاشیه معالم) 
-آقا محمد باقر حجة الاسلام شفتی (اصفهانی) 
-حاجی محمد ابراهیم کلباسی 
-حاج ملا احمد نراقی 
-میرزا محمد تقی قاضی 
-حاج میرزا یوسف تبریزی 
-سید محمد حسن زنوزی 
-میر محمد حسین اصفهانی 
-شیخ محمد حسین خراسانی 
-شمس الدین بن جمال الدین بهبهانی 
-سید احمد طالقانی نجفی 
-سید دلدار علی نصیر آبادی هندی 
-شیخ ابو علی حائری (صاحب منتهی المقال) 
-حاج ملا محمد رضا استر آبادی 
-ملا محمد کاظم هزار جریبی 
-ملا عبد الصمد همدانی 
-سید احمد عطار بغدادی 
-حاج میرزا محمد حسن قزوینی 
-سید محمد قیصر خراسانی 
-سید محمد شفیع شوشتری و................


اشتراک

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.